سلام بهار جان درکت میکنم که تو چه وضیعت سختی هستی..ولی میخوام بهت از ته دلم بگم که واقعا آروم باش..
من ١٠٠% با حرفای ملکه عزیز موافقم..میدونم بحرانی که توش گیر کردی چقد نا امیدت کرده ولی مطمئن باش حل میشه..من تو اون تاپیکت برات پستی شبیه به پست ملکه گذاشتم..
شوهرت داشت میومد سمتت اما چون تو زود صبرتو رها کردی و وا دادی حالا اون خودشو گرفته..
الانم هیچی نمیشه..فقط میخواد ادبت کنه که دیگه از این کارا نکنی..
بعدشم نگو دوستاش مهم بودن بچش مهم نیست..بنده خدا شاید راست بگه واقعا مرخصی ندادن بهش.مطمئن باش محکم ترین بندی که الان بین تو و شوهرت هست بچته ...
به حرفای ملکه گوش کن..زنگ و اس ام اس نزن..اون میزنه تو فقط جوابه همون سوالشو با ی کم تاخیر بده..تو خواستتو گفتی بهش..بهش هرجوری بود نشون دادی میخوای برگردی سر زندگیت..
حالا صبر کن..صبر..میدونی یعنی چی؟؟؟یعنی دست از کلانتری و دادگاه بازی بردار بشین تو خونه که شوهرت نگه نه این آدم بشو نیست..ببخشید اینجوری میگما ولی چون مثه خواهرمی اینجوری باهات حرف میزنم..
صبوری کن..
موفق باشید..








علاقه مندی ها (Bookmarks)