آقای سما حتما اگر مادر و خواهر شما هم هر دو یک سوال مشابه مطرح کنند دخترخانم باید مشکوک شود و تصور بدی داشته باشد!! معلوم است که پدر خانواده راجع به این امور سوال می کند. البته خواهر این خانم اصلا نباید توی این قضیه دخالت می کرد. این کار مربوط به پدر و مادرشان است و خود دختر. اما این مسئله مهمی نیست.
ببینید وقتی شما می گویید اینقدر درآمد دارم که یک زندگی متوسط را بگردانم و اینقدر پس انداز دارم که زندگی خوبی داشته باشیم دارید از نظر و دیدگاه خود توضیح می دهید. در حالی که هر کس زندگی راحت و خوب را یک چیزی می داند. مثلابرفرض خانم ایکس می گه زندگی راحتی دارم . وقتی کسی می پرسه چرا می گه چون پدرم ماهی چهارصد هزار تومان پول توجیبی بهم می ده ، هزینه دانشگاه و هر چه که برای درس لازم باشد خیلی راحت می توانیم پرداخت کنیم و هر سال چهاربار به سفر می رویم.
خوب حالا فرض کن مردی به خواستگاری خانم ایکس بیاید و بگوید من آنقدر دارم که زندگی شما را خوب و راحت تامین کنم. خانم ایکس هم فوری فکر می کند منظورش همین زندگی است که الان دارد و آن را خوب می داند.
در حالی که منظور مرد کلا فرق می کند. به هر حال با هم ازدواج می کنند و بعد از زندگی اختلافات شروع می شود.
پس این خانواده به این نکته ای که من گفتم واقف هستند و به خاطر همین معیارهای کیفی را که برای هر کس فرق می کند تبدیل به معیارهای کمی کرده اند که برای همه یکسان و قابل فهم است. وقتی از شما می پرسند چقدر پس انداز داری و شما می گویی یازده میلیون ( برفرض ) دختر خانم و خانواده اش می توانند به روشنی متوجه شوند که زندگی آینده حداقل برای پنج سال آینده چگونه خواهد بود و با زندگی امنی که آنها می خواهند مطابقت دارد یا خیر.
به هر حال توجه داشته باشید که اگر شما با این خانم ازدواج کنید ( ولی قانونی ) او می شوید. یعنی اختیار خیلی از کارهایش حتی مسافرت رفتنش یا کار کردن و تحصیلش با شما است. هر جا که شما بگویی باید زندگی کند و... . پس این خانواده حق دارند سوال های دقیق و ریز از شما بپرسند در هر زمینه ای از اقتصادی بگیر تا زندگی شخصی. هیچ آدمی نمی آید چشم بسته و مطمئن نشده دخترش را به کسی بدهد.
شما باید بتوانید از خودتان بیرون بیایید و از نگاه دیگران به مساله نگاه کنید و آنها را ، نگرانی هایشان ، احساسشان و ... را درک کنید. آن وقت می بینید که چقدر افکارتان با الان متفاوت خواهد بود و قضاوت شما فرق می کند.
باز هم می گویم این ربطی به مادی گرایی ندارد. حتی اگر مادی گرا هم باشند باید نشانه دیگری وجود داشته باشد و این نشانه ای که شما می گویی دلیل مادی گرایی نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)