به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    دست نوشته های خاکستری

    دردانه ترین نگاهت هنوز بوی خستگی می دهد
    ای آجری ترین
    رنگ نارنجی ات مرا یاد روزهایی می اندازد که تو می شناختیم

    باشد
    حرفی نیست
    از این پس نگاهت را درسته قورت بده
    من هم یک لیوان آب برایت می آورم می گذارم روی یک میز چوبی که جای دستهایت رویش ماسیده
    به چشمهایت نگاه می کنم
    شاید
    دکمه های پیراهنم را در آنها پیدا کنم
    دیدارهای مکررمان را بپوشم و به دیدارت بیایم
    می دانم در نزدیکی هایت کفشهایم را لنگه به لنگه پوشیدم
    و تلو تلو خوران از کنارت رفتم
    تا تمام شوم و تمام شوی

    قصه بدی نشد
    هر چه باشد آغازش نگاه تو بود با یک سبد بی توجهی محض
    و یک لحظه احساس پاک و خالص
    دیگر شبها را بدون لالایی من بخواب
    خواب تو
    بوی ترانه های کهنه ای را می دهد که یک روز به بندرخت آویزانشان کردم و باد تمامشان را برد
    تو همان بادبادک کودکی هایم باش
    و بگذار هوایت کنم ....
    خیلی وقت است که هوایت را نکرده ام و در آسمانم نمی رقصی
    خیلی وقت است که هواسم به تو نیست
    می دانم
    می دانم که روز جا می گذاری ام و فراش پیر از روی آسفالت های لگد کوب جارویم می کند
    و من این فراموشی تلخ تو را می بخشم به تمامی لبخندهای نزده ات...

    ای گنگ ترین ساعت شنی
    فقط یک بار پشت و رویت کردم اما هنوز بامنی
    هنوز شن برای لحظه های بعد داری و هنوز حرف برای من
    می ترسم
    می ترسم بروم و چشمهایم بوی نگاهت را نگیرد
    جای انگشتهایت روی احساسم نماند
    می ترسم و گوشه ای کز می کنم
    شاید رد شوی
    شاید ببینمت
    شاید نگاه بدهکارم را ببینی
    کنارم بنشینی
    با یک سبد پر از همان احساسی که دوست می دارم
    که دوست می داری...

    ای کوک ترین لحظه زمان خاکستری ام
    با من بمان و دردانه ترین نگاهت را
    به چشمهای دم کرده من مهمان کن
    من رنگ آجری نگاهت را
    رنگ آجری دستهایت را
    دوست دارم...

  2. 3 کاربر از پست مفید shad تشکرکرده اند .

    shad (یکشنبه 23 خرداد 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از دست پدرم مستاصل شدم
    توسط Amin-R در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 19 آبان 96, 22:42
  2. استرس و مشکلات جسمی(درخواست مشاوره؟)
    توسط کامران در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 بهمن 91, 02:29
  3. کدام مهارات رفتاری در مقابل این رفتار استادم مناسب است که بکار گیرم ؟
    توسط srr72 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 دی 90, 10:50
  4. ملكه انگلستان هم خودش يه تاريخ زنده است.
    توسط shabe barooni در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 09 تیر 90, 14:39
  5. او فقط استاد من است ! چرا هیچ کس باور نمیکند ؟
    توسط aram_666 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 14:29

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.