به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 55
  1. #31
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دور از شان یک دختر اینه که هر کسی را واسطه ازدواجش کند و آنها هم هر پسری را دیدند به خانه دختر بفرستند.
    با این کار شما یک واسطه درست و حسابی انتخاب می کنی که هر کس و ناکسی را برای شما نمی فرستد.
    این در شان شما است که هر کسی بیاید به شما پیشنهاد ازدواج با پسرش را بدهد بعد هم یک عیبی روی شما بگذارد و بگوید ای ببخشید نمی دانستم سنتان زیاد است !!!!! و شما را با احساس خرد شده رها کند ؟ فکر می کنم راجع به این در تاپیک قبلی مفصل صحبت کردم.

    اگر می خواهی از طریق سنتی ازدواج کنی گفتم که باید چکار کنی تا خواستگار مناسب بیاید. گفتم که باید با اطرافیانت مفصل صحبت کنی و معیارهایت را بگویی. گفتم که باید قبل از اینکه خواستگار بیاید تلفنی صحبت کنی و یک شناخت اولیه پیدا کنی و اگر مناسب بود راه بدهی که اینقدر از دست خواستگارهای نامناسب سرخورده نشوی.
    در تاپیک قبلی ات مفصل راجع به ازدواج سنتی توضیح دادم. اما شما هر دفعه یک جواب دادی.
    در این تاپیک هم گفتم اگر از راه سنتی نمی توانی خوب عمل کنی از این راه برو که باز هم یک بهانه دیگر می آوری.

    بالاخره می خواهی چکار کنی ؟ می خواهی همین طور دور خودت بگردی و از درون خودت را خرد کنی ؟

    ازدواج سنتی که می گویی نمی توانی درست مدیریت کنی . ازدواج نیمه سنتی را هم اصلا حاضر نیستی به آن فکر کنی و پیشداوری می کنی. می شود بپرسم می خواهی از چه راهی ازدواج کنی ؟

    از ما انتظار داری دقیقا چه راه حلی برایت پیشنهاد دهیم ؟

    شما توی نقش قربانی فرو رفته ای و حاضر نیستی از آن بیرون بیایی. چرایش را نمی دانم اما بدان به جایی نمی رسی.

  2. 3 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    earth (پنجشنبه 02 آبان 92), ehsan_hamdardi (چهارشنبه 01 آبان 92), faghat-KHODA (پنجشنبه 02 آبان 92)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 فروردین 97 [ 14:43]
    تاریخ عضویت
    1392-6-14
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    3,965
    سطح
    40
    Points: 3,965, Level: 40
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 185
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    28

    تشکرشده 23 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اصلا . نگران نباش! . مادر من در سن سی و پنج سالگی ازدواج کرد ( تولد 1328 . ازدواج 1363 ) . اونم تو شرایط اون موقع که سن ازدواج پایین بود . شوهر خوبی هم گیرش اومده . تو فقط دلت بده به خدا و پاک باش . خدا خودش همه چی رو ردیف می کنه

  4. 4 کاربر از پست مفید امیرحسین تشکرکرده اند .

    do_ob (پنجشنبه 09 آبان 92), earth (پنجشنبه 02 آبان 92), faghat-KHODA (پنجشنبه 02 آبان 92), Pooh (شنبه 04 آبان 92)

  5. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    دور از شان یک دختر اینه که هر کسی را واسطه ازدواجش کند و آنها هم هر پسری را دیدند به خانه دختر بفرستند.
    با این کار شما یک واسطه درست و حسابی انتخاب می کنی که هر کس و ناکسی را برای شما نمی فرستد.
    این در شان شما است که هر کسی بیاید به شما پیشنهاد ازدواج با پسرش را بدهد بعد هم یک عیبی روی شما بگذارد و بگوید ای ببخشید نمی دانستم سنتان زیاد است !!!!! و شما را با احساس خرد شده رها کند ؟ فکر می کنم راجع به این در تاپیک قبلی مفصل صحبت کردم.

    اگر می خواهی از طریق سنتی ازدواج کنی گفتم که باید چکار کنی تا خواستگار مناسب بیاید. گفتم که باید با اطرافیانت مفصل صحبت کنی و معیارهایت را بگویی. گفتم که باید قبل از اینکه خواستگار بیاید تلفنی صحبت کنی و یک شناخت اولیه پیدا کنی و اگر مناسب بود راه بدهی که اینقدر از دست خواستگارهای نامناسب سرخورده نشوی.
    در تاپیک قبلی ات مفصل راجع به ازدواج سنتی توضیح دادم. اما شما هر دفعه یک جواب دادی.
    در این تاپیک هم گفتم اگر از راه سنتی نمی توانی خوب عمل کنی از این راه برو که باز هم یک بهانه دیگر می آوری.

    بالاخره می خواهی چکار کنی ؟ می خواهی همین طور دور خودت بگردی و از درون خودت را خرد کنی ؟

    ازدواج سنتی که می گویی نمی توانی درست مدیریت کنی . ازدواج نیمه سنتی را هم اصلا حاضر نیستی به آن فکر کنی و پیشداوری می کنی. می شود بپرسم می خواهی از چه راهی ازدواج کنی ؟

    از ما انتظار داری دقیقا چه راه حلی برایت پیشنهاد دهیم ؟

    شما توی نقش قربانی فرو رفته ای و حاضر نیستی از آن بیرون بیایی. چرایش را نمی دانم اما بدان به جایی نمی رسی.
    سلام نوپو عزیز.
    من کاملا حرفای شما روقبول دارم.

    اما من نمیخوام شخصیت قربانی داشته باشم.
    پدر خودم تو اون مرکز دنبال همسر مناسب میگرده.اما تا الان هر کی بهش معرفی شده یه مشکل روانی داشته.
    من نمیگم همه بدن اما اگر کمی شناخت از خانوادش داشته باشم بهتره.

    دیروز عقد یکی از اقوام بود وقتی همه مهمونا اومدن اومد به من گفت من هیچ حسی نسبت بهش ندارم.اونجا خیلی دلداریش دادم اما واقعا ترسی تمام وجودمو گرفت وباخودم گفتم یعنی اگر من جای اون بودم چکار میکردم؟
    دنبال یه همدم هستم اما خیلی سخته.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط امیرحسین نمایش پست ها
    اصلا . نگران نباش! . مادر من در سن سی و پنج سالگی ازدواج کرد ( تولد 1328 . ازدواج 1363 ) . اونم تو شرایط اون موقع که سن ازدواج پایین بود . شوهر خوبی هم گیرش اومده . تو فقط دلت بده به خدا و پاک باش . خدا خودش همه چی رو ردیف می کنه
    سلام آقا امیرحسین.
    ممنون به خاطرپیام خوب وامیدوار کننده تون.
    وقتی خوندم خوشحال شدم ودارم سعی میکنم ایمانمو قویتر کنم.
    لطفاشما دوستان خوب هم واسم از ته دل دعاکنید.

  6. 3 کاربر از پست مفید earth تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 03 آبان 92), faghat-KHODA (پنجشنبه 02 آبان 92), majid_k (جمعه 03 آبان 92)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نمیدونم چمه!
    ازصبح که بیدارمیشم خسته ام.شبا خوابهای عجیب میبینم.

    من مثل تمام شماها دنبال دست نوازش خانوادمم اما پیداش نمیکنم.مامانم پیش دیگران خیلی تحویلم میگیره وازم تعریف میکنه اما تو خونه همش بین من وخواهرم فرق میزاره.تاحالا بهم نگفته دوستت دارم.اما پیش دیگران میگه از دختر گلم خیلی راضیم.من شدم الهه خوبی توفامیلش.اما من خوب نیستم.حالم بده.حالم خیلی بده.دیگه صبر سابقو ندارم.زود ناراحت میشم.زود عصبانی میشم وبرای اینکه به مامانم بی احترامی نکنم باهاش حرف نمیزنم.میرم تو اتاقم وتاشب باهاش حرف نمیزنم.

    - - - Updated - - -

    ببینید من جایی واسه درددل ندارم.نمیخوام کسی واسم دل بسوزونه بعد بگه شخصیت قربانی داری.همین که اینجا بنویسم کافیه.
    هیچکدومتون حرفی نزنید.

    - - - Updated - - -

    من به این تبعیضها خیلی اهمیت نمیدم.یعنی خیلی سعی کردم وخیلی بهتر ازقبل شدم اماگاهی واقعا دلم میشکنه.میبینم هر کار میکنم باز توقع بیشتری دارن.روزی 10 بار هم برادرم بهم میگه چادرتو بزار کنار خجالت بکش.ازطرفی فکر ازدواج ورفتن از این شرایط خیلی بهم فشار آورده.

    - - - Updated - - -

    میدونم خدا میخواد خوشبخت بشم اما دیگه طاقتم تموم شده.

  8. 2 کاربر از پست مفید earth تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 03 آبان 92), faghat-KHODA (جمعه 03 آبان 92)

  9. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام

    هیچکدومتون حرفی نزنید.
    بنده با یه تحلیل لحظه ای به این نتیجه رسیدم که در این جملتون از افعال معکوس (مختص زبان برره ای) استفاده شده.پس می نویسم.

    یه پیشنهاد دارم.نمیدونم به درد بخوره یا نه.من خودم که از بس دیگه تو این تالارهای مختلف مقاله خوندم و تاپیک دوستان رو بررسی کردم یه جورایی دچار دلزدگی شدید شدم.دلزدگی از روانشناسی منظورمه.(یکی از علاقمندی هام مقوله روانشناسیه).اصلا همه چیز برام تکراری و قاطی شده.

    نمیدونم شما تا چه حد اهل شعر هستین.من به فراخور شرایطی که الان دارم یه بوستان و گلستان گرفتم و میخونم.راستش خیلی بیشتر از اونی که فکر می کردم تو روحیم اثر مثبت گذاشت.حالا حافظ (واسه عاشق جماعت خوبه)و مثنوی(واسه عارف مسلک ها خوبه) هم هستن.شاهنامه رو چرا نگم.خوندن شاهنامه به خاطر سبک حماسیش روحیمون رو قوی می کنه.البته اینها از تفاسیر بندست و در هیچ سند تاریخی یا مقاله علمی تایید نشده(البته فعلا).

    شما هم یه کتاب شعر بگیرید و بخونید.اصلا سهراب بخونید.فوقالعاده این بشر.

    البته منم شعر می گم.اما هنوز کتابی بیرون ندادم!!!!! چون تعداد اشعارم همه همه 5 تاست!!!!! ولی یه روز کتابمو چاپ می کنم و تو همین تالار معرفیش می کنم.

    البته باید یه اعترافی بکنم.هدف اصلیم از گذاشتن این پست فقط مخالفت با خواست شما مبنی بر نذاشتن پست بوده و هست.و لا غیر..... .


    شاید با خوندن این پست فکر کنید حال و روزم خیلی خوبه.اما واقعیت این نیست.دارم دست و پا میزنم که مثلا خوبم ............. .

    فقط خدا

  10. 2 کاربر از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 03 آبان 92), earth (شنبه 04 آبان 92)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 20:00]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    211
    سطح
    4
    Points: 211, Level: 4
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    63

    تشکرشده 27 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. نمیدونم شاید اصلا صلاح نباشد که اینجا نظری ندم.من سنم حدود 20 ساله و تجربه ای ندارم در مقایسه با سن شما و نظرم هم سبک خواهد بود. فقط یک چیز به نظرم میرسه. من هرچیز مهم رو خواستم، به واسطه نماز، ارتباط با مسجد ،و نذر امام هشتم بدست آوردم. همچنین کم کردن گناهان (یعنی اینکه هر روز بهتر بشی و شده حتی یه جای کوچیک از خودتم شده رو درست کنی و گناهان که به واسطه ازدواج نکردن به وجود میان رو هم به نظرم بتونی کم کنی خیلی خوبه) هر روز صبح و بعد از هر نماز آیت الکرسی رو فراموش نکن...خواهش می کنم اگر انجام ندادی یا نتیجه نگرفتی(که اگر خدا بخواد می گیری)زیر سوال نبرشون.یادت باشه خدا نخواد یک قدمی نتیجه هم باشی ناکام می شی... .. ممن هرچی خواستم از خدا به واسطه دعا،رفت ممم مکم کردن گناهانمنکننکشونشش

    - - - Updated - - -

    یه چیز دیگه ،من اگر اشتباهی می کنم مشکل از من هست نه از خدا و دینش...

  12. 4 کاربر از پست مفید سپیدقلب تشکرکرده اند .

    earth (شنبه 04 آبان 92), golrirahatannom (شنبه 04 آبان 92), مهرااد (جمعه 03 آبان 92), مصباح الهدی (شنبه 04 آبان 92)

  13. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    سلام. خوبین شما؟

    تنهایی واقعا سخته و کسی نمی تونه منکر این قضیه بشه و حتی من جایی می خوندم که مسبب خ از بیماریهاست( البته الان خاطرم نیست متاسفانه)

    همشهری آنلاین: افسردگی و تنهایی به بیماری جسمی می‌انجامد

    اما دوست نازنین من اگه بخاین این رنج کاهش پیدا کنه و اگه فکر می کنین با ازدواج این امر امکان پدیره پس باید شجاعت تغییر شرایطت رو داشته باشی! اگه سنتی هستی رفتار غ سنتی کردن سخته! اما اگه کانال ارتباطی دیگه ای نداری باید حتما رنج تغییر روش رو بپدیری! سعی کن به حرفهای خانم نوپو گوش بدی! اگه واقعا از طریق سنتی مایوسی پس حتما روشهای جدید رو امتحان کن! ایا وجهت خراب بشه بهتره یا اینکه ازدواج نامناسبی و به خاطر فشار نیاز روحی و جسمیت داشته باشی؟

    چون شاید این روشها رو نپسندی اما به هرحال اگه این مدت تنهاییت طولانی تر بشه شاید تشنه تر بشی و همین مساله در انتابت خ تاثیر بزاره و واسه فرار از تنهایی خ به کیفیت خاستگارت توجه نکنی! پس تا هنوز خسته نیستی روشهای جدید رو امتحان کن!

    متاسفانه من موارد زیادی دیدم که در ازدواجشون هم حس تنهایی رو دارن! و مطمین باش اگه خدای ناکرده این اتفاق واسه شما بیفته ( خدای نااااااااااااکرده البته) اون موقع چه می خاهی بکنی!؟؟؟


    من حس می کنم که احتمال اینکه ازدواجت تو دوقت بزنه خ زیاده چون انتظارت از ازدواج اینکه از تنهایی در می ای و مشکلاتت کمتر میشن( دلگیر نشو اگه اشتباه می کنم) وقتی توقع زاید بشه احتمال رنجش خ بالاتر خاهد بود هر چند که ازدواج بی عیب و نقصی هم داشته باشی

    پیشنهاد من به شما همان توصیه های خانم نوپو!

    در مورد مشکل سابقتون جناب بی بی پیشنهاد خوبی دارن من نقل قول می کنم
    بهتون تبریک میگم که اولین قدم رو برا ترک این عادت برداشتید.

    باید بدونی بهترین کسی که می تونه به شما کمک کنه خود شما هستید. تصمیم نهایی با شما هست.
    - عادات سالم را در خود تقویت کن ، از تصاویر محرک جنسی دوری کن ، فکر کردن برای نگاه کردن به این چنین محرکهایی مساوی با خود ارضایی مجدده .

    تمایل به خودارضایی اول به ذهن شما حمله ور می شن. باید بتونی در مقابلشون ایستادگی کنی و اجازه ندی که به ذهنت نفوذ کنن. البته ممکنه شروع کار قدری سخت باشه اما با تلاش می تونی اونو تحت کنترل خودت در بیاری. سعی کن که حتی فکر این هم به سرت نزنه .

    این یک نکته ی خیلی مهم هست برای ترک کردن .به نظر من ساده ترین راه ترک خود ارضایی همینه. در نطفه فکرهای پوچ و بیخود و وسوسه انگیز را خفه کن. ذهنت را با چیزهای مفید مشغول کن.



    بعضی ها نگاه می کنن و میگن مقاومت می کنیم ، این تصور غلطیه ، در واقع مقاوت کردن در این مرحله خیلی سخت هست .پس اگر قصد ترک خود ارضایی دارید دنبال راه حل های عاقلانه باشید

    دوستی یک مثال خیلی قشنگ زد گفت که : این کار مثل این هست که شخصی موزی را بخورد و پوست ان را جلوی خود بندازد و بگوید ای وای چیکار کنم الان دوباره میخورم زمین.

    دوستان سالمی برای خودت انتخاب کن . بعضیا میگن ترک خود ارضایی ممکن نیست. از افرادی که موج منفی بزرگی دارن دوری کن چون این موجها نا خود اگاه روی شما تاثیر میگذاره . برید طرف افرادی که موفق هستند و از انها انرژی مثبت بگیرید. اگر میخواهید قربانی افراط و تفریط ها نباشید فکر کنید و بهترین را انتخاب کنید. از انتخابتون لذت ببرید .

    غذاهای محرک کمتر بخورید ، گوشت ، پیاز و... کمتر مصرف کنید.
    روزه بگیر ، اگرچه اعتقاد مذهبی نداشته باشی ، روزه اراده شما رو تقویت می کنه ، در وهله اول بعنوان دارو و درمان بهش نگاه کن
    .

    یه سایت خیلی خوب هست که در طی 40 روز در کنار شما خواهد بود این مقدمه سایت هست:

    "طبق تجربه ای که پس از سالها بدست آمد، به این نتیجه رسیدیم که جهت ترک این عمل باید چهل روز مبارزه کرد.

    این عدد هم به تجربه بدست آمده است و هم طبق نظر پزشکان بر آن است و هم مورد تایید معصومین بوده است

    در این 40 روز مشاوران ما بصورت ارتباط ایمیلی در کنار شما هستند، بدین صورت که هر روز و یا یک روز در میان با شما در ارتباط هستند و مشکلات احتمالی را با کمک خودتان حل میکنند.

    اینطور شما هم 40 روز مبارزه کرده اید و هم یک همراه خواهید داشت و تنها نخواهید بود."

    و این هم اظهار نظر یه فردی که 8 سال مبتلا بوده:

    ترک خود ارضایی »» درد دلهاي شما »» رهايي من


    ""بچه ها الان من 147 روزه که خلاص شدم یعنی حدودا5 ماه

    توی این مدت 8 ساله ای که مبتلا بودم خیلی بارها ترک کردم 10 روز 40 ،80،120 و خیلی بارهای دیگه اما الان کلا فرق میکنه چون اصلا توی تنهاییام بهش فکرم نمیکنم که بخواد اذیتم کنه و به این رسیدم که باید یه جوری توبه کنید که این گناه خیلی بزرگ رو خدا ببخشه

    بچه ها بخواهید و به خدا و ائمه باالاخص باالاخص امیر المومنین توکل و توسل کنید حتما میشه . چرا که نه ما همه کار میتونیم بکنیم ما اشرف مخلوقاتیم .

    از همین حالا به خدا قول بدبد به امیر المومنین قول بدید که این کار رو نمیکنید.

    من روز 133 که توی ترک بودم روز عید غدیر بود شما این عدد رو فکر منم بشناسین(به حروف ابجد میشه ابالفضل)

    توکل ، توسل ، باور ، توبه واقعی = راهـــــــایی همتون رو دوست دارم و براتون دعا میکنم .


    امیدوارم تا 40 روز دیگه خبرهای خوبی ازتون بشنویم
    -========================================

    بدترین اتفاقی که تو هر مشکلی می تونه بیفته این که ادم صبرش رو از دست بده! میگن اون دعاهایی دیرتر مستجاب میشن که واسشون عجله بیشتری دارین!

    البته صبر به معنای فقط دست روی دست گداشتن نیست! همون طور که واسه هرچیز ساده ای باید یه مقدار هزینه کرد واسه خوشبختی هم باید هزینه کرد. روشهای خلاقانه تر که شما رو در معرض تعاملات اجتماعی بیشتر قرار بده!

    چیزی که مشخصه روش خودتون تا الان جواب نداده! درسته؟





    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331

    ویرایش توسط مهرااد : جمعه 03 آبان 92 در ساعت 22:53

  14. 3 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    earth (شنبه 04 آبان 92), faghat-KHODA (یکشنبه 05 آبان 92), سپیدقلب (جمعه 03 آبان 92)

  15. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام نوپو عزیز
    لطفا شماره اون مرکزو واسم بنویس.

  16. کاربر روبرو از پست مفید earth تشکرکرده است .

    دختر مهربون (شنبه 04 آبان 92)

  17. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    esrth جان، من نمیدونم این مرکز فعالیتش چه جوری هست.
    اما اگه نوپو از جاش مطمئنه (که اینجوری که تعریف میکنه هست) و اگه تلفنی هم قبول میکنن، زنگ بزن و خودت رو مثلاً خواهر بزرگتر یا یکی از اقوام معرفی کن و مشخصاتت رو بده.

    هر چند فکر نمیکنم اون مرکز براش مهم باشه خود دختر خانم داره مشخصات میده یا یکی از اقوام و آشناهاش.
    بیشر برای خودت میگم که یه وقت حس بدی بهت دست نده.

    امیدوارم که یه زندگی خوب داشته باشی.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  18. کاربر روبرو از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده است .

    earth (شنبه 04 آبان 92)

  19. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    ممنونم دختر مهربون
    فقط خدا محترم من میدونم شماتو شرایط سختی هستید.خوش به حال کسی که از ته دل دوستش داشتید.امیدوارم خودتونم زودتر از این بحران بیرون بیاین وخوشبخت بشید.
    دوست دارم همسر آیندم خیلی دوستم داشته باشه.منم همینطور.


    مهراد عزیزم خیلی خیلی ممنونم به خاطر مطالب خوبت.متاسفانه فعلا فقط میتونم تو اون سایت برم چون اگر عضو بشم خواهرم بفهمه بیچاره میشم.اون گاهی لپ تاپو چک میکنه.هیستوریشو پاک میکنم اما بازم اسم سایتهایی که عضوم میاد.

  20. 2 کاربر از پست مفید earth تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (یکشنبه 05 آبان 92), reihane_b (شنبه 04 آبان 92)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.