به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 111

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سرافراز عزیز خیلی ممنونم که به تاپیکم سر زدی..
    من اگه اون اینجوری گیر میده من هیچی نگم اون فکر نمیکنه من مقصرم؟؟
    در مورد خانوادشم میدونم اشتباه کردم.دارم رو خودم کار میکنم بدشونو نگم..
    میشه درباره سیاست های زنونه توضیح بدی؟واقعا نمیدونم چیه..


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط سرافراز نمایش پست ها
    به این متنی که نوشتی دقت کن!



    یجوری جواب میدی انگار مساله ای برای شک کردن وجود داره! تازه وقتی میگه "باشه" تازه می پرسی چطور مگه! اون قسم "به قرآن" هم بدجور مغزم رو خط خطی می کنه...
    ببین! اگر از خودت مطمئنی از کارهات مطمئنی باید باید باید از موضع اطمینان و قدرت حرف بزنی! وقتی ازش می ترسی و اینجوری قسم می خوری اون بیشتر بهت گیر می ده. یکم روی حرف زدنت دقت کن.
    در ضمن: اگر میخواهی همسرت با تو خوب باشه دو نکته رو رعایت کن:
    - اصلا از خانواده اش جز خوبی چیزی نگو و اگرم نمی تونی خوبی بگی اصلا هیچی نگو.
    2- غر نزن. غر زدن به هیچ وجه تو رو به نتیجه نمی رسونه. از سیاست های زنانه برای بدست آوردن خواسته هات استفاده کن.
    سرافراز عزیز خیلی ممنونم که به تاپیکم سر زدی..
    من اگه اون اینجوری گیر میده من هیچی نگم اون فکر نمیکنه من مقصرم؟؟
    در مورد خانوادشم میدونم اشتباه کردم.دارم رو خودم کار میکنم بدشونو نگم..
    میشه درباره سیاست های زنونه توضیح بدی؟واقعا نمیدونم چیه..


    - - - Updated - - -

    سرافراز عزیز راجع به اینکه الان درباره این موضوع قهرمون که میگه چرا به همسایه مون گفتی چه دفاعی از خودم بکنم؟

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tannaz joon نمایش پست ها

    سرافراز عزیز خیلی ممنونم که به تاپیکم سر زدی..
    من اگه اون اینجوری گیر میده من هیچی نگم اون فکر نمیکنه من مقصرم؟؟

    نگفتم هیچی نگو. شما خودت بد عادتش کردی.
    مثلا ازت می پرسه: با خواهرت بیرون بودی؟
    جواب تو: نه نبودم!
    - راستشو بگو!
    - (به قرآن) نبودم!
    - داری دروغ میگی!
    -صبح که داشتم می رفتم تا یه جا باهام بود اما ده دقیقه هم نشد به خدا! همش تنها بودم!
    - بازم داری دروغ میگی؟
    - منکه گفتم نبودم! مامان صبح زنگ زد گفت خواهرت یه سر میاد یه چیزی بهم بده بعدش میره! تنها بودم بخدا!
    ...
    احتمالا مکالمات مشابه اینها داشتی... حالا اشکال اینه که شوهرت متوجه شده با گیر دادنهای بیشتر اطلاعات جدیدتری ازت می فهمه درنتیجه این روند رو انقدر تشدید می کنه تا باصطلاح، کامل تخلیه اطلاعاتی کنه!
    در این مواقع باید بگی:

    با خواهرت بیرون بودی؟
    جواب تو: نه نبودم!
    - راستشو بگو!
    - نه نبودم!
    - داری دروغ میگی!
    -گفتم که نبودم!
    - بازم داری دروغ میگی؟
    - نه! واقعا نبودم!

    و همینجور همون جواب رو تکرار کنی. باید این الگو رو بشکنی. متوجه شدی؟

    در مورد خانوادشم میدونم اشتباه کردم.دارم رو خودم کار میکنم بدشونو نگم..

    میشه درباره سیاست های زنونه توضیح بدی؟واقعا نمیدونم چیه..

    سیاست زنانه چیزی نیست که بشه اینجا درس داد. اما چند تا نکته در موردش وجود داره.
    تعریف سیاست زنانه اینه که بتونی خواست خودت رو جوری به اجرا دربیاری که انگار این خواست خود شوهرت بوده که اون کار رو انجام بده یا فلان حرف رو بزنه بدون اینکه مستقیما چیزی رو مطرح کنی.
    زنی می تونه سیاست زنانه داشته باشه که در وهله اول بر احساسات و هیجاناتش کنترل داشته باشه. مثل پیش نیاز می مونه. البته اینو بهت می گم دلیل بر این نیست که خودم کامل بلدم. نه! اتفاقا کنترل هیجانات برای منم سخته و امیدوارم بهتر بشم. گفتم که نگی رطب خورده منع رطب کی کند!
    خب... نکته اینجاست که لازم نیست کلا مهارکننده هیجان حرفه ای بشی بعد سیاست زنانه رو شروع کنی، بلکه در همون موقعیت موردنظر و مهم هم یکم دندون روی جیگر بگذاری خوبه.
    مرحله دوم اینه که به هیچ وجه در مورد خواسته مورد نظر غر نزنی یا به کرات مطرحش نکنی. اونوقت با سیاست زنانه هم کار به جایی نمی بری.
    سوم اینکه خودت باید سیاست زنانه رو با هوش و زکاوت خودت خلق کنی و این سوال اساسی رو از خودت بپرسی که: " اگر نخوام موضوع مورد نظر رو با حرف زدن مطرح کنم چه راههای دیگه ای هست؟"

    یک مثال:(اینو از کتابی که اخیرا ترجمه کردم میگم)
    خانمی بود که در مورد تعمیر کلید در اتاق خشکشویی با همسرش مشکل داشت. هربار که میگفت شوهر پشت گوش می انداخت و حرف و غرزدنهای خانم بیفایده بود. یکروز دوست صمیمی آقا با همسرش به منزل اونها اومدند. زن از فرصت استفاده کرد و به دوست صمیمی شوهرش گفت: مدتیه کلید در خشکشویی ما خرابه. شما می تونید درستش کنید؟ دوست همسرش گفت: البته! کافیه به من آچار پیچگوشتی بدید. زن تعریف می کنه: هنوز سرم رو برنگردونده بودم و به سمت آچار نرفته بودم که شوهرم پرید و بلافاصله کلید در رو درست کرد!! مساله قدرت برای مردها خیلی مهمه! به سادگی اون رو حتی به صمیمی ترین دوستشون هم نمی دن!


    - - - Updated - - -

    سرافراز عزیز راجع به اینکه الان درباره این موضوع قهرمون که میگه چرا به همسایه مون گفتی چه دفاعی از خودم بکنم؟

    الانم باز بهانه کرد همسایه طبقه بالامون از کجا خبر داره ما قهر بودیم؟منم گفتم وقتی من هر روز با اون بودم یه دفعه یک ماه نبودم مادرت اینا اونجا بودن همه وسیله های منم گذاشتن دم در خب خر که نیست میفهمه.میگه تو چی گفتی؟گفتم بهش گفتم یه کم مشکل داریم همین.باز باور نکرد هی گفت دیگه چی گفتی راستشو بگو.هر چی گفتم راست میگم قبول نکرد.کلافه شدم گفتم چرا همش فکر میکنی دارم دروغ میگم یا علیه ات توطئه میکنم؟اونم گفت حوصله ندارم قطع کن تلفنو.نمیخوام حرف بزنم منم گفتم حوصله نداشته باش منم ندارم و اون قطع کرد.اس دادم همش شک داری به من.{یه سری حرفای دیگه}گفتم تموم کن این اخلاقتو..جواب نداد.الان عصبانی و خودشو کاملا محق میدونه

    جاهایی که قرمز کردم اصلا درست مطرح نشده ... جمله اول: خیلی توضیح میدی... خر که نیستند نشد جواب! ... جمله دوم: چرا میگی به همسایه گفتم یکم مشکل داریم؟! به همسایه چه ربطی داره که بهش بگی مشکل دارین؟ اصلا گفته باشین چرا به شوهرت اینو میگی؟ پیش خودش میگه به همسایه میگه اونوقت به مادر خواهرش نگه؟!!
    جمله سوم: حرف می ذاری توی دهنش؟
    جمله چهارم: احترام همدیگر رو نگه دارید.
    جمله پنجم: اسمس راه خوبی برای ابراز خشم و کینه و ناراحتی نیست. این بدترین راهه...( این مشکلیه که منم با یک بنده خدایی دارم. واقعا چیز مزخرفیه این اسمس!)
    حالا که دیگه اینهارو گفتی تموم شد رفت... بهتره وقتی که اومد جوری رفتار کنی انگار این مکالمات انجام نشده. اشتباه هم کردی قبول کن. بگو اصلا توی این دوره زمونه نمیشه با کسی زیاد صمیمی شد(منظور همسایه ها)! تقصیر گردن شخص خاصی ننداز...

    زندگی شیرین، با صبر و حوصله بدست میاد. خدارو شکر کن که همسرت کنارته. فرصت چشم توی چشم شدن، فرصت گفتگو یا رفع کدورت رو داری. اگر میذاشت می رفت و نمی دیدیش و همش مجبور بودی با اسمس باهاش حرف بزنی اونوقت چیکار می کردی؟ پس قدر بدون. به روش صحیح مشکلات رو حل کن. بانو باش! خانم باش! سلطان قلب همسرت باش!
    ویرایش توسط سرافراز : سه شنبه 30 مهر 92 در ساعت 15:24

  3. 2 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    tannaz joon (چهارشنبه 01 آبان 92), بهار_68 (چهارشنبه 01 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.