
نوشته اصلی توسط
arash0930
امروز رفتم تهدیدش کردم که بی آبروش میکنم و از این به بعد انقد دم دانشگاش وایمیسم که بیاد بیرون و به زور سوار ماشینش میکنم و بی آبروش میکنم تا بفهمه نتیجه خیانت چیه .
بهش گفتم کاری میکنم که خانوادت نتونن از بی آبرویی سر بلند کنن. بهش گفتم تنها راهی که داریی اینه که وقتی من دم دانشگات نباشم بری شهرتون و اصلا دیگه تو این شهر نیای.
خواااهش میکنم سرزنش نکنید مثل چند نظر اخیر چون واقعا دیگه طاقتم تموم شده
علاقه مندی ها (Bookmarks)