سلام
چرا از هيچكس خبري نيس؟؟؟؟؟؟؟من همش منتظرم كه يكي بياد از حال و احوالش بگه ولي خبري نيست......
حالا كه من نفر قبلي بودم لازم به ذكر كه بگم اون امتحاني كه راجع بهش نوشته بودم،خدا رو شكر قبول شدم.ديگه وقتشه كه برم كلاس زبان.ولي به اين راحتي ها هم نيست.
حال و احوال زندگيم هم جالب نيست.شوهرم مدام پيشم نيست و من همش با دختر خاله و پسرخاله هام سر و كله ميزنم.الان الانا هم خبري از رفتن به خونه خودمون نيست.از اين طرز زندگيم ديگه واقعا خستم.
خدايا كمكم كن.......
خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
با انگشتان مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)