من دوباره آمدم :)
به نظرم کلی سوال کردن فقط به درد همون جلسه اول میخوره.
و اینکه اگه کلی میپرسی، انتظار نداشته باش اون جزء جزء برات باز کنه. اون هم یک جواب کلی میده که زیاد تعیین کننده و روشن کننده ی مسیر انتخابت نخواهد بود.
مثلاً وقتی یه چیزی رو کلی میپرسی، بعضی وقتا تو ذهنت چیزی هست که انتظار داری اون رو بگه. این دید اشتباهه. قرار نیست همون مورد ِمد نظر شما به ذهنش برسه. یک موضوع کلی هزار تا زیر شاخه داره. ممکنه اون لحظه هر چیزی به ذهن آدم بیاد. منکر این نیستم که یکی از مهمتریناش میاد تو ذهن آدم. اما دلیل بر این نمیشه بقیه بی اهمیت باشن.
مثلاً
شما دوست داری همسرت اجازه ادامه تحصیل بهت بده و مانع تحصیلت نشه.
این رو اینجوری میپرسی:
شما چه حق و حقوقی واسه همسر آینده ت قائلی؟
و یه سری مسائل رو میگه و یادش میره تحصیلات رو بگه.
بعد شما پیش خودت فکر میکنی حتما اجازه ادامه تحصیلات رو نمیخواد بده.
و تا ازش میپرسی، میگه آره اجازه میدم.
ولی تو دلت میگی چون دید برام مهم هست نظرش رو برگردوند.
در صورتیکه این نتیجه گیری شاید اشتباه باشه.
اون سخنرانی رو گوش کن دستت میاد چی رو چه جوری بپرسی.
در مورد سوالهای کلی ایشون هم همینطور. اگه کلی میپرسه، کلی هم جواب میگیره :)
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)