اولا بهت بگم خیلی خوش شانسی که خیلی زودتر از اینکه خودت دست به کارا و رفتارای عجولانه و منفعلانه بزنی وارد این سایت شدی.
عزیزم منم با دوستان موافقم. همونجور که تمنای عزیز گفتن گاهی مادرشوهر اون چیزایی که توی عروسهای دیگه اش میبینه چه خوب و چه بد دوست داره به عروسهای کوچکتر تعمیم بده. عزیزم ین روال کاره . تو زیاد تعجب نکن. اراستی یه چیزی چرا به جای تحریک شدن حس حسادتت نسبت به جاریت سعی نمیکنی از حرفهای خانواده شوهرت چیزای خوبشو یاد بگیری؟ الانم که یه سال من عروسی کردم مادرشوهر منم از این کاراش دست برنداشته چه برسه به تو که 1 ماهه عروسی کردی.
بذار یه خاطره برات تعریف کنم:
مادرشوهر من زمانی که تازه عروس بودم بهم میگفت جاری بزرگترتون خیلی خوبه و هی ازش پیش من تعریف میکرد. یه روز تعریفش این بود: (مثلا میخواست بگه لباسهاشو زیاد نمیشوره که خراب بشن) ولی جاری وسطیت لباسهاشو زود به زود میشوره و قدرشون رو نمیدونه. هر روز لباس عوض میکنه و میندازه توی لباسشویی و باعث میشه لباس هاش خراب شه. یهویی گفت جاری بزرگترت اونقدر قدر لباسهاشو میدونه یه بار یه کاپشن داشت اونقدر دیر شسته بود وقتی شست رنگش عوض شده بود و من (مادرشوهر) فکر کردم تازه خریده. منو میگی یهویی با صدای بلند زدم زیر خندهو گفتم دارین تعریفش میکنین یا از کثیفیش بد میگین؟؟؟؟ مونده بود چی بگه . وقتی به شوهرم گفتم اونقدر خندید که نگو و گفت حالا دارن از تمیزی اون تعریف میکنن اون روزا هم هی داشتن پشت سرش از کثیفیش میگفتن. حالا اون شده تمیز؟؟؟
عزیزم سعی کن خودت باشی. این خیلی مهمه. به قول همسرم تو نمیتونی اطرافیانت رو تغییر بدی که به خواست تو عمل کنن و نمیتونی روشون احاطه داشته باشی ولی میتونی روی خودت و رفتارات احاطه داشته باشی و کارای خودتو کنترل کنی. زیاد روی حرفا و کاراشون زوم نکن. ولی چند چیز یادت باشه (اشتباهاتی که خیلی از ماها کردیم):
1- هیچوقت از خانواده همسر به همسر بد نگو و همسرت رو قاضی بین خودت و خانواده اش قرار نده
2- در حین احترام به بزرگتر مرز بین خودت و اونا رو برای خودت و اونا مشخص کن
3- در کمال احترام همیشه روی مواردی که حق با توست با قاطعیت باهاشون برخورد کن و از حق خودت کوتاه نیا (مثلا اگر از شما کاری خواستند یا جایی خواستن باهاشون بری اگر در همان زمان برای خودت برنامه ای داری که برای مهم تر از مهمانی است الویت را به چیزی بده که دلت را شادتر میکند حال میتواند مهمانی رفتن با آنها باشد یا رسیدن به برنامه خودت). در هر صورت انتخاب با توست و آنها هم باید یاد بگیرند که به حقوق تو احترام بگذارند
4- سعی کن همیشه باهاشون از در دوستی وارد شوی هر چند انها ترددت کردند .
5- یادت باشد هیچوقت باهاشون جرو بحث نداشته باشی. تحت هیچ شرایطی. هر چقدر هم که کاسه صبرت لبریز شد درگیری لفظی ممنوع.
6- به جای حسادت با جاری و کینه از خانواده شوهر سعی کن رگ خوابشون رو بدست بیاری . مطمئننا جاریت هم که اولا عروس اونا بوده کلی اشتباهات ریز و درشت داشته ولی با زیرکی تونسته خودشو بعد مدتها توی دلشون جا کنه. تو هم به جای اینکه حس حسادتت گل کنه سعی کن باهاش دوست بشی تا ازش یاد بگیری. عزیزم نمیدونم جاریت چند وقته عروس اون خونه است ولی مطمئننا همه جیک و پوکشون رو میدونه و تو خیلی مونده تا مثل اون بشی. پس تا زمانی کاملا این خانواده رو نشناختی روی رفتاراشون زوم نکن و قضاوت عجولانه در مورددشون نکن.
و خیلی حرفای دیگه که انشاء اله دوستان بهتر از من میتونن راهنمایی کنن.
لطفا تاپیک رابطه عروس با مادرشوهر رو بخون . اول زندگی خیلی به دردت میخوره
http://www.hamdardi.net/thread-55.html
لطفا پست دوم رو که مدیر همدردی زحمت کشیدند راهنمایی کردند با دقت تمام بخون. خیلی نکات خوب داره







و گفتم دارین تعریفش میکنین یا از کثیفیش بد میگین؟؟؟؟ مونده بود چی بگه . وقتی به شوهرم گفتم اونقدر خندید که نگو و گفت حالا دارن از تمیزی اون تعریف میکنن اون روزا هم هی داشتن پشت سرش از کثیفیش میگفتن. حالا اون شده تمیز؟؟؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)