نمیتونی ببخشیش .نبخشش واسش دعانکن،حق نداشته غرورش رو روحقارت تو بناکنه.اما اومسئول رفتارخودشه،تو هم مسئول رفتارخودتی که بهش کولی دادی جایی که حقش نبوده نازشو بکشی وبهش فرصت بدی به نشانه ها توجه نکردی.این یکی ازبزرگترین درسهای تجربه تلخت بوده.الان مهم نیست او منتظرچیه.به جملش فکرنکن.
- - - Updated - - -
خانم پوه،مدتیه زیادپست نمیذارم و این دوروزهم فقط واسه شماپست گذاشتم.اونم چون تمام دردهاتو لمس کردم.منو نخواهی شناخت.پس نذارش به حساب خودتعریفی بذارش تجربه. پیش دانشگاهیم روجهشی خوندم فقط ازاون مرکزمن موفق شدم.بادوماه خوندن بهترین دانشگاههای کشورقبول شدم.رو بورس موفقیت بودم.باخودم میگفتم خب حالاچه آرزویی کنم تاخدابرآورده کنه.کارم دعا_توکل_تلاش وبعدش نتیجه بود.شده بودم الگوی خیلیا.تابعد دانشگاه که اتفاقای مث توبرام افتاد.دیگه خداروحس نمیکردم.توی عمرم اینقددربرابرکسی کوتا نیومده بودم(ای کاش اون موقع عقل الانو داشتم)چه مصیبتی به سرم اومدبعدازکلی سختی تا۹۰درصدفراموش کردم حالامونده بودده درصد.یا قدم آخر.دیگه فکرکردن فایده نداشت واسم .مثل اینکه جام زهربنوشی حالت بد بشه وافکارمنفی بیان سراغت بعدش بخوای افکارمنفیت رودونه دونه نقض کنی اینو خنثی میکنی فکرمنفی بعدی میاد.مث اینکه باشمشیر بخوای بادود ومه بجنگی.نه این راهش نیس.قدم آخر بایدآب روازسرچشمه گرفت.اجازه بده تغییراحساس اتفاق بیفته.دلت روبسپاردست شادی وخوشی و هماهنگی.برو آیروبیک،آموزشگاه زبان،باشگاه.باورکن اون اتفاق مبارک میفته.چاهی که ازخودش آب نداره هرچی آب بریزی پرنمیشه.کانون اصلی خودتی.توپ روانداختی پشت بوم وحاضرنیستی ازنردبون بری بیاریش.جایی که ارادت دست خودته منتظرخدایی. پس، فرداهم به شکل دیگه اشتباه میکنی جایی که باید خداکارکنه خودت میشینی ونقش اوروبازی میکنی.گاهی انگیزه مثبت باعث موفقیت میشه وگاهی انگیزه منفی مثل اینکه اینی نباشی که الان هستی.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : جمعه 10 آبان 92 در ساعت 01:01
علاقه مندی ها (Bookmarks)