خانمpooh.خودت مصلحت میدونی.مشکل خیلیا رودیدم توی تالارومتأثرشدم.مشکل شمارو یه جورایی شبیه مشکل خودم دیدم فقط میدونم خدادست ازسرت برنمیداره به حرمت رفاقت قدیمت باهاش.چون دخترمعتقدی هستی..یه زمانی به خداپشت کرده بودم یه شب باسرعت زیاد خارج ازشهرمیرفتم یه تصادف کردم دوسه متر توی جاده روی سینه کشیده شدم بعدش پرت شدم توی یه چاله. جو وحشتناکی بود کسایی که دیدن فکرکردن من جونم رفته.توی حالت غلت خوردن اومد روزبونم گفتم یا خدا.حضورش رو توی اون ثانیه های وحشتناک حس کردم.ازاون به بعد مسیرم تغییرکرد.مطمئنم تو که اینقد واسه ارزشهات زحمت کشیدی به حال خودت رهات نمیکنن.امیدوارم مسیرت روپیداکنی وقوی وپرتوان ادامش بدی.البته منظورم این نیست به خداپشت کردی منظورم اینه اگه یه موقه هایی پیچ رادیو رو کم شده احساس میکنی فکرنکن فراموش شدی.موفق باشی
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : شنبه 18 آبان 92 در ساعت 00:45
علاقه مندی ها (Bookmarks)