دوست عزیز من هم پسری مثل شما بودم
البته این کار واسم در دوره ی کارشناسی اتفاق افتاد
باور کن تو کل دانشگاه پیچیده بود و جالب این بود که همه میگفتن من دختره رو میخوام
خیلی تو اون 4 سال سختی کشیدم همش میرفتم تو جلوی کلاس مینشستم تا مشکلی پیش نیاد
خیلی نرمال 4 سال رو پست سر گذاشتم از اون جایی که من بچه ی درس خونی بودم زیاد واسه مشکلات درسی به من زنگ میزد
تا این که دانشگاه تموم شد و اون دختر به بهانه ی های مختلف مثل امتحان کارشناسی ارشد و ... به من زنگ میزد اونم همشهری من بود
یه روز که به من زنگ زد بهش همین طوری گفتم که دلم برات تنگ شده و میخوام ببینمت وقتی اونو تو خیابون دیدم همه چی رو بهش گفتم اولش خودشو به نفهمی زده بود ولی بعد نشستم و 2 ساعت باهاش حرف زدم و گفتم من و تو یه روزی همکلاسی بودیم و از این به بعد هیچ دلیلی برای تماس ما وجود نداره و باهاش خداحافظی کردم....
همین تموم شد...
دوست عزیز شما عادی برخورد کن میدونم خیلی سخته چون تجربشو دارم.....








علاقه مندی ها (Bookmarks)