به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 111

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    سلام طناز جونم خوبی؟ اوضاع وفق مراده انشاء اله؟

    - - - Updated - - -

    رابطه با همسر خوبه؟

    تونستی با مشکلات کنار بیای؟ تغییر رفتارات چی تا کجا پیش رفتی؟

    کی میرین شهرتون؟ کاش میرفتین مشهد

  2. کاربر روبرو از پست مفید kamr تشکرکرده است .

    tannaz joon (پنجشنبه 16 آبان 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیشب باباش زنگ زد کی میای گفت شنبه یکشنبه..خیلی عصبی شدم گوشیو قطع کرد گفتم چرا شنبه یکشنبه؟مگه نگفتی دوشنبه؟؟گفت خوب دوشنبه میریم.میدونستم به خاطر من میگه نه اینکه دل خودش بخاد..گفتم نمیگی من دلم تنگ میشه واست؟/گفت باشه دوشنبه میریم..با لحن ناراضی گفت..
    منم یکم طرفش سر سنگین شدم گفت بارون نیومده هنوز تو شولا دوش گرفتی.؟.واسش بلال کباب کردم بخوره بردم واسش نگرفت قهر کرد..منم گفتم قهر باش منم باهات قهرم.رفتم حموم بعدش اومدم بیرون طرفم عصبانی تر بود..شام خوردیم بعداز شام فقط رختخوابه خودشو پهن کرد خوابید منم بهش گفتم باشه ی خط طلبت..{ی کم خودمو لوس کردم}خوابیدم پشتمو کردم بهش یکم گذشت دستشو کرد تو موهام اذیتم کرد..گفتم نکن یخ کردم گفت بیا بغلم گرم بشی..کشش ندادم رومو کردم طرفش خوابیدم.بعدشم هیچی به روی خودم نیاوردم..ناراحتم..خیلی هم ناراحتم..اما دیگه هیچ حرفی از خانوادش نمیزنم.ی بلوز بافت خریده بود پارسال اصلا نپوشیده بود گفت بذار میخام بدم داداشم بپوشه با روی باز قبول کردم.اگه قبلا بود اعتراض میکردم..تغییر چندانی تو خودم حس نمیکنم جز اینکه دیگه اصلا راجع به خانوادش هیچی نمیگم و بد گویی نمیکنم.احساس میکنم واسه اینکه تو بقیه چیزا هم تغییر کنم خیلی ناشی و تازه کار هستم..در کل از خودم راضی نیستم.

    - - - Updated - - -

    واسه مشهدم زیاد جدی نگفت از طرفیم اونجایی که میخاستم بریم جور نشود..امروزم دار منو میبره یکی از شهرای نزدیکمون خرید کنم احتمالا شبم میریم هتلی جایی..احساس میکنم محبتم واسش تکراری شده..جذابیت نداره..مث ی عادت شده واسش..محبته جدید بلد نیستم..


    سر افراز عزیزم که دیگه به ما سر نمیزنه..بهار و kmr عزیز ممنون که تنهام نمیزارین..


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.