میشد بگم از ریزه کاری های زنونه استفاده کنید تا به زندگی مشترک علاقه مند بشه
میشد بگم خانواده ها رو واسطه قرار بدین تا مشکل حل شه
میشد بگم همسرتون رو با شکایت به خاطر نفقه و مهریه و... وادار به همراهی کنین
میشد...
اما ظاهرا کار از این حرف ها گذشته. چرا دارین عمرتون رو به پای مردی هدر میدین که دیدنش جز اعصاب خوردی و افسردگی چیزی براتون نداره. شما هنوز جوونید و به طور طبیعی حداقل چهل سال دیگه زندگی می کنید. می خواید چهل سال رو همین طوری بگذرونید؟ با همچین رنجی. متاسفم اما اگه این کارو بکنید جز خود شما، هیچکس حتی شوهرتون مقصر نیست.
این وضعیت حتی به ضرر دخترتون هم هست. شاید روحیه دخترتون با دیدن پدرش برای مدت کوتاهی خوب بشه اما بعدش مجبوره کنار شما بمونه که به خاطر دیدن همون آدم روحیتون خراب شده. برای یه بچه بهتر نیست که شرایط ثابتی -حتی اگه ایده آل نباشه- داشته باشه تا اینکه گاهی خوش باشه و گاهی ناخوش؟!
بهتر نیست بعدها از کودکیش خاطره تلخ یه طلاق رو به یاد بیاره تا اینکه همیشه شاهد زندگی آشفته یه زوج باشه با مردی که خیلی راحت دنبال عیاشی میره و خیانت میکنه و بی توجهه و زنی که تحمل میکنه و از درون نابود میشه؟!
- - - Updated - - -
پست جدیدتون رو الان خوندم. اگه وضع مالی خوبی داره به هیچ وجه از حق و حقوقتون نگذرید. حضانت فرزندتون رو به هر نحو ممکن بگیرید و بعدش هم مجبورش کنید نیازهای مالی فرزندش رو تامین کنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)