جناب کامران ممنون بابت راهنمایی هات
ولی من حسود نیستم این حرفهایی که گفتم که فلانی با کی ازدواج کرده و... از روی حسودی نبود
نمیدونم شاید منظورم رو نتونم برسونم اون روز که این تاپیک رو زدم دلم واقعا گرفته بود نمیدونم شاید زیادی مغرور شدم شاید توکلم کمتر شده.....
زمانی بود که تو دانشگاه یکی از بچه ها نامزد میکرد اولین نفر من بودم که بهش تبریک می گفتم بقیه میگفتن تو چطوری به اون دختره افاده ای تبریک میگی یا باهاشون دوستی یا اینکه چطوری وقتی پیشت در مورد شوهرش و ... تعریف می کنه حرفاشون رو گوش میدی نه حسودی میکنی نه ناراحت میشی......( این حرفا رو بچه های مجرد میزدن) ولی من میگفتم ما ها با هم دوستیم این حرفا چیه؟؟؟ شاید اگه منم نامزد کرده بودم براشون تعریف می کردم و اینکه بهشون حق میدم شاد باشن و ..... خدا شاهده یک بار هم حسودی نکردم
اما نمی تونم کتمان کنم که واقعا علاقه دارم با کسی که همطراز با خودم باشه ازدواج کنم........
ایا خواسته ای زیاده ای؟؟؟ قبل ها وقتی بیست و دو سه سالم بود فک می کردم میشه ان شا ا... که بشه
من این تاپیک رو زدم که بفهمم چطوری می تونیم همسر دلخواهمون رو جذب کنیم؟؟؟؟
- - - Updated - - -
به نظرم باید توکلم رو مثل قبل بالا ببرم همه چیزو بسپارم بهش








علاقه مندی ها (Bookmarks)