در آسمان آبی این چشم ناشناس
چون آسمان خاطره ی من ستاره ایست
دیدم ترا که جلوه کنان در نگاه او
با من چنانکه بود ، هنوزت اشاره ایست
تشکرشده 126 در 74 پست
در آسمان آبی این چشم ناشناس
چون آسمان خاطره ی من ستاره ایست
دیدم ترا که جلوه کنان در نگاه او
با من چنانکه بود ، هنوزت اشاره ایست
تشکرشده 148 در 75 پست
تنم زخمی شد از هر دست
به جانم ، سنگ هر سرمست
برای جرعه ای "ٌٍ می " بود
به من هر کس که دل بست
تشکرشده 239 در 119 پست
تو این کویر بی کسی
تو نیستی، نامی ندارم
تو نیستی و سبز نمی شه
هر چی تو قلبم می کارم
تشکرشده 1,965 در 675 پست
ما را رها كنيد در اين رنج بي حساب
با قلب پاره پاره با سينه اي كباب
تشکرشده 148 در 75 پست
براي من نوشته ، گذشته ها گذشته
تموم قصه ها هوس بود
براي او نوشتم ، براي تو هوس بود
ولي براي من نفس بود....
تشکرشده 239 در 119 پست
بغض باغچه رو شکسته
خاطرات خاک تب دار
یاد غنچه ی گل سرخ
یاد دستای سپیدار
تشکرشده 239 در 119 پست
روزگار سیاه و سرده
وقتی که از تو نشون نیست
پله ها فرو می ریزن
گریزی به آسمون نیست
تشکرشده 3,584 در 906 پست
بگذار باورم شه کنارمی
پس سکوت رو بشکن ! حرفی بزن
تشکرشده 239 در 119 پست
نکنه تو خواب غفلت بمونیم
نکنه تو پیله ی تن بمونیم
نکنه قصه به آخر برسه
لب مرگ توی غفلت ببوسیم
تشکرشده 673 در 178 پست
نخواستند که بالای ابر لانه بسازم
نخواستند که من هم به بال خویش ببالم
همین که فرصتی شد یاد من باش ...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)