به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 21

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 آذر 92 [ 23:35]
    تاریخ عضویت
    1392-8-18
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    121
    سطح
    2
    Points: 121, Level: 2
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی همدم نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    به نظرم ( که شاید هم درست نباشه ) یه جوری خودت تو موقعیتی قرار بده که بهت بگه مثلا وقتی آرایش کردی ازش بپرس بهم میا؟ و یا چقدر خوشگل شدم ؟ و...


    به نظرم این حس ناخوشایند نیست بلکه شما نیاز به محبت کلامی ایشون دارید.
    ممنون دوست خوبم، شده آرایش کنم و بگه ولی به اینکه در مجموع خودم رو در موقعیت قرار بدم فک نکرده بودم، حق با شماست خب، ولی فقط محبت کلامی نیست آخه.
    مثلا چند روز پیش رفتم دکتر عمدا قبلش گفتم یه تعارف نکرد بیام با هم بریم !
    یا امروز با پدرم رفتم خرید بازم نگفت دوس داری بیام!
    یا اینکه من که نمیگم همیشه دانشگاه بیاد دنبالم ولی ماهی دوبار بیاد دیگه، با اینکه همه میگن دوس داریم شوهرتو ببینیم خب همه شوهراشون گاهی میان ولی همسرم ! میدونم کار داره ولی شده که خونه هم بوده ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط gisu نمایش پست ها
    سلام الهام خانوم(همكار)
    من ميتونم دركتون كنم اول اينكه اين زن و شوهر هستن كه بايد زندگي رو بسازن-با يك دنيا شباهت و تفاوت-زندگي اماده و محيا تحويل ما داده نميشه
    زن و شوهر دو ادم متفاوت هستند چون بين اين چند ميليارد ادم هيچكس شبيه هم نيست
    منم با خودم خيلي فكر اين تفاوتها رو ميكنم كه مثلا اره منم ازدواج كنم شوهرم چه خصوصيت اخلاقي ميتونه داشته باشه
    و همه اين چيزهايي كه گفتيد به نظر من حاشيه هاي زندگي هستن والبته ميتونن چاشني و شيرين تر كننده يك زندگي باشن
    بايد درك كنيد كه همسرتون هم خصوصيت اخلاقي مختص خودشو داره
    يك كودكي متفاوت يك تربيت و رشد مجزا از شما رو گذروندن(خودتون كه متوجه هستيد)

    بايد متقابلا بتونيد باهم هم حسي كنيد

    همسرتون احتمالا محبتشون رو به نوع ديگه ايي به شما ابراز ميكنه -وگرنه از كجا ميگيد كه عاشقتونه؟

    ميشه يكمم از خصوصيات اخلاقي همسرتون بگيد؟
    چه چيزهايي رو دوست دارن-اصلا احساساتي نيستن؟
    چند فرزند هستن-فرزند چندم هستن؟
    مرسی عزیزم. بله، نوع دیگه ای هست، مثلا خودش میگه فک نکنم مردی تا حالا این قدر خانومش رو بوسیده باشه :دی
    یا میگه اصلا فک نمیکردم این قد زود با تو مچ بشم.
    من خیلی پرانرژی ام و جنب و جوش رو دوس دارم ولی ایشون بیشتر دوس دارن منزل باشن
    همسرم فوق العاده مودب هستن، هنوز من رو تو خطاب نکردن .
    من یه خلا دارم تو این رابطه ، حس اینکه یه مرد پشتیبانم باشه نیست یا بی انصافی نکنم و بهتره بگم کمه !
    تولدش یه کادوی خوب واسش گرفتم و خونه رو کلی بادکنک و ... تزیین کردم و شام بردمش بیرون، ذوق کرد ولی شب اومدیم خونه حتی حوصله زیاد عکس گرفتن نداشت میگفت بخوابیم دیگه ! ولی من پنج صبحم بیدار شم شوهرم چنین کاری کنه تا هروقت پایه باشه باهاشم.
    خواهر ندارن، دو تا برادر داره و فرزند اول.
    من اهل مطالعه ام و شعر دوس دارم، برخلاف ایشون.
    اهل والیبال و فوتسال و رالی و این چیزاست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط tamanaye man نمایش پست ها
    من هم فکر میکنم یکم همسرت ناوارده ، پسر های خوبی که اهل دختر بازی نبودن ، یکم این چیزا رو بلد نیستن ، میتونی خودت بهش یاد بدی . مثلا وقتی یک اس ام اس عاشقانه برات میفرسته ، بعد از چند روز که فرصتش پیش اومد بگو اون روز چه اس ام اس قشنگی فرستادی ، تا ببینه چقدر برات مهم بوده که بعد از چند روز هنوز یادت مونده ، باز هم میفرسته .
    یا گاهی اوقات بگو ، خیلی دلم میخواد با هم بریم بیرون قدم بزنیم ، یک وقتی که حالش رو داشتی با هم بریم ؟
    همسر من هم اهل اینکه از من تعریف کنه نیست ، من خودم اگر آرایش کنم ازش میپرسم ، ولی واقعا نیاز به تعریفش دارم . راه حلش رو پیدا کردی به منم بگو
    ممنوون، اوهوووم، گل گفتی، ناوارده حساااابی .
    میدونم اهل دختربازی نبوده و خواهرم نداره، کلا تو فامیل بیشتر پسر هستن....
    یه بار اس خودش رو واسش فرستادم گفتم ببین هنوز دارمش، خیلی خوشم اومد، گفت وای هنوز پاک نکردی، خب پاک کن از گوشیت
    زیاد اهل جوش اوردن نیستم، گفتم : خوب میخوام نگهشون دارم، میخونم حس خوبی دارم!
    یه بار گفتم همونجا نگه داشت رفتیم پارک سوار تاب شدم این قدر ذوق کردم خودش تعجب کرد ولی باز فراموش کرد خب.
    دیگه همین تاپیک رو دنبال کن شاید یه توفیقی شد

    نقل قول نوشته اصلی توسط الهام20 نمایش پست ها
    سلام عزیزم.
    من خیلی خوب درکت میکنم.
    مخصوصا جریان شب عروسیو.اخه منم شب بله برونم دقیقا همینطوری شد.حتی خود ارایشگره یه ریز قربون صدقه م میرفت.همه مهمونا اومدن پرسیدن کدوم ارایشگاه رفتی؟
    اما شوهرم...
    حتی یه بارم بهم نیگا نکرد.چه برسه بگه خوشگل شدی.تااااازه شبشم سر اینکه چرا به مامانم کج نیگا کردی قهر کرد رفت خونشون خوابید.
    روز بعدشم مامانش تیکه شو انداخت: میبینی چقد چشم پره پسر من؟؟از دیشب تا حالا همش میگم چجوری ازون عروس به اون خوشگلی تونستی دل بکنی بیای اینجا تنها بخوابی؟ولی اصن جوابمو نمیده.اصصصصصلن واسش مهم نیس.
    (گفتم بدونی از تعریف نکردنش بدترم میتونسته پیش بیاد و نیومده خداروشکر : پیشتم نخوابه و قهر کنه)

    خب تو با رفتارت باید کار درست رو نشون بدی.
    من واسه زندگیم خیلی رفتم مشاور تا حالا. اینجام که بمااااند.یه سره اینجام و کمک میگیرم
    اینجور که من فهمیدم و بهش میگن باید سکوت فعال داشته باشی.
    غر نزنی.اما رفتارا و کارای تاثیر گذارو کنار نذاری و زیر پوستی انجام بدی.
    مثلا: اومدی دیدی خورده صبحون رو ت شده.
    غر نزن.ناراحت نشو.با خنده بگو: اااااااااا.خوردی عزیزم؟؟ کاشکی یکم عجله میکردم شوهر گلم مجبور نمیشد تنها صبحونه شو بخوره.

    یا اینکه من راجع به شوهر خودم اینکارو کردم:
    همیشه من نبودمم شروع میکرد خوردن.انگار نه انگار.
    اما من بر عکس هممیشه منتظر میموندم بیا با هم بخوریم.کلی م تاکید میکردم: بیا.زود.بدو تا نیای نمیخورم.بیا تنها مگه میشه خورد؟
    الان باورت میشه همیشه منتظرم میمونه تا من بیام؟؟؟

    یا هیچ وقت منو بغل نمیکرد.هیچ وقت.
    منم هیچ وقت اعتراض نمیکردم چرا بغلم نمیکنی؟
    ولی ناخود اگاه اون موقع ها که دل و دماغ داشتم یه سره از سر و کولش میرفتم بالا.همین که دراز میکشید دستاشو باز میکردم میرفتم بغلش.
    باورت میشه الان که دیگه تو اوج اختلافات و دعوا و قهر و بزن بزنیم.با اینکه خیلی م کم همو میبینیم و من دیگه دل و دماغ این کارارو ندارم.اما هر وق دراز میکشه خودش زود دستاشو باز میکنه میگه: بیا اینجا.
    خب توام همین کارو کن.عادتش بده به اینکه به هم اس ام اس عشقولانه بدین.به اینکه باهم با الفظ قشنگ حرف بزنین.

    (من خودم غررررررررق مشکلما.نخندین بهم که باز من داغون اومدم مشاوره بدم اینجا
    ولی چیزی که نتیجه شو خودم دیده بودم قبلا دلم نیومد نگم)
    ممنون دوست گلم.
    ای بابا، واقعا که ! منم درکتون میکنم، خیلی سخته، شما واقعا دختر صبوری بودید، آفرین.
    امیدوارم همه چی درس شه دوستم ، از صمیم قلب
    راهکار جالبیه، غر نمیزنم ولی بعد یه مدت خسته میشم.
    اون اوایل عقدمون این قد ذوق داشتم مثلا هر روز یه رنگ و یه مدل و ... خب دوس داشتم اونم تو ظاهرش تنوع باشه دیگه لااقل یه تی شرت جدید بخره !
    بعد الان اصلا دوس حتی یه چیز کوچیک بخرم واسه خودم.
    بالا هم گفتم، باورت نمیشه امروز که با پدرم رفتم خرید و قبلش بهش گفتم حتی یه تعارف نکرد، کلی دلم شکست ! من دختری نیستم که سریع بگم باشه تو بیا یا اینکه بذارم پولش رو اون حساب کنه، تو کل این دوران فقط یه بار گفتم یه بسته آدامس یا آب بگیره !
    آخه من دوس دارم الان که شوهر دارم جلو خانوادم با اون برم بازار نه هنوزم ...

    ممنون از همه دوستان

  2. کاربر روبرو از پست مفید ***elham*** تشکرکرده است .

    الهام20 (پنجشنبه 07 آذر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.