ghamze جان این که چرا باید به خودمون دردسر بدیم که یه بچه ای که بعدا به ما بی وفایی می کنه و ما رو درک نمی کنه بزرگ کنیم .....کلا اشتباه است...من خودم اصلا به این فکر نمی کنم که بچم در آینده حتی بیاد دستم رو بگیره ..یعنی می دونی اگه بخوایم فرزندانمون رو به خاطر توقعات ایندمون بزرگ کنیم اونی که کلا همه چیش رو از دست می ده ما هستیم....
تا حالا گل رز رو دیدی وقتی بخوای بچینینیش دستت کلی خار میره ولی تو این زحمت رو به خودت می دی که اون رو می چینی و وقتی می چینیش می ذاریش تو گلدون و تمام تلاشت رو می کنی تا پر طراوت بمونه و دیرتر پژمرده بشه..(بچه هم این دردسر رو داره)
این که چرا باید این چند صباح زندگیمون رو روی بزرگ کردن بچه بزاریم و خودمون رو از لدت های دنیا محروم کنیم باید بگم من خودم با تمام دردسرهایی که بچم برام ایجاد کرده الان لدت های زندگیم بیشتر بلکه عمیقتر شده...من زندگیم هدفمند تر شده وبا برنامه تر به طوری که بارها به خودم گفتم کاش چند سال زودتر به دنیا اومده بود...
شاید باورت نشه من الان هم درس می خونم هم ورزش می کنم هم به هیکلم می رسم هم به شدت خانه داری می کنم کارهایی که هیچ وقت هیچ کدومشون رو درست و کنار هم نتونسته بودم انجام بدم
وببین این حرفها رو کسی داره بت می زنه که با متولد شدن بچم زندگیم داشت از هم می پاشید
به نطرم در مورد این که چرا باید شما هم کار کنی و هم ظرف بشوری و در آینده هم بچه داشتی و هم مشکلات ......به نطرم فقط متفاوت بودن نگرش شما و همسرت است که باید با صحبت با او به تفاهم برسین من خودم با همسرم خیلی در این مورد حرف میزدیم و حتی همسرم هنوذ هم بر این باوره که بچه داری و کار خونه وظیفه زن است با این همه در کارهای خونه خیلی کمک می کنه به نطرم در افکارش تغییر ایجاد شده
باز هم توصیه می کنم که قبل از هر اقدامی به بچه دار شدن همه جوانب ومشکلات حضور بچه رو با همسرتون بررسی کنید و زندگیتون رو شبیه سازی کنید تا بعدا کمتر به مشکل بخورید








علاقه مندی ها (Bookmarks)