یعنی منظورم این بود که به پوه بگم که تو آدم خوبی هستی و خانواده ات هم آدمای خوبی هستن و تو یه کارایی که وظیفه ته انجام می دی و اونا هم لابد یه کارایی که وظیفه خودشون می دونن رو انجام می دن .
ولی مجبور نیستین همدیگرو دوست داشته باشین که مثلا از این که گاهی جس کنی دوسشون نداری عذاب وجدان بگیری.
یعنی این که آدم کسی رو آدم خوبی بدونه ملازمه نداره با این که آدم اونو دوست داشته باشه.
یعنی این توهین به کسی یا صدمه زدن به کسی یا بدرفتاری با کسی نیست که آدم اونو دوست نداشته باشه.
الان حس می کنم که در تایپک پوه اخلال ایجاد کردم و حرفا رو زیادی تئوری کردم.
اصلا این چیزایی که من گفتم مربوط بودن؟
یه جورایی حس می کنم اگه نمی گفتم بهتر بود... احساس می کنم بحث دوستامو منحرف کردم...
الان خودم عذاب وجدان گرفتم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)