به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 73
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,979
    سطح
    33
    Points: 2,979, Level: 33
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    747

    تشکرشده 434 در 128 پست

    Rep Power
    31
    Array
    تو رو خدا سرزنشم نکنید به حرفام گوش کنید .. خیلی حالم بده خیلی

    با هم حرف زدیم ، غیر مستقیم مستقیم نمیدونم خودمم یعنی چی ؟ نمیدونم چی شد اصلا !
    فقط میدونم هر دومون احساساتی شدیم خیلی زیاد .. فهمید حالم خوب نیست .. ازم خواست دستشو بگیرم تا اروم شم

    من قبول نکردم .. اما با تمام وجود دلم میخواست دستشو بگیرم .. نمیدونم چی مانعم شد .. اما خدا رو شکر
    من دختر ناپاکی نیستم .. بعضی چیزا حالیمه

    با احساساتم چکار کنم ؟؟

    - - - Updated - - -

    دلم میخواد بخوابم بیدار شم ببینم همش یه خواب بوده ......

    - - - Updated - - -

    قبول حقیقت از بیان حقیقت سخت تراست
    این جمله بالای صفحه ام بود کاش همه چی به همین راحتی بود

  2. 2 کاربر از پست مفید سنجاب بازیگوش تشکرکرده اند .

    جاثیه (جمعه 01 آذر 92), دختر مهربون (جمعه 01 آذر 92)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    سنجاب عزیزم،
    هم برات ناراحتم هم خوشحال.

    نه بذار اینجوری بگم، ناراحت نیستم. برات خیلی خوشحالم. ولی به شدت میترسم.

    عزیز دلم، فکر کن داری یه جا راه میری، که از قضا شیب دار هم هست.
    یهو مثل این فیلمای تخیلی، مسیرت منجمد میشه. منجمد و لیز.
    اگه یه دست از بیرون نگرفته بودت سر خورده بودی رفته بودی به... معلوم نیست کجاها!

    به اینکه درست پیش رفتی یا نه کاری ندارم. (که البته خدا رو شکر که کمکت کرده)
    ولی به چشم فرصت ببین این موقعیت رو.
    حالا که حرفش پیش اومد، بهش بگو چه اعتقادی داری و سر اعتقادت بمون. (یعنی اگه کات کردنه، کات کن و سر حرفت هم بمون.)

    دیگه یا این وری یا اون وری دیگه!

    - - - Updated - - -

    هر چی دلت میخواد بگو سنجاب جان.
    بذار یه کم سبک بشی.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  4. 3 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (جمعه 01 آذر 92), جاثیه (جمعه 01 آذر 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 01 آذر 92)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,979
    سطح
    33
    Points: 2,979, Level: 33
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    747

    تشکرشده 434 در 128 پست

    Rep Power
    31
    Array
    اره میدونم، باید میپرسیدم اما وقتش که رسید ترسیدم از حقیقت ترسیدم اصلا دلم نمیخواست چیزی بشنوم
    من خودم هر کسی بود کلی حرص میخوردم دختر ساده ای نیستم حواسم هست
    چون فرصتش اتفاق افتاده میپرسم

    - - - Updated - - -

    خیلی بد بود نمیدونستم چکار کنم خیلی زیاد ترسیده بودم
    اونم خیلی زیاد خوب بود
    ترو خدا در موردش فکر بد نکنید، نمیدونم چی شد یا چه حالی داشت که همچین حرفی زد

  6. کاربر روبرو از پست مفید سنجاب بازیگوش تشکرکرده است .

    جاثیه (جمعه 01 آذر 92)

  7. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    به نظر من حرفات رو بهتره به صورت سوالی نگی.

    شما نظر و عقیده ت رو بگو. نمیدونم بسته به شرایط، یا به هر ادبیاتی که خودت داری بگو.
    قاعدتا اونم اگه حرفی داشته باشه به دنبال صحبتات و بیان اعتقاداتت حرفاشو میگه.

    شاید بهتر باشه اول اینجوری امتحان کنی. اگه دیدی برات شفاف سازی نمیکنه و داره به حاشیه میره، دیگه مستقیما بگی.

    بعد همونطور که خودت گفتی، نتیجه هر چیزی ممکنه باشه و باید خودت رو برای بدترینش هم آماده کنی.
    نگران نباش خدا کمک میکنه.
    ما هم هستیم در خدمت

    - - - Updated - - -

    یه چیز دیگه سنجاب، با این وضعیتی که الان پیش اومده،دیگه راه میانه ای وجود نداره.
    یعنی قبلا شاید میگفتی حالا ارتباطمون داره مثل دو سال قبل میگذره و مهم نیست و صدمه ای نمیبینم و غیره.

    ولی الان با این صحبتای احساسی ای که شده، دو تا راه مشخص و روشن وجود داره. بدون هیچ گونه هم پوشانی.

    یا راه درست رو میری (که دو حالت داره یا ازدواج یا قطع رابطه)
    یا راه غلط رو میری (هر حالتی بغیر از دو مورد بالا میشه راه غلط)

    آخر راه غلط هم که معلومه چی میشه...

    چشماتو باز کن ببین پاتو میخوای توی کدوم راه بذاری
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  8. 3 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (جمعه 01 آذر 92), جاثیه (جمعه 01 آذر 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 01 آذر 92)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,979
    سطح
    33
    Points: 2,979, Level: 33
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    747

    تشکرشده 434 در 128 پست

    Rep Power
    31
    Array
    من همیشه تو انتخاب کلمات مشکل داشتم .. اون موقعی که باید کامل حرف بزنم نمیزنم

    بهم میگفت باشم ، ازم میخواست بمونم اما نگفت با چه عنوانی باشم یا بمونم .. منم نپرسیدم شرایط جوری نبود که بتونم

  10. کاربر روبرو از پست مفید سنجاب بازیگوش تشکرکرده است .

    جاثیه (جمعه 01 آذر 92)

  11. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    اشکالی نداره اون موقع تحت فشار احساسی بودی و نتونستی خوب به خودت مسلط باشی.
    اما باید برای مکالمه بعدی تمرین کنی و خودت رو آماده کنی.

    نه که جمله هات رو کلمه به کلمه بشینی حفظ کنی.
    باید بدونی از مکالمه ت چی میخوای عایدت بشه. به کجا میخوای برسی.
    و هم اینکه بدونی چه میخوای به طرف بگی.
    اینجوری هر مسیر انحرافی رو میتونی کنترل کنی و بیاری توی اون مسیر درست خودت.

    الان باید خیلی به این نکته توجه کنی که هر گونه احساساتی شدن (در حد احساساتی شدن دفعه قبل و حتی کمترش هم) در حرفاتون یه چراغ خطره. ازش دوری کن.

    نمیدونم خودت به اینکه خانواده ها باید در جریان شناخت و آشنایی باشن نگاه مثبتی داری یا نه.

    اگه خط بالا رو قبول داری ، یه جوری بهش بفهمون که بودن شما منوط به اطلاع خانواده ها و اقدام خانوادگی ایشونه.
    وگرنه با نبود شما مواجه خواهد شد.

    این حرفا رو محکم، با کمترین دخالت احساسات و عاطفه بگو.
    قبلش پیش خودت جوری جمله بندیت رو تنظیم کن که نتونه یه جوری به نفع خودش تغییرش بده.
    جوری که قاطع نظرت رو نشون بده.

    نه که یه جوری برداشت کنه که با دست پس میزنی با پا پیش میکشی.
    که اگه یکبار این برداشت رو بکنه، دیگه میفتی توی یک دور باطل.


    نکته دیگه اینکه بازم میگم. این وضعیت رو کش نده.
    دست خودته از این بلاتکلیفی بیرون بیای.
    زودتر به نتیجه برسون تا بیشتر اذیت نشی.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  12. 3 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (جمعه 01 آذر 92), جاثیه (جمعه 01 آذر 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 01 آذر 92)

  13. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,979
    سطح
    33
    Points: 2,979, Level: 33
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    747

    تشکرشده 434 در 128 پست

    Rep Power
    31
    Array
    پر از حسای بدم
    از خودم بدم میاد .. حالم از خودم بهم میخوره
    خدایا دیگه دلم نمیخواد رو زمینت باشم
    من یه دختر شادو پر انرژی بودم چند روزه پژمرده شدم

  14. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 20:44]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    353
    سطح
    7
    Points: 353, Level: 7
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    814

    تشکرشده 146 در 71 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم
    از خودت بدت نیاد!!!!! تو خیلی دختر خوبی هستی. این مسئله را هم درست مدیریت می کنی و به خوبی تموم می شود.
    همه تایپکت را خواندم به نظرم تو عاقل و شجاعی و از پس درست حل کردن این مسئله بر می آیی .
    اعتماد به نفس داشته باش عزیزم . سعی کن حالت را خوب نگهداری که بتوانی درست تصمیم بگیری. یک خرده استراحت هم بکن...

  15. 2 کاربر از پست مفید جاثیه تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (شنبه 02 آذر 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 01 آذر 92)

  16. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    من توی پستای قبلیم بهتون گفتم که این طرفتون فرد آب زیر کاهیه شما گفتی نه آدم محترمیه! آخه آدم محترم اینجوری با دختر مردم برخورد می کنه که دو سال همینطور باهاش بازی کنه و باهاش نزدیک بشه و احساساتش رو درگیر کنه آخرش هم مثل آدم نیاد حرفش رو رک بزنه (شاید اون حرفی که تو دلشه فعلا قابلیت گفتن به دختر پاکی مثل شما نداره!)!!! بنظرت اگه برای ازدواج یا خواستگاری هدفش بود چرا باید این همه مدت چیزی نمیگفت چی مانعش شده؟؟! حتما یه فکرای دیگه ای داره توی کله اش (الان دوباره میای می گی نگید اون خیلی آدم محترمیه!). اون دقیقا دقیقا داره مسیر دوستی رو طی میکنه شما هم متوجه نیستی (با توجه به اینکه تا حالا درگیر این موضوعات نبودی). اگه تو رو مثلا برای خواستگاری می خواست میومد قبل از اینکه خواستگار جدی دیگه ای داشته باشی خیلی زودتر از اینها بصورت واضح منظورش رو می گفت.

    - - - Updated - - -

    پیشنهاد می کنم تا میتونید از این طرف دوری کنید و هر گروهی هم که باهاش عضو هستید اگه امکان پذیر هست تغییر بدید (و اگه هم امکانپذیر نیست کمترین ارتباط ممکن رو باهاش داشته باشید) تا احساساتتون بیشتر از این درگیر نشده و در نهایت متحمل یک شکست عشقی سنگین نشدید.
    ویرایش توسط Aminn : جمعه 01 آذر 92 در ساعت 14:21

  17. 3 کاربر از پست مفید Aminn تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (جمعه 01 آذر 92), دختر مهربون (جمعه 01 آذر 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 01 آذر 92)

  18. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,979
    سطح
    33
    Points: 2,979, Level: 33
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    747

    تشکرشده 434 در 128 پست

    Rep Power
    31
    Array
    چطور میشه بکسی بگی تو دوست داشتنی هستی و بعدش بگی بیا و خواهرم شو ؟؟؟؟؟؟؟
    یکی از خواستگارای گذشتم که بدون بررسی ردش کردم بازم مراجعه کرد .. من چه گناهی کردم که نه حاضره منو نا امید کنه نه امیدواااااااار ؟!!

    چرا این جوری میکنه ؟
    من تا ازش ناامید نشم نمیتونم برم سراغ زندگیم همش گوشه ذهنم میمونه و میگم شاید باید بازم صبر میکردم شاید من عجله کردم ،

    شما اقایون که همجنس خودتونو بهتر میشناسید این حرف یعنی چی ؟
    بعدم ازم برای اون درخواستش معذرت خواست ..

  19. کاربر روبرو از پست مفید سنجاب بازیگوش تشکرکرده است .

    جاثیه (یکشنبه 03 آذر 92)


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 08 بهمن 00, 23:20
  2. سیگار...
    توسط شمیم الزهرا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 مهر 99, 22:21
  3. در خواستگاری چی بپرسیم؟ چی نپرسیم؟
    توسط samir65 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 28 تیر 93, 23:25
  4. چطور به ترک سیگار همسرم کمک کنم؟
    توسط ابر بهاری در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 فروردین 91, 10:40
  5. برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 فروردین 91, 17:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.