سرافراز عزیزم یه دنیا ازت ممنونم..دقیقا حرفایی رو زدی که بهش نیاز داشتم.ازت خواهش میکنم تاپیک منو رها نکنی تا یه کم رابطه من روی غلطک بیفته به قول معروف..
من دیروز بهش زنگ زدم و اصلا به روی خودم نیاوردم که اون مکالمات بینمون پیش اومده و اونم زیاد چیزی نگفت..مشکل اساسی من در حال حاضر با همسرم:
1_خونواده همسرم
2_اونجوری که دلم میخواد به من وابستگی عاطفی نداره.تو هر شرایطی اول خانوادش بعدش من.توی هرررر شرایطی
3_ماهی 1-300 حقوق ثابت داره در کنارشم کلی پاداش و اضافه کار.با اینکه من اصلا ولخرج نیستمو خودش میدونه اصلا به من نمیگه.و ماهی 150 هزارتومن بیشتر به من نمیده.و پولهاشم معلوم نیست چه کار میکنه.و از طرفی هم ادم دست و دلبازیه و میدونم خییییلی زیادتر از حد معمول واسه خانوادش خرج میکنه.درصورتی که پدر شوهرم هیچ مشکل مالی نداره.معتاده.و مادرشوهرم اصلاااااا اهل پس انداز و صرفه جویی نیست و حتی من رو هم که خیلی صرفه جویی میکنم و حواسم به دخل و خرج هست مسخره میکنه.و من بعضی اوقات از اینکه این همه به فکر پول . زندگیمونم و شوهرم اصلا دلش واسه پولش نمیسوزه من لجم میگیره به معنای واقعی..من از خودم کلی میزنم اما اون..
4_خیلی زود قهر میکنه و از دید اون من همیشه مقصرم و باید عذرخواهی کنم وگرنه تا من واسه اشتی پیش قدم نشم اون نمیشه
5_فکر میکنه خانواده من دشمن اون هستن و چشم دیدنشو ندارن
...
سرافراز عزیز خوشحال میشم راهنماییم کنی
- - - Updated - - -
kmr عزیز منظورت از اینکه شک هاشو تایید نکنم چیه؟؟من حس میکنم اون از اینکه من بدگویی خانوادشو میکنم خیلی ناراضی و احساس نا امنی میکنه..دارم رو خودم کار میکنم بدشونو نگم..










علاقه مندی ها (Bookmarks)