به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 35
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 20:44]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    353
    سطح
    7
    Points: 353, Level: 7
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    814

    تشکرشده 146 در 71 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم یادم آمد چه خوانده بودم. یک مجله پزشکی بود به اسم درد که توی اتاق انتظار یک مطب دندانپزشکی قاطی مجله های خانوادگی گذاشته بودندش برای سرگرمی مراجعین منتظر...
    یک کسی نوشته بود که عادت به این کار مشابه نوعی اعتیاد است و ترک کردنش هم خیلی اراده می خواهد . خیلی خیلی زیاد. اویک پسر جوان بود که نامه نوشته بود به مجله و درباره این که ترک کرده توضیح داده بود. نوشته بود او هم چند بار موقتا ترک کرده و بعد موفق شده کاملا ترک کند. یعنی چند بار تلاش کرده بود ترک کند و موفق نشده بود و تا یک جایی رفته بود ولی بعدش دوباره همین کار را کرده بود ، اما بالاخره توانسته بود بعد از چند بار تلاش ناموفق ترکش کند.

    خوبی اش این است که وقتی ترکش کردی تا آخر عمرت می توانی به خودت افتخار کنی که چه آدم با اراده ای هستی

    درباره آن نیاز عاطفی فکر کردم که بفهمم منظورت چیست. فکر کردم احتمالا تقریبا همان است که mahasty در مورد نه نوشته یعنی به چیزی احتیاج داری که به تو آرامش بدهد و این کار به تو آرامش می دهد و اضطراب و استرست را رفع می کند.درست متوجه شدم؟
    فکر کنم اگر احساس گناه مذهبی ات را کم کنی بهتر باشد . چون احساس گناهکار بودن خودش اعتماد به نفس را کم و اضطراب را زیاد می کند و زمینه می سازد که دوباره مرتکب بشوی. مخصوصا که به نظرم می آید آدم کمال گرایی هستی و تصور گناهکار بودن برایت خیلی سنگین است .
    یک جایی - متاسفانه یادم نمی آید کجا !_ خواندم درباره کودکانی که مرتکب چنین کارهایی می شوند. نوشته شده بود که به آن ها نگویید به جهنم می روند و ... این کار اضطراب آن ها را بیشتر می کند.
    از نظر مذهبی اگر خواستی احساسی در این مورد داشته باشی به خودت بگو خدایی داری که اعمال بندگانش را چنان می بخشد که انگار اصلا مرتکبش نشده اند. صد بار هم تا نصف راه بروی و موفق نشوی بازهم کمکت می کند.

    - - - Updated - - -

    عزیزم تو از بچه گی این طوری بودی و بعدش که بزرگ شدی به این جا رسید یا کلا بعد از این که بزرگ شدی شروع شد؟

    - - - Updated - - -

    این هم آیه برای خوشحالی و افزایش اعتماد به نفس : قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم. سوره زمر آیه 53
    یعنی بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید ! از رحمت خدا ناامید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
    خودت هم که حتما می دانی ناامیدی از رحمت خدا گناه کبیره است...

    توی یک سایتی هم دیدم نوشته بودند سعی کنید جایی تنها نباشید . چون این کاری است که جلوی دیگران نمی شود انجام داد شما هی جلوی دیگران باشید.

  2. 2 کاربر از پست مفید جاثیه تشکرکرده اند .

    bande (دوشنبه 27 آبان 92), Pooh (دوشنبه 27 آبان 92)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    بنده،برای دریافت راهنمایی از کارشناسان،یک عنوان مرتبط با موضوع انتخاب کن و

    در پست بعدی بنویس.


  4. 3 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    Pooh (دوشنبه 27 آبان 92), shabnam z (دوشنبه 27 آبان 92), جاثیه (دوشنبه 27 آبان 92)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    چند تا سوال دارم بنده ی عزیز.

    چقدر خودتو دوست داری؟

    چقدر از خانواده ات محبت دریافت میکنی؟

    چرا خواستگارها رد شد؟ موردهای خوبی نبودن یا اینکه تو و یا خانواده ات مخالفت کردن؟

    - - - Updated - - -

    چه چیزه این نیاز برای جذابه و باعث میشه دوباره بری سمتش؟
    لذت جسمانی اش؟
    نیاز به محبت؟
    نیاز به اینکه کسی تو رو کاملا بپذیره؟
    نیاز به محبت کردن؟
    مضطربی و با این کار یک آرامش موقت پیدا میکنی؟
    تمرکز ذهنی زیادی روی فرار از این مشکل داری؟ مرتبا نگرانی که برات دوباره پیش بیاد؟ یعنی از ترس دوباره پیش اومدنش همش بهش فکر میکنی؟
    به شخص خاصی علاقه داری و این حس رو نسبت به او داری؟ یا کلا با دیدن هر آقایی ذهنت درگیر میشه؟
    زیادی آرزوی عشق های رمانتیک داری؟

    چند تا سوال دیگه هم دارم. روابط اجتماعیت با آقایون چطوره؟ یعنی توی ذهنت همش فکر میکنی حرف زدن و نگاه به استاد وقتی داره حرف میزنه و درس میده گناهه؟

    به نظرت ممکنه خانم و آقایی رابطه ی همکاری و همکلاسی سالمی با هم داشته باشن و در واقع روابط اجتماعی خوبی با هم داشته باشن و موقع حرف زدن هم راحت و با احترام با هم حرف بزنن و موقع حرف زدن هم به صورت طرف مقابل نگاه کنند ولی نگاهشون یه نگاه انسانی باشه نه یک نگاه جنسی؟

  6. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    bande (دوشنبه 27 آبان 92), جاثیه (دوشنبه 27 آبان 92)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array
    ببخشید دوستان من از رو کنجکاوی چیزی میگم

    من تمام مدت فکر میکردم همیشه این مشکل مختص آقایونه که نیاز جنسی بهشون فشار میاره ، ایشون استثنا هستن یا خیلی های دیگه اینطورین؟

  8. 2 کاربر از پست مفید Elena1994 تشکرکرده اند .

    bande (دوشنبه 27 آبان 92), جاثیه (پنجشنبه 30 آبان 92)

  9. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم

    شما اتفاقا خیلی باید خوشحال باشید که همچین نیرویی در بدن شما وجود داره این خیلی عالی اما نیاز داره که در جهت صحیح و مفید قرار بگیره .
    دوستانی که نظرشون هست که با حالا هر روشی این نیرو و انرژی رو کم کنید من نمیدونم بر اساس چه دلیل علمی یا روانشناسی همچین نظری دارن این بدتر باعث میشه که شما حریص تر بشید .
    باید اول از خودتون اطلاعات بیشتری داشته باشید از مکانیزم بدن و افکار ،...
    از خودتون یک موجود منفی با افکار منفی یک فرد بیمار یا یک فرد غیر طبیعی نسازید و ندونید .
    قدر خوتون رو بدونید.

  10. 2 کاربر از پست مفید alireza35 تشکرکرده اند .

    bande (دوشنبه 27 آبان 92), جاثیه (پنجشنبه 30 آبان 92)

  11. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 شهریور 93 [ 13:22]
    تاریخ عضویت
    1392-8-22
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    675
    سطح
    13
    Points: 675, Level: 13
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 31 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و تشکر از همه دوستان عزیزی پاسخ دادند
    بع ترتیب عرض میکنم و منتظر راهنمایی هاتون کماکان هستم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط جاثیه نمایش پست ها
    عزیزم من هم دخترم ولی منظورت از نیاز عاطفی را نمی فهمم متاسفانه .
    فکر کنم اگر یک ذره درباره خانواده ات هم بنویسی وقتی که کارشناس ها این جا را دیدند بهتر بتوانند کمکت بکنند.
    بنویس که چند نفرید و روابطتان چه طور است و...
    فکر کنم مخصوصا مهم باشد که با پدر و مادرت روابطتان چه طوری بوده و هست .

    فکر می کنم یک وقتی یک جایی خواندم که این حالت ها مثل اعتیادند...


    خواهرم ازدواج کرده و یک برادر
    روابط با پدر و مادرم هم خوب تقریبا.و با احترام.(نمیدونم دیگه چی بگم اگه سوالی هست بفرمایید)

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    سلام

    عزیزم گریه کردن چاره این مشکل نیست. هر دردی درمونی داره. البته از روی چند خط نوشته نمیشه تشخیص درستی داد و من هم متخصص نیستم اما با توجه به چیزایی که نوشتی من فکر می کنم مبتلا به نوعی اعتیاد جنسی باشی. اگه این طور باشه می تونید برای درمان اقدام کنین. مشکلی نیست که خیلی نگرانش باشید و حتی نیازی به دارو نداره. با مشاوره حل میشه.

    برخی از علائمش ایناست:

    1-
    خود...ضایی وسواسی و مفرط.
    2-
    استفاده مداوم از تصاویر، مجلات و فیلمهای س...
    3-
    بی توجهی و یـا فدا كردن فعالیتهای مهم اجتماعی، خانوادگی، شغلی و تفریحی بخاطر فعالیت های جنسی
    4-
    تلاش مداوم و بی فایده برای محدود كردن افكار محرك جنسی
    5-
    كاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد
    6-
    شهوت جنسی مفرط و بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن.7- ارضاء جنسی تنها با مشاهده افراد.
    8- ادامه دادن به اعتیاد بدون در نظر گرفتن عواقب منفی همچون مشكلات مالی، تهدید سلامتی و از هم گسستگی روابط فرد.
    9- استفاده از س... برای بهبود افسردگی و رفع استرس

    ببین چند تا از این علائم رو داری؟ توی اینترنت هم می تونی سرچ کنی. اگه حدسم درست باشه، باید زودتر به یه مشاور خوب مراجعه کنی و انشالله سلامتیت رو به دست میاری



    تقریبا 7-8تاشو دارم.بعضی هاش قوی تر بعضی هاش کمتر

    مشاور...با اصلش مشکلی ندارم.ولی برای این مورد کمی محتاطانه رفتار میکنم.(میدونی که چی میگم!!؟)

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون نمایش پست ها
    سلام دوست عزیزم.

    یک مقداری گنگ صحبت کردی. اما با همین سر نخ هایی که دادی دست ما،

    برات بگم که اون نیاز فیزیولوژیک، عیناً مثل نیاز به غذا نیست.
    هیچ کس تا به حال از فشار نیاز جنسی نمرده.
    انقدر به خودت تلقین نکن که داری میمیری!

    میگی فقط کسی میتونه درکت کنه که موقعیتش عین خودت باشه.
    شاید از این جهت نتونیم درکت کنیم. چون اصولا موقعیت انسانها خیلی با هم متفاوته و پیدا کردن 2 تا آدم با شرایط یکسان خیلی سخته.
    اما من هم دخترم و قبلش انسانم و میفهمم چی میگی.

    اما باور کن همه چیز در دست خودت و تحت قدرت ذهن توست.

    بحث ازدواج رو چون خودت گفتی خب میذاریم کنار. اصلا خوبه فارغ از ازدواج بتونی این کنترل رو روی حساسیت های خودت داشته باشی.



    نگاهت، و بعدش فکرهای ناخوبی که پشتش میاد، داره شما رو به کاری که گناه میدونی سوق میده. (حتی اگه در همون حد فکر بمونه در نظرت نباید انجامش بدی و اون رو گناه میدونی)
    اما شما اشتباهی به جای اینکه از نگاهت متنفر بشی، از مردا متنفر شدی.
    عزیزم، نگاهته که باید ازش متنفر باشی. (نگاه به نامحرم)


    تیر زهرآلود شیطان که میگن یعنی همین.
    فلج میکنه.
    اگه اولش بخوای جلوشو بگیری خیلی سخت نیست.
    نذار نشونه گیری تیرش به هدف بخوره. بعدی هاش هم دنبالش نمیان.

    منم هم سن و سال خودت هستم. توی همین جامعه رفت و آمد میکنم.
    باید خودت رو قوی کنی.
    وگرنه رک بهت بگم مشکلت با ازدواج حل نمیشه.

    - - - Updated - - -

    یه سوال دارم ازت یادم رفت بنویسم.

    تا به حال تصویر سازی ذهنی کردی؟


    عزیزم مرتاض های هندی هم یک ماه با یک بادام نمیمیرند...


    علت بد اومدن از بعضی ها نگاهم نیست-میدونم اون مشکل منه-منظورم نظزم بعد از آنالیزشونه.مدلی هستم که از هرکسی هم خوشم نمیاد..

    بله فراوان-یک مشکل اصلی همینه.کلام از دهان طرف مقابلم بیرون نیومده(هر موضوعی)ناخودآگاه در ذهنم تصور میکنم...

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=جاثیه;306389]عزیزم یادم آمد چه خوانده بودم. یک مجله پزشکی بود به اسم درد که توی اتاق انتظار یک مطب دندانپزشکی قاطی مجله های خانوادگی گذاشته بودندش برای سرگرمی مراجعین منتظر...
    یک کسی نوشته بود که عادت به این کار مشابه نوعی اعتیاد است و ترک کردنش هم خیلی اراده می خواهد . خیلی خیلی زیاد. اویک پسر جوان بود که نامه نوشته بود به مجله و درباره این که ترک کرده توضیح داده بود. نوشته بود او هم چند بار موقتا ترک کرده و بعد موفق شده کاملا ترک کند. یعنی چند بار تلاش کرده بود ترک کند و موفق نشده بود و تا یک جایی رفته بود ولی بعدش دوباره همین کار را کرده بود ، اما بالاخره توانسته بود بعد از چند بار تلاش ناموفق ترکش کند.

    خوبی اش این است که وقتی ترکش کردی تا آخر عمرت می توانی به خودت افتخار کنی که چه آدم با اراده ای هستی

    درباره آن نیاز عاطفی فکر کردم که بفهمم منظورت چیست. فکر کردم احتمالا تقریبا همان است که mahasty در مورد نه نوشته یعنی به چیزی احتیاج داری که به تو آرامش بدهد و این کار به تو آرامش می دهد و اضطراب و استرست را رفع می کند.درست متوجه شدم؟
    فکر کنم اگر احساس گناه مذهبی ات را کم کنی بهتر باشد . چون احساس گناهکار بودن خودش اعتماد به نفس را کم و اضطراب را زیاد می کند و زمینه می سازد که دوباره مرتکب بشوی. مخصوصا که به نظرم می آید آدم کمال گرایی هستی و تصور گناهکار بودن برایت خیلی سنگین است .
    یک جایی - متاسفانه یادم نمی آید کجا !_ خواندم درباره کودکانی که مرتکب چنین کارهایی می شوند. نوشته شده بود که به آن ها نگویید به جهنم می روند و ... این کار اضطراب آن ها را بیشتر می کند.
    از نظر مذهبی اگر خواستی احساسی در این مورد داشته باشی به خودت بگو خدایی داری که اعمال بندگانش را چنان می بخشد که انگار اصلا مرتکبش نشده اند. صد بار هم تا نصف راه بروی و موفق نشوی بازهم کمکت می کند.

    - - - Updated - - -

    عزیزم تو از بچه گی این طوری بودی و بعدش که بزرگ شدی به این جا رسید یا کلا بعد از این که بزرگ شدی شروع شد؟


    همین حذف احساس گناه هم امتحان کردم...ولی...

    بچگی کمی بود -خیییییییلی کمتر.ولی ننمیفهمیدم چیه و چرا

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.
    چند تا سوال دارم بنده ی عزیز.

    چقدر خودتو دوست داری؟

    چقدر از خانواده ات محبت دریافت میکنی؟

    چرا خواستگارها رد شد؟ موردهای خوبی نبودن یا اینکه تو و یا خانواده ات مخالفت کردن؟

    - - - Updated - - -

    چه چیزه این نیاز برای جذابه و باعث میشه دوباره بری سمتش؟
    لذت جسمانی اش؟
    نیاز به محبت؟
    نیاز به اینکه کسی تو رو کاملا بپذیره؟
    نیاز به محبت کردن؟
    مضطربی و با این کار یک آرامش موقت پیدا میکنی؟
    تمرکز ذهنی زیادی روی فرار از این مشکل داری؟ مرتبا نگرانی که برات دوباره پیش بیاد؟ یعنی از ترس دوباره پیش اومدنش همش بهش فکر میکنی؟
    به شخص خاصی علاقه داری و این حس رو نسبت به او داری؟ یا کلا با دیدن هر آقایی ذهنت درگیر میشه؟
    زیادی آرزوی عشق های رمانتیک داری؟

    چند تا سوال دیگه هم دارم. روابط اجتماعیت با آقایون چطوره؟ یعنی توی ذهنت همش فکر میکنی حرف زدن و نگاه به استاد وقتی داره حرف میزنه و درس میده گناهه؟

    به نظرت ممکنه خانم و آقایی رابطه ی همکاری و همکلاسی سالمی با هم داشته باشن و در واقع روابط اجتماعی خوبی با هم داشته باشن و موقع حرف زدن هم راحت و با احترام با هم حرف بزنن و موقع حرف زدن هم به صورت طرف مقابل نگاه کنند ولی نگاهشون یه نگاه انسانی باشه نه یک نگاه جنسی؟
    به این فکر نکردم-که چقدر خودم رو دوست دارم
    چجور محبتی؟
    بعضی ها من-بعضی ها خانواده-بعضی ها عدم تناسب .شاید برخی هم عدم تطابق اعتقاادات من و خونواده و....

    ----
    تقریبا به همه ی این دلایل
    نه به فکر فرد خاصی نیست.
    ---------
    نه فکر نمیکنم گناهه.ولی معتقدم تاثیراتی داره.حداقل برای من

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.
    چند تا سوال دارم بنده ی عزیز.

    چقدر خودتو دوست داری؟

    چقدر از خانواده ات محبت دریافت میکنی؟

    چرا خواستگارها رد شد؟ موردهای خوبی نبودن یا اینکه تو و یا خانواده ات مخالفت کردن؟

    - - - Updated - - -

    چه چیزه این نیاز برای جذابه و باعث میشه دوباره بری سمتش؟
    لذت جسمانی اش؟
    نیاز به محبت؟
    نیاز به اینکه کسی تو رو کاملا بپذیره؟
    نیاز به محبت کردن؟
    مضطربی و با این کار یک آرامش موقت پیدا میکنی؟
    تمرکز ذهنی زیادی روی فرار از این مشکل داری؟ مرتبا نگرانی که برات دوباره پیش بیاد؟ یعنی از ترس دوباره پیش اومدنش همش بهش فکر میکنی؟
    به شخص خاصی علاقه داری و این حس رو نسبت به او داری؟ یا کلا با دیدن هر آقایی ذهنت درگیر میشه؟
    زیادی آرزوی عشق های رمانتیک داری؟

    چند تا سوال دیگه هم دارم. روابط اجتماعیت با آقایون چطوره؟ یعنی توی ذهنت همش فکر میکنی حرف زدن و نگاه به استاد وقتی داره حرف میزنه و درس میده گناهه؟

    به نظرت ممکنه خانم و آقایی رابطه ی همکاری و همکلاسی سالمی با هم داشته باشن و در واقع روابط اجتماعی خوبی با هم داشته باشن و موقع حرف زدن هم راحت و با احترام با هم حرف بزنن و موقع حرف زدن هم به صورت طرف مقابل نگاه کنند ولی نگاهشون یه نگاه انسانی باشه نه یک نگاه جنسی؟
    به این فکر نکردم-که چقدر خودم رو دوست دارم
    چجور محبتی؟
    بعضی ها من-بعضی ها خانواده-بعضی ها عدم تناسب .شاید برخی هم عدم تطابق اعتقاادات من و خونواده و....

    ----
    تقریبا به همه ی این دلایل
    نه به فکر فرد خاصی نیست.
    ---------
    نه فکر نمیکنم گناهه.ولی معتقدم تاثیراتی داره.حداقل برای من

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza35 نمایش پست ها
    سلام خانم

    شما اتفاقا خیلی باید خوشحال باشید که همچین نیرویی در بدن شما وجود داره این خیلی عالی اما نیاز داره که در جهت صحیح و مفید قرار بگیره .
    دوستانی که نظرشون هست که با حالا هر روشی این نیرو و انرژی رو کم کنید من نمیدونم بر اساس چه دلیل علمی یا روانشناسی همچین نظری دارن این بدتر باعث میشه که شما حریص تر بشید .
    باید اول از خودتون اطلاعات بیشتری داشته باشید از مکانیزم بدن و افکار ،...
    از خودتون یک موجود منفی با افکار منفی یک فرد بیمار یا یک فرد غیر طبیعی نسازید و ندونید .
    قدر خوتون رو بدونید.
    بله.میدونم نعمته.ولی وقتی یکی مثل من ظرفیتش رو نداره میشی عامل دوری و هبوط.به همین سادگی

  12. کاربر روبرو از پست مفید bande تشکرکرده است .

    جاثیه (پنجشنبه 30 آبان 92)

  13. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 شهریور 93 [ 13:22]
    تاریخ عضویت
    1392-8-22
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    675
    سطح
    13
    Points: 675, Level: 13
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 31 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بله

  14. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 19 آذر 95 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    6,319
    سطح
    51
    Points: 6,319, Level: 51
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    405

    تشکرشده 1,144 در 414 پست

    Rep Power
    79
    Array
    اگه این مشکلات رو دارید حتما یه مشاور خوب و قابل اطمینان پیدا کنید و درمان رو شروع کنید. نمیشه به خاطر خجالت و عرف و ... یک عمر از مسئله ای زجر کشید که به راحتی حل میشه.

    با توجه به وضعیت فعلی شما این نعمت نیست. اصلا این طوری بهش نگاه نکنید. این یه رفتار غیر عادیه که میتونه ریشه در مشکلات زیادی داشته باشه.

    همچنین برای کسانی که اعتیاد جنسی دارن ازدواج فقط شرایط رو بدتر و پیچیده تر می کنه. توصیه می کنم تا قبل از حل قطعی مشکل، به ازدواج فکر نکنید. چون نه تنها به هیچ وجه راه حل نیست بلکه یه نفر دیگه رو هم درگیر می کنید.

  15. کاربر روبرو از پست مفید mahasty تشکرکرده است .

    جاثیه (پنجشنبه 30 آبان 92)

  16. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 شهریور 93 [ 13:22]
    تاریخ عضویت
    1392-8-22
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    675
    سطح
    13
    Points: 675, Level: 13
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 31 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    اگه این مشکلات رو دارید حتما یه مشاور خوب و قابل اطمینان پیدا کنید و درمان رو شروع کنید. نمیشه به خاطر خجالت و عرف و ... یک عمر از مسئله ای زجر کشید که به راحتی حل میشه.با توجه به وضعیت فعلی شما این نعمت نیست. اصلا این طوری بهش نگاه نکنید. این یه رفتار غیر عادیه که میتونه ریشه در مشکلات زیادی داشته باشه.همچنین برای کسانی که اعتیاد جنسی دارن ازدواج فقط شرایط رو بدتر و پیچیده تر می کنه. توصیه می کنم تا قبل از حل قطعی مشکل، به ازدواج فکر نکنید. چون نه تنها به هیچ وجه راه حل نیست بلکه یه نفر دیگه رو هم درگیر می کنید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    اگه این مشکلات رو دارید حتما یه مشاور خوب و قابل اطمینان پیدا کنید و درمان رو شروع کنید. نمیشه به خاطر خجالت و عرف و ... یک عمر از مسئله ای زجر کشید که به راحتی حل میشه.با توجه به وضعیت فعلی شما این نعمت نیست. اصلا این طوری بهش نگاه نکنید. این یه رفتار غیر عادیه که میتونه ریشه در مشکلات زیادی داشته باشه.از راهنماییت ممنونمشاوره خوب-قابل اعتماد از کجا پیدا کنم؟-ببین با اصل مشاور و روانپزشک رفتن هیچ مشکلی ندارم.اینم که آبروم ممکنه بره و اون آدم چه فکری میکنه خیلی مهم نیست.چوون آبروم پیش خدا و معصومین(علیهم السلام)خیلی مهم تره.اما یافتن مشاور متهد و قابل اعتماد(که در این مورد خاص فکر کنم باید خانم هم باشه)کمی سخته.نه؟!!!همچنین برای کسانی که اعتیاد جنسی دارن ازدواج فقط شرایط رو بدتر و پیچیده تر می کنه. توصیه می کنم تا قبل از حل قطعی مشکل، به ازدواج فکر نکنید. چون نه تنها به هیچ وجه راه حل نیست بلکه یه نفر دیگه رو هم درگیر می کنید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    اگه این مشکلات رو دارید حتما یه مشاور خوب و قابل اطمینان پیدا کنید و درمان رو شروع کنید. نمیشه به خاطر خجالت و عرف و ... یک عمر از مسئله ای زجر کشید که به راحتی حل میشه.با توجه به وضعیت فعلی شما این نعمت نیست. اصلا این طوری بهش نگاه نکنید. این یه رفتار غیر عادیه که میتونه ریشه در مشکلات زیادی داشته باشه.از راهنماییت ممنونمشاوره خوب-قابل اعتماد از کجا پیدا کنم؟-ببین با اصل مشاور و روانپزشک رفتن هیچ مشکلی ندارم.اینم که آبروم ممکنه بره و اون آدم چه فکری میکنه خیلی مهم نیست.چوون آبروم پیش خدا و معصومین(علیهم السلام)خیلی مهم تره.اما یافتن مشاور متهد و قابل اعتماد(که در این مورد خاص فکر کنم باید خانم هم باشه)کمی سخته.نه؟!!!همچنین برای کسانی که اعتیاد جنسی دارن ازدواج فقط شرایط رو بدتر و پیچیده تر می کنه. توصیه می کنم تا قبل از حل قطعی مشکل، به ازدواج فکر نکنید. چون نه تنها به هیچ وجه راه حل نیست بلکه یه نفر دیگه رو هم درگیر می کنید.
    ه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    اگه این مشکلات رو دارید حتما یه مشاور خوب و قابل اطمینان پیدا کنید و درمان رو شروع کنید. نمیشه به خاطر خجالت و عرف و ... یک عمر از مسئله ای زجر کشید که به راحتی حل میشه.با توجه به وضعیت فعلی شما این نعمت نیست. اصلا این طوری بهش نگاه نکنید. این یه رفتار غیر عادیه که میتونه ریشه در مشکلات زیادی داشته باشه.از راهنماییت ممنونمشاوره خوب-قابل اعتماد از کجا پیدا کنم؟-ببین با اصل مشاور و روانپزشک رفتن هیچ مشکلی ندارم.اینم که آبروم ممکنه بره و اون آدم چه فکری میکنه خیلی مهم نیست.چوون آبروم پیش خدا و معصومین(علیهم السلام)خیلی مهم تره.اما یافتن مشاور متهد و قابل اعتماد(که در این مورد خاص فکر کنم باید خانم هم باشه)کمی سخته.نه؟!!!همچنین برای کسانی که اعتیاد جنسی دارن ازدواج فقط شرایط رو بدتر و پیچیده تر می کنه. توصیه می کنم تا قبل از حل قطعی مشکل، به ازدواج فکر نکنید. چون نه تنها به هیچ وجه راه حل نیست بلکه یه نفر دیگه رو هم درگیر می کنید.
    - - - Updated - - -

    به mahastyببخش...مشکلی در ارسال بوجو اومد:ببین با اصل مشاور و روانپزشک رفتن هیچ مشکلی ندارم.اینم که آبروم ممکنه بره و اون آدم چه فکری میکنه خیلی مهم نیست.چوون آبروم پیش خدا و معصومین(علیهم السلام)خیلی مهم تره.اما یافتن مشاور متهد و قابل اعتماد(که در این مورد خاص فکر کنم باید خانم هم باشه)کمی سخته.نه؟!!

  17. کاربر روبرو از پست مفید bande تشکرکرده است .

    جاثیه (پنجشنبه 30 آبان 92)

  18. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 شهریور 93 [ 13:22]
    تاریخ عضویت
    1392-8-22
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    675
    سطح
    13
    Points: 675, Level: 13
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 31 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان دیگه نظری ندارند؟!!!!!!!!!!!


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.