به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 57
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    به نظر من كسي كه هر روز ايده آل ها و نظراتش رو عوض ميكنه، قابل اعتماد نيست. مطيع يعني تمكين كامل يعني آب خواستي بخوري بايد بهش بگي! الان ميگه منطقيه ولي در عمل ديگه خدا ميدونه. كلا موردي عجيبي به تورتون خورده!

  2. 2 کاربر از پست مفید Aminn تشکرکرده اند .

    دختر بیخیال (دوشنبه 18 فروردین 93), رویای پر کشیدن (چهارشنبه 06 آذر 92)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 خرداد 95 [ 15:20]
    تاریخ عضویت
    1392-8-01
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    2,587
    سطح
    30
    Points: 2,587, Level: 30
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 105 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aminn نمایش پست ها
    به نظر من كسي كه هر روز ايده آل ها و نظراتش رو عوض ميكنه، قابل اعتماد نيست. مطيع يعني تمكين كامل يعني آب خواستي بخوري بايد بهش بگي! الان ميگه منطقيه ولي در عمل ديگه خدا ميدونه. كلا موردي عجيبي به تورتون خورده!
    نه واقعا ایشون آدم کار بلدی نیستن
    ، اون اوایل یه جورایی قصد امتحان کردن داشتن چون بنظرم شاید پیش خودش فکر میکنه که شرایطش خیلی ایده آل هر دختری میتونه باشه!!
    بهرحال من با عقل و منطق خودم و خانواده م ازش راضیم الان دیگه تقریبا همه در جریانن و قراره بزودی بیان خواستگاری
    منم با این شرط مطیع بودن موافقت کردم ولی باز هم دودل شدم که نکنه واسم غیرقابل تحمل باشه
    راستی وقت مشاوره هم گرفتیم ولی 24 آذر وقت دادن..

  4. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 دی 97 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1392-10-07
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    4,404
    سطح
    42
    Points: 4,404, Level: 42
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    75

    تشکرشده 32 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام....مواظب باش زياد مغرور،و متكبر نباشه.....اهل كجا هستن ؟شما كجايي هستيد؟ اطلاعاتتون در مورد خانواده هاتتون ناقصه....سعي نكن بهش القا بشه شما زياد عاشقش هستي

  5. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 خرداد 95 [ 21:46]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    2,763
    سطح
    32
    Points: 2,763, Level: 32
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 135 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما که زیر دست ایشون نیستین که بخواید مطیع باشید. شما وقتی با کسی ازدواج می کنید قرار هست که با هم زندگی تون رو بسازید وگرنه زندگی مشترک چه معنی میده؟ مرد و زن باید طوری رفتار بکنن که بینشون منطق حکم بکنه و ملاک جنسیت نباشه. همونقدر که مرد از زندگی حق داره زن هم از زندگی حق داره و درسته که جایگاه مرد باید طوری باشه که زن بتونه بهش تکیه بکنه، ولی باید مرد این جایگاه رو با رفتار و حرکاتش بدست بیاره نه با پیش شرط گذاشتن در ازدواج.
    به هر حال دقت لازم رو در مورد این شخص داشته باشید (نه تنها در مورد این شخص بلکه در مورد تمامی خواستگارها)، من اینطور که برداشت کردم ایشون ظاهرا اقتدار لازم رو ندارن و تظاهر به اقتدار می کنن وگرنه همون اول بدون حرف اضافه به جای اینکه به شما بگن که بیاید شهرشون آدرس و شماره تماس مادر یا پدرتون رو می گرفتن و با اونها هماهنگ می کردن.
    ایضاً فمنیسم نیستم

  6. 2 کاربر از پست مفید برسرک تشکرکرده اند .

    sanjab (پنجشنبه 12 دی 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 29 اسفند 92)

  7. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 مهر 94 [ 18:56]
    تاریخ عضویت
    1392-11-27
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,400
    سطح
    20
    Points: 1,400, Level: 20
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    43

    تشکرشده 11 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط برسرک نمایش پست ها
    مرد و زن باید طوری رفتار بکنن که بینشون منطق حکم بکنه و ملاک جنسیت نباشه.
    ایضاً فمنیسم نیستم
    من کاملا موافقم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط برسرک نمایش پست ها
    مرد و زن باید طوری رفتار بکنن که بینشون منطق حکم بکنه و ملاک جنسیت نباشه.
    ایضاً فمنیسم نیستم
    من کاملا موافقم

  8. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 خرداد 95 [ 15:20]
    تاریخ عضویت
    1392-8-01
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    2,587
    سطح
    30
    Points: 2,587, Level: 30
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 105 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام خدمت دوستای همدردی و مخصوصا کسایی که تو این مدت من رو راهنمایی کردن
    خیلی وقت هست میخواستم بیام و بنویسم و امشب بلاخره بعد از خوندن کل تاپیکم دوباره تصمیم گرفتم که از راهنمایی های دوستای خوبم استفاده کنم
    دوستان حدودا آذر ماه بود که بعد از کمی شناخت رفتاری ایشون فهمیدم که خیلی نمیشه رو حرفشون حساب کرد از این لحاظ که خیلی آدم رک و رو راست و ساده ای هستن خیلی راحت حرفاشون رو میزدن و من فهمیدم که خیلی از لحاظ ظاهری با ایده آل ایشون متفاوتم (با اینکه از ظاهر خودم مطمئنم و کاملا رضایت دارم)، حرفاشون خیلی برام اهمیتی نداشت، اینکه یکی دو باری که همدیگرو دیدیم به دخترای خاصی اشاره میکردن و میگفتن که از اینجور قیافه ها دوست دارن و یا به من میگفتن که ترم قبل خیلی برام دست نیافتنی بودی و تو دلم آرزو میکردم که به من جواب مثبت بدی ولی الان احساس میکنم که نظرم تغییر کرده در مورد ظاهرت..
    خلاصه ایشون خیلی ایراد میگرفتن و من چون نزدیک امتحانات پایان ترمم بود خیلی ذهنم رو درگیر حرفاشون نمیکردم و سعی میکردم از حرفاش بگذرم با اینکه شنیدنش واقعا واسم سخت بود ولی شرایطی بودم که نمیخواستم خودم رو درگیر کنم
    خلاصه گذشت تا اینکه فرصتی پیش اومد و به ایشون پیشنهاد دادم که فعلا یه مدت دور باشیم از هم و من به خونواده م میگم میخوایم بیشتر فکر کنیم، ایشون خیلی سریع برخلاف انتظارم پذیرفتن، ما از اون شب به بعد (اذر ماه) دیگه باهم صحبتی نکردیم تا اینکه بعد دو هفته زنگ زدن و خیلی اظهار دلتنگی کردن ولی این تصمیم رو کاملا منطقی دونستن و فرصت فکر کردن و پیشنهاد دادن به دخترهای مورد علاقشون خواستن، من هم مخالفتی نکردم ولی مطمئن بودم دیگه هیچ وقت به این آدم فکر نمیکنم، خیلی روزای سختی بود ولی چون درگیر امتحاناتم بودم گذشت..
    تا اینکه اوایل اسفند ماه ایشون تماس گرفتن و گفتن که به این نتیجه رسیدن که من خیلی مورد خوبی برای ایشون هستم و نباید راحت از من بگذرن و مدام علاقه شون رو یادآوری میکردن، بازهم من خیلی جدی نگرفتم و کاملا سرد برخورد میکردم ولی متاسفانه جسارت نه گفتن رو نداشتم!!!!
    حالا ایشون دوباره حرف خواستگاری رو پیش کشیدن ولی دوستای خوبم راحت بهتون بگم احساس میکنم ایشون مریضی روحی دارن یعنی خودشون هم این رو قبول داره ولی توقع داره که من باهاش بمونم، یعنی با اینکه به من فرصت انتخاب میدن ولی قبول ندارن!!
    خواهشا با اطمینان جواب من رو بدین
    ایشون خیلی بهم سخت میگیره از لحاظ اجتماعی، خیلی زود قضاوت های نادرست میکنه در موردم ، خیلی زود ناراحت و شاکی میشه از حرفام..
    ولی بازم با اینکه امروز جرات کردم و گفتم نمیتونم ادامه بدم ولی بارم خواست نظرم رو تغییر بده
    دوستان من مشکل جسارت در گفتار دارم در مورد ایشون البته، یه آدم خیلی آروم و منفعلی شدم
    اصلا از حزفاش و رفتارش ناراحت نمیشم، اینکه از من نا امید شده و به دختری پیشنهاد داده یا حتی بخواد از کسی تعریف کنه از هیچی ناراحت نمیشم
    درحالیکه من همچین آدمی نبودم
    پس چرا الان اینطور شدم، چرا نمیتونم بگم نه نمیخوام، نمیتونم
    دوستان کمکم کنید

  9. 2 کاربر از پست مفید رویای پر کشیدن تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 20 اسفند 92), kiann (سه شنبه 20 اسفند 92)

  10. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رویای پر کشیدن نمایش پست ها
    با سلام خدمت دوستای همدردی و مخصوصا کسایی که تو این مدت من رو راهنمایی کردن
    خیلی وقت هست میخواستم بیام و بنویسم و امشب بلاخره بعد از خوندن کل تاپیکم دوباره تصمیم گرفتم که از راهنمایی های دوستای خوبم استفاده کنم
    دوستان حدودا آذر ماه بود که بعد از کمی شناخت رفتاری ایشون فهمیدم که خیلی نمیشه رو حرفشون حساب کرد از این لحاظ که خیلی آدم رک و رو راست و ساده ای هستن خیلی راحت حرفاشون رو میزدن و من فهمیدم که خیلی از لحاظ ظاهری با ایده آل ایشون متفاوتم (با اینکه از ظاهر خودم مطمئنم و کاملا رضایت دارم)، حرفاشون خیلی برام اهمیتی نداشت، اینکه یکی دو باری که همدیگرو دیدیم به دخترای خاصی اشاره میکردن و میگفتن که از اینجور قیافه ها دوست دارن و یا به من میگفتن که ترم قبل خیلی برام دست نیافتنی بودی و تو دلم آرزو میکردم که به من جواب مثبت بدی ولی الان احساس میکنم که نظرم تغییر کرده در مورد ظاهرت..
    خلاصه ایشون خیلی ایراد میگرفتن و من چون نزدیک امتحانات پایان ترمم بود خیلی ذهنم رو درگیر حرفاشون نمیکردم و سعی میکردم از حرفاش بگذرم با اینکه شنیدنش واقعا واسم سخت بود ولی شرایطی بودم که نمیخواستم خودم رو درگیر کنم
    خلاصه گذشت تا اینکه فرصتی پیش اومد و به ایشون پیشنهاد دادم که فعلا یه مدت دور باشیم از هم و من به خونواده م میگم میخوایم بیشتر فکر کنیم، ایشون خیلی سریع برخلاف انتظارم پذیرفتن، ما از اون شب به بعد (اذر ماه) دیگه باهم صحبتی نکردیم تا اینکه بعد دو هفته زنگ زدن و خیلی اظهار دلتنگی کردن ولی این تصمیم رو کاملا منطقی دونستن و فرصت فکر کردن و پیشنهاد دادن به دخترهای مورد علاقشون خواستن، من هم مخالفتی نکردم ولی مطمئن بودم دیگه هیچ وقت به این آدم فکر نمیکنم، خیلی روزای سختی بود ولی چون درگیر امتحاناتم بودم گذشت..
    تا اینکه اوایل اسفند ماه ایشون تماس گرفتن و گفتن که به این نتیجه رسیدن که من خیلی مورد خوبی برای ایشون هستم و نباید راحت از من بگذرن و مدام علاقه شون رو یادآوری میکردن، بازهم من خیلی جدی نگرفتم و کاملا سرد برخورد میکردم ولی متاسفانه جسارت نه گفتن رو نداشتم!!!!
    حالا ایشون دوباره حرف خواستگاری رو پیش کشیدن ولی دوستای خوبم راحت بهتون بگم احساس میکنم ایشون مریضی روحی دارن یعنی خودشون هم این رو قبول داره ولی توقع داره که من باهاش بمونم، یعنی با اینکه به من فرصت انتخاب میدن ولی قبول ندارن!!
    خواهشا با اطمینان جواب من رو بدین
    ایشون خیلی بهم سخت میگیره از لحاظ اجتماعی، خیلی زود قضاوت های نادرست میکنه در موردم ، خیلی زود ناراحت و شاکی میشه از حرفام..
    ولی بازم با اینکه امروز جرات کردم و گفتم نمیتونم ادامه بدم ولی بارم خواست نظرم رو تغییر بده
    دوستان من مشکل جسارت در گفتار دارم در مورد ایشون البته، یه آدم خیلی آروم و منفعلی شدم
    اصلا از حزفاش و رفتارش ناراحت نمیشم، اینکه از من نا امید شده و به دختری پیشنهاد داده یا حتی بخواد از کسی تعریف کنه از هیچی ناراحت نمیشم
    درحالیکه من همچین آدمی نبودم
    پس چرا الان اینطور شدم، چرا نمیتونم بگم نه نمیخوام، نمیتونم
    دوستان کمکم کنید

    عزیزم بکش کنار ، میدونی ناراحت نشو اما مثل اینکه کسی گیرش نیومده میخواد بیاد سراغ تو ، این رو حرفایی که زدی برداشت کردم.

    نزار هیچ وقت به خاطر ظاهرت مورد قضاوت قرارت بده چون هر کسی ظاهرش رو دوست داره مشکل اونه که نمیتونه کنار بیاد ..

    اینطوری که اینقد راحت بقیه رو با شما اونم جلو خود شما مقایسه میکنه خدا میدونه بعدا چیکار میکنه...

    خب شما هم که طبیعتا دوست نداری مستقیم یا غیر مستقیم تحقیر بشی اونم به این دلیل که ی پسر از تو خوشش میاد یا نه ..

    به نظر من که سعی کن بزاریش کنار و منتظر فرصت های بهتر باشی اون آقا پسرم بره دنبال کسی که ظاهر بهتری داره و ببینم تا کجا میخواد این داستان رو دنبال کنه آخرشم پشیمون میشه ...

    در مورد حرفاش اصلا نگران خودت نباش این نظر اونه نظر بقیه مثل برف رو بومه زود آب میشه ، فقط به فکر خودت باش و شدیدا خودت رو دوست داشته باش اجازه نده کسی حق اینو به خودش بده که تورو مورد قضاوت قرار بده ..

  11. 5 کاربر از پست مفید Elena1994 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 20 اسفند 92), maryam240 (جمعه 03 اردیبهشت 95), فرهنگ 27 (پنجشنبه 29 اسفند 92), دختر بیخیال (دوشنبه 18 فروردین 93), رویای پر کشیدن (سه شنبه 20 اسفند 92)

  12. #38
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کار خاصی لازم نیست انجام بدید بانو

    هر دختری در دوران مجردی خواستگار براش میاد اگه اینجوری بخواد برخورد کنه که نمیشه که بانو باید اعتماد بنفس خودتون رو افزایش بدید و وقتی میبینی بدرد شما نمیخوره خوب محکم و قوی بگید نه.خواهشا توضیح اضافی ندید و به این هم فکر نکنید که چه توضیحاتی باید بدید چون همین باعث میشه به این موضوع فکر کنید و در تصمیم گیریتون سست بشید
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  13. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    sanjab (سه شنبه 20 اسفند 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 29 اسفند 92), رویای پر کشیدن (سه شنبه 20 اسفند 92)

  14. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 خرداد 95 [ 15:20]
    تاریخ عضویت
    1392-8-01
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    2,587
    سطح
    30
    Points: 2,587, Level: 30
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 105 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Elena1994 نمایش پست ها
    عزیزم بکش کنار ، میدونی ناراحت نشو اما مثل اینکه کسی گیرش نیومده میخواد بیاد سراغ تو ، این رو حرفایی که زدی برداشت کردم.

    نزار هیچ وقت به خاطر ظاهرت مورد قضاوت قرارت بده چون هر کسی ظاهرش رو دوست داره مشکل اونه که نمیتونه کنار بیاد ..

    اینطوری که اینقد راحت بقیه رو با شما اونم جلو خود شما مقایسه میکنه خدا میدونه بعدا چیکار میکنه...

    خب شما هم که طبیعتا دوست نداری مستقیم یا غیر مستقیم تحقیر بشی اونم به این دلیل که ی پسر از تو خوشش میاد یا نه ..

    به نظر من که سعی کن بزاریش کنار و منتظر فرصت های بهتر باشی اون آقا پسرم بره دنبال کسی که ظاهر بهتری داره و ببینم تا کجا میخواد این داستان رو دنبال کنه آخرشم پشیمون میشه ...

    در مورد حرفاش اصلا نگران خودت نباش این نظر اونه نظر بقیه مثل برف رو بومه زود آب میشه ، فقط به فکر خودت باش و شدیدا خودت رو دوست داشته باش اجازه نده کسی حق اینو به خودش بده که تورو مورد قضاوت قرار بده ..
    مرسی عزیزم
    بله دقیقا همینه، یکی دو بار این مدت پیشنهاد داده و جواب منفی گرفته، دیروز هم گریه کرد گفت منو ببخش که این کارو کردم
    میدونی عزیزم اصلا دیگه حرفاش برام مهم نیست ولی دلم میخواد تلافی کنم که این همه مدت منو تحقیر کرده
    میخوام بیاد جلو و بگم نه که ضایع بشه، این حس انتقام گرفتن منو تا اینجا نگه داشته که بدجور حالش رو بگیرم
    واقعا نمیبخشمش، جلوی من تو یه نمایشگاهی به دخترای خیلی آرایش کرده اشاره میکرد یا جلو من زل میزد بهشون! ازش متنفرم ولی نمیتونم راحت ازش بگذرم چون تمام تحثیراشو تحمل کردم و بخاطر اینکه اعصابم خورد نشه فقط سکوت کردم، از این ناراحتم که چطور فراموش کنم!!!

  15. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رویای پر کشیدن نمایش پست ها
    مرسی عزیزم
    بله دقیقا همینه، یکی دو بار این مدت پیشنهاد داده و جواب منفی گرفته، دیروز هم گریه کرد گفت منو ببخش که این کارو کردم
    میدونی عزیزم اصلا دیگه حرفاش برام مهم نیست ولی دلم میخواد تلافی کنم که این همه مدت منو تحقیر کرده
    میخوام بیاد جلو و بگم نه که ضایع بشه، این حس انتقام گرفتن منو تا اینجا نگه داشته که بدجور حالش رو بگیرم
    واقعا نمیبخشمش، جلوی من تو یه نمایشگاهی به دخترای خیلی آرایش کرده اشاره میکرد یا جلو من زل میزد بهشون! ازش متنفرم ولی نمیتونم راحت ازش بگذرم چون تمام تحثیراشو تحمل کردم و بخاطر اینکه اعصابم خورد نشه فقط سکوت کردم، از این ناراحتم که چطور فراموش کنم!!!

    عزیز دلم هیچ وقت این کارو نکن ، نه برا اینکه دلمون برا پسره بسوزه نه ، اگه اینکارو کنی انگار که ضعف نشون دادی وقتی در جهت اون پسر اقدام منفی یا مثبت انجام میدی یعنی کملا تحت تاثیرش قرار داری..

    کاری که خیلی خوبه و مناسب و تو باید انجام بدی اینه که بی تفاوت رفتار کنی طوری که انگار نه انگار نظرات و یا قضاوت هاش رو تو تاثیر گذاشته ..

    اینطوری عزت نفس و شخصیتت هم حفظ میشه و هم پررنگ تر میشه و اونی که باخته اونه نه تو عزیزم...

    خوب شد نشد چون این آقا از اون دسته پسراییه که دخترا اصن بهش محل نمیدن و اینم عقده شده و همش به این و اون نگاه میکنه ( اگه درست حدس بزنم تو نگاه کردناش ی جورایی طلبکارم هست ) این جور آدما رو ول کن بعدا پشیمون میشه..

    فقط کاری که گفتم رو فراموش نکنی تحت تاثیر اون پسر کاری انجام نده که پیش خودش بگه : ای ول حتما حالش گرفته شده ، یا بگه ای خدا داره میسوزه که اینطوری رفتار میکنه
    تو طوری رفتار کن کاملا خونسرد و متین و بی تفاوت باش یعنی انگار اون ی آدم غریبه ایه که داره آدرس میپرسه ..

    امیدوارم موفق باشی و کسی که واقا لیاقتت رو داره ی روزی نصیبت بشه و همیشه خوشبخت باشی مثل آخر قصه ها


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط رویای پر کشیدن نمایش پست ها
    مرسی عزیزم
    بله دقیقا همینه، یکی دو بار این مدت پیشنهاد داده و جواب منفی گرفته، دیروز هم گریه کرد گفت منو ببخش که این کارو کردم
    میدونی عزیزم اصلا دیگه حرفاش برام مهم نیست ولی دلم میخواد تلافی کنم که این همه مدت منو تحقیر کرده
    میخوام بیاد جلو و بگم نه که ضایع بشه، این حس انتقام گرفتن منو تا اینجا نگه داشته که بدجور حالش رو بگیرم
    واقعا نمیبخشمش، جلوی من تو یه نمایشگاهی به دخترای خیلی آرایش کرده اشاره میکرد یا جلو من زل میزد بهشون! ازش متنفرم ولی نمیتونم راحت ازش بگذرم چون تمام تحثیراشو تحمل کردم و بخاطر اینکه اعصابم خورد نشه فقط سکوت کردم، از این ناراحتم که چطور فراموش کنم!!!

    عزیز دلم هیچ وقت این کارو نکن ، نه برا اینکه دلمون برا پسره بسوزه نه ، اگه اینکارو کنی انگار که ضعف نشون دادی وقتی در جهت اون پسر اقدام منفی یا مثبت انجام میدی یعنی کملا تحت تاثیرش قرار داری..

    کاری که خیلی خوبه و مناسب و تو باید انجام بدی اینه که بی تفاوت رفتار کنی طوری که انگار نه انگار نظرات و یا قضاوت هاش رو تو تاثیر گذاشته ..

    اینطوری عزت نفس و شخصیتت هم حفظ میشه و هم پررنگ تر میشه و اونی که باخته اونه نه تو عزیزم...

    خوب شد نشد چون این آقا از اون دسته پسراییه که دخترا اصن بهش محل نمیدن و اینم عقده شده و همش به این و اون نگاه میکنه ( اگه درست حدس بزنم تو نگاه کردناش ی جورایی طلبکارم هست ) این جور آدما رو ول کن بعدا پشیمون میشه..

    فقط کاری که گفتم رو فراموش نکنی تحت تاثیر اون پسر کاری انجام نده که پیش خودش بگه : ای ول حتما حالش گرفته شده ، یا بگه ای خدا داره میسوزه که اینطوری رفتار میکنه
    تو طوری رفتار کن کاملا خونسرد و متین و بی تفاوت باش یعنی انگار اون ی آدم غریبه ایه که داره آدرس میپرسه ..

    امیدوارم موفق باشی و کسی که واقا لیاقتت رو داره ی روزی نصیبت بشه و همیشه خوشبخت باشی مثل آخر قصه ها

  16. 2 کاربر از پست مفید Elena1994 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (پنجشنبه 29 اسفند 92), رویای پر کشیدن (چهارشنبه 21 اسفند 92)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 اسفند 92, 16:13
  2. پیشینه بعضی اصطلاحات ، واژه ها و ضرب المثلهای فارسی
    توسط بالهای صداقت در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 خرداد 90, 15:56
  3. روابط جنسی پیش از ازدواج
    توسط PARASTU در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: شنبه 07 دی 87, 10:21

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.