سلام مریم جان
منم اوایل مثل شما بودم تا اینکه به کمک دوستهای همدردی تونستم بر خیلی از اشتباهات اخلاقیم غلبه کنم و الانم همسرم عملکرد خیلی خیلی خیلی بهتری نسبت به قبل داره
برات مثال میزنم:
1. قبلا مثل شما توقع داشتم چون محل کارش به خونه ما نزدیکه هفته ای 2 بار ببینمش این درحالیه که واقعا گاها براش مقدور نبود که حتی یه روز بتونه 10 مین با من مکالمه داشته باشه... چه برسه به ملاقات منم کلی بهش گله میکردم ولی الان اصلا توقعی ازش ندارم نه در مورد زنگ زدنش نه رفت و آمدش و این باعث شده خودش بتونه مدیریت کنه و الان هفته ای 2 بار به من سر میزنه و 1 بارم میرم منزلشون
2. در مقابل بی اعتنایی هاش و حرکات اشتباهش فورا گریه ام میگرفت و این نه تنها مسئله رو حل نمیکرد بلکه مثل هیزمی بود که آتیش خشم و بیشتر میکرد در حالی که الان در صورت بغرنج شدن شرایط برام اول یه چند ساعتی سکوت میکنم تا ناراحتیم فروکش کنه و بعد در قالب جملات کوتاه و خیلی ساده مطلب و با ایشون در میون میذارم و براحتی مسئله حل میشه
3. (من از هیچ کسی توقع عذرخواهی به هیچ صورت ندارم) ولی فقط پشیمونی رو در طرفم ببینم راضی میشم اما ایشون در شرایطی که میدونستنن مقصر هستند بازم عذرخواهی نمیکردن الان روابطمون طوری شده که علاوه بر اینکه عذرخواهی میکنن گاها هرازچندگاهی بابت اذیت هایی که کردند هم مجدد عذرخواهی میکنن... اینکه شما مستقیماً از همسرتون بخواین اظهار ندامت کنن به نظر من اصلا کار درستی نیست... بعضاً ممکنه من نوعی هم نسبت به شما توی یه همچین شرایطی جبهه بگیرم
4. در مورد امر ونهی کردن فرموده بودید.. ایشون همسر شماست و گفتن "چشم عزیزم،حتما انجام میدم" در یک مرد معجزه میکنه بنظرم بهتره امتحانش کنی... مطمئن باش همسرت هم بعد از مدتی ادبیات گفتاریش رو مطابق با ادبیات شما تغییر میده
موفق باشی عزیزم
من واقعا از دوستای همدردی ممنونم بابت راهنمایی های خوبشون و از سایت همدردی کلی تشکر میکنم بابت انجمن های خوب و مقالات عالی که توی این انجمن دارند
- - - Updated - - -
سلام مریم جان
منم اوایل مثل شما بودم تا اینکه به کمک دوستهای همدردی تونستم بر خیلی از اشتباهات اخلاقیم غلبه کنم و الانم همسرم عملکرد خیلی خیلی خیلی بهتری نسبت به قبل داره
برات مثال میزنم:
1. قبلا مثل شما توقع داشتم چون محل کارش به خونه ما نزدیکه هفته ای 2 بار ببینمش این درحالیه که واقعا گاها براش مقدور نبود که حتی یه روز بتونه 10 مین با من مکالمه داشته باشه... چه برسه به ملاقات منم کلی بهش گله میکردم ولی الان اصلا توقعی ازش ندارم نه در مورد زنگ زدنش نه رفت و آمدش و این باعث شده خودش بتونه مدیریت کنه و الان هفته ای 2 بار به من سر میزنه و 1 بارم میرم منزلشون
2. در مقابل بی اعتنایی هاش و حرکات اشتباهش فورا گریه ام میگرفت و این نه تنها مسئله رو حل نمیکرد بلکه مثل هیزمی بود که آتیش خشم و بیشتر میکرد در حالی که الان در صورت بغرنج شدن شرایط برام اول یه چند ساعتی سکوت میکنم تا ناراحتیم فروکش کنه و بعد در قالب جملات کوتاه و خیلی ساده مطلب و با ایشون در میون میذارم و براحتی مسئله حل میشه
3. (من از هیچ کسی توقع عذرخواهی به هیچ صورت ندارم) ولی فقط پشیمونی رو در طرفم ببینم راضی میشم اما ایشون در شرایطی که میدونستنن مقصر هستند بازم عذرخواهی نمیکردن الان روابطمون طوری شده که علاوه بر اینکه عذرخواهی میکنن گاها هرازچندگاهی بابت اذیت هایی که کردند هم مجدد عذرخواهی میکنن... اینکه شما مستقیماً از همسرتون بخواین اظهار ندامت کنن به نظر من اصلا کار درستی نیست... بعضاً ممکنه من نوعی هم نسبت به شما توی یه همچین شرایطی جبهه بگیرم
4. در مورد امر ونهی کردن فرموده بودید.. ایشون همسر شماست و گفتن "چشم عزیزم،حتما انجام میدم" در یک مرد معجزه میکنه بنظرم بهتره امتحانش کنی... مطمئن باش همسرت هم بعد از مدتی ادبیات گفتاریش رو مطابق با ادبیات شما تغییر میده
موفق باشی عزیزم
من واقعا از دوستای همدردی ممنونم بابت راهنمایی های خوبشون و از سایت همدردی کلی تشکر میکنم بابت انجمن های خوب و مقالات عالی که توی این انجمن دارند![]()







... بعضاً ممکنه من نوعی هم نسبت به شما توی یه همچین شرایطی جبهه بگیرم


علاقه مندی ها (Bookmarks)