بچه ها نمیدونم کار هایی که میکنم فایده داره یا نه..همش بهانه میگیره..غر میزنه..از همه چیز ایراد میگیره..چیزایی رو بد میدونه که من اصلا بد نمیدونم..
دیشب باهم حرف میزدیم..بهش گفتم اگه اشکال نداره بیا بریم پیش ی دکتر ببینیم علت اینکه ی دفع میل جنسیت کم شده چیه ..آخه وقتی عقد بودیم اصلا اینجوری نبود اما از وقتی عروسی کردیم سرد شده..طبق معمول گفت من مشکلی ندارم مشکل از تو..تو دخترونه رفتار میکنی نه زنونه..هرچی هم گفتم یعنی چی گفت من اینو باز کنم قبحش از بین میره..توضیح نداد..ولی من فکر میکنم اینجوری میگه که همه چیو توجیه کنه.تقصیرو گردن نندازه .من فکر میکنم واقعا ی مشکلی داره..اما دکتر نمیاد..شایدم میخاد منو تنبیه کنه..شایدم به خاطره اینکه خانوادش مدام از من بد میگن اینجوریه..
در کل خیلی بهانه میگیره..مثلا امروز کناره غذاش ی برگ سبزی گذاشتم باهام دعوا افتاد چرا احترام نمیزاری؟؟بدم میاد واسم چیزی میزاری؟؟جالب اینجاست که حرف از احترام میزنه ولی خودش ی آدم بیشعور و بی ادب به تمام معناست..٣ شنبه تولدشه میخام واسش ی جشنه ٢نفره بگیرم ولی دلم اصلا طرفش صاف نیست..انقد بهم سرده مثلا شب ی لباس خوابه خوشگل میپوشم مسخرم میکنه پشتشو میکنه میخابه..منم دیگه نپوشیدم..انقد مسخرم کرده وقتی به خودم رسیدم دیگه اصلآ به خودم دوست ندارم برسم..انگار از خداشه من همیشه نا مرتب باشم ی کم به خودم میرسم ی جوری رفتار میکنه خوشش نمیاد.آخه چرا؟؟
چرا هر چی محبت میکنم انگار نه انگار..؟؟کجای کار میلنگه؟؟
نمیدونم..شاید انقدر تحت تاثیر خانوادشه که محبتای منو نمیبینه..فقط چشمش به دهن اوناست که بد میگن..








علاقه مندی ها (Bookmarks)