آی خانوم کجا؟ کجا؟
مگه من میذارم بری؟؟ تازه دارم باهات آشنا میشم...
لطفا تشریف ببرید یه استراحتی بکنیدو به محض تجدید قوا دلتون برای ما تنگ بشه و برگردید...
وگرنه، نه من نه تو...
منتظرتم، خیلی دیر نکنیااااا![]()
تشکرشده 6,911 در 1,649 پست
آی خانوم کجا؟ کجا؟
مگه من میذارم بری؟؟ تازه دارم باهات آشنا میشم...
لطفا تشریف ببرید یه استراحتی بکنیدو به محض تجدید قوا دلتون برای ما تنگ بشه و برگردید...
وگرنه، نه من نه تو...
منتظرتم، خیلی دیر نکنیااااا![]()
هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
میرم چون فکر میکنم دوستان تمام چیزهایی رو که میشد به من کمک کنه،در راهنماییهاشون به من گفته اند، ولی من گویا موجودی شده ام که دیگه به قول آقای توجیه به پوچی کامل رسیده ام و دنبال هیچی نمیگردم و هیچی نمیخوام.
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
خانمpooh.خودت مصلحت میدونی.مشکل خیلیا رودیدم توی تالارومتأثرشدم.مشکل شمارو یه جورایی شبیه مشکل خودم دیدم فقط میدونم خدادست ازسرت برنمیداره به حرمت رفاقت قدیمت باهاش.چون دخترمعتقدی هستی..یه زمانی به خداپشت کرده بودم یه شب باسرعت زیاد خارج ازشهرمیرفتم یه تصادف کردم دوسه متر توی جاده روی سینه کشیده شدم بعدش پرت شدم توی یه چاله. جو وحشتناکی بود کسایی که دیدن فکرکردن من جونم رفته.توی حالت غلت خوردن اومد روزبونم گفتم یا خدا.حضورش رو توی اون ثانیه های وحشتناک حس کردم.ازاون به بعد مسیرم تغییرکرد.مطمئنم تو که اینقد واسه ارزشهات زحمت کشیدی به حال خودت رهات نمیکنن.امیدوارم مسیرت روپیداکنی وقوی وپرتوان ادامش بدی.البته منظورم این نیست به خداپشت کردی منظورم اینه اگه یه موقه هایی پیچ رادیو رو کم شده احساس میکنی فکرنکن فراموش شدی.موفق باشی
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : شنبه 18 آبان 92 در ساعت 00:45
gisu (شنبه 18 آبان 92), Pooh (شنبه 18 آبان 92), toojih (شنبه 18 آبان 92), مصباح الهدی (شنبه 18 آبان 92), شیدا. (شنبه 18 آبان 92)
تشکرشده 67 در 39 پست
یعنی تسلیم مشکلات شدی؟
از خودت قطع امید کردی؟؟؟
Pooh (شنبه 18 آبان 92)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
تشکرشده 2,575 در 920 پست
می دانی خانم پوه منم مدت هاست تصمیم گرفتم خودم را درگیر احساسات نکنم. البته هیچ انسانی نمی تواند بی احساس باشد اما دیگر خودم را اسیر احساسم نکردم. به نظر من اینکه ناظر احساست باشی اما تحت تسلط آن نباشی خیلی خوب است.
تصمیم گرفتم فقط در مقابل احساسی که به خدای خودم دارم تسلیم باشم و لاغیر.
خیلی راه دارم و هنوز کلی احساسات مهار نشده دارم که باید فکری به حالشان بکنم.
امیدوارم هر جا هستی موفق باشی عزیزم.![]()
Pooh (شنبه 18 آبان 92), toojih (شنبه 18 آبان 92), کاغذ بی خط (شنبه 18 آبان 92)
تشکرشده 67 در 39 پست
تشکرشده 1,508 در 444 پست
سلام خانم Pooh، کجا میخوای بری؟ کجا میتونی بری؟ هدفت چیه از اینکار؟ اصلن میدونی هدف چی هست؟!! فکر کردی از اینجا بری حالت بهتر میشه؟ لااقل اینجا
چند آدم که اکثرا درب و داغون هستیم دور همیم و گاهی برای هم مینویسیم تا حس بهتری پیدا کنیم که تنها نیستیم.
من خیلی وقته که دوست دارم فرار کنم برم یک جایی که هیچ کس منرو نشناسه، من هیچ کس رو نشناسم، پشت یک کوه، یک روستای دورافتاده! بدون اینکه دغدغه هیچ کس
و هیچی رو داشته باشم یک زندگی آروم و راحتی شروع کنم!! ولی هر چی فکر میکنم می بینم من کجا میتونم برم که خودم رو همراه خودم نبرم. اگه بخوام واقعا فرار کنم
باید از دست خودم فرار کنم که متاسفانه نمیشه.
خانم Pooh، من و تو هیچ جا نمیتونیم فرار کنیم که زندگی بهتری داشته باشیم. همینجا با همین آدمها و توی همین محیط هم میشه زندگی آرومی داشت. یک درآمد
بخور نمیری میخواد! یک اتاق جمع و جور، چند تا کتاب مال آدمهای درب و داغون، و اینکه به بقیه کاری نداشته باشیم. بعد از ظهری، دم غروبی توی سایه قدمی بزنیم
توی پارک پیرمرد پیرزنی پیدا کنیم باهاش همکلام بشیم...
نرو خانم Pooh، همینجا بمون و نوشته های متناقض بنویس و هر کسی هرچی گفت تو بگو درسته و باز توی نوشته بعدیت کار خودت رو بکن و از علی و خدا بد بگو!! کی به کیه؟!
تشکرشده 2,293 در 573 پست
سلام دوست عزیز
تاحالا نشده بود برات پست بذارم یعنی یادم نمیاد،احتمالا برای اینه که سطح سوادم کمتر از این چیزا بوده!!!
ولی دوستان که می بینم همه خیلی دوست دارن باهات ادامه بدن و به نتیجه برسید،پس خودت رها نکن کسانی رو که شاید (حتی خیلی اندک) بتونن بهت کمک کنن
ببین:
آقای توجیهچه خوب امید میده
آقای توجیه ما درب و داغون هستیم ولی از خیلیای دیگه که فکر میکنن خیلی خوبن وهیچ مشکلی ندارن! بهتریم
لااقل بچه هایی که اینجا هستن دارن برای حل مشکلات(مخصوصا درون خودشون نه بیرون) تلاش میکنن، پس امید هست که روزی به نتیجه هم برسن
آقای توجیه کلا پستتون منو به شگفت آورد!نرو خانم Pooh، همینجا بمون و نوشته های متناقض بنویس و هر کسی هرچی گفت تو بگو درسته و باز توی نوشته بعدیت کار خودت رو بکن و از علی و خدا بد بگو!! کی به کیه؟!
شما مشکلتون با خدا وامام علی (ع) نیست، تازه اگه توکلتون به اونها باشه، مشکلات قابل هضم تر و قابل حل تر خواهند بود.
وبهتره که تواین تاپیک به مسائل دینی نپردازیم و چیزایی رو که نمیدونیم زیر سوال نبریم
به هرحال پوه عزیز منم با میشل موافقم،اگه میخوای مدتی رو به خودت استراحت بده، تالار هم نمیخوای بیای نیا، ولی مدتی که گذشت و فهمیدی وقتش رسیده باز به مشکلاتت بپردازی ،بیا اینجا
من از طرف بچه ها میگم(بااجازتون!): بچه ها در خدمتت هستن
مواظب خودت باش، هر وقتم اومدی قدمت روی چشم همدردی![]()
faghat-KHODA (شنبه 18 آبان 92), gisu (شنبه 18 آبان 92), Pooh (شنبه 18 آبان 92), rozaneh (یکشنبه 19 آبان 92), مصباح الهدی (شنبه 18 آبان 92), خوشبختی (دوشنبه 20 آبان 92)
تشکرشده 218 در 126 پست
pooh نرو
من تازه ميخاستم باهات دوست بشم
هميشه يه حس خنثي و ارامشي توي نوشته هات حس ميكردم
لااقل بعضي وقتا بيا
جون گيسو![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)