مشکلتو در دو زمینه مطرح کردی:
یکی نداشتن اطلاعات عمومی و ... که این مسئله به نظر من اونقدرها مهم نیست.نه اینکه بی اهمیت باشه اما به هرحال در هر ازدواجی تفاوت بین دو نفر وجود داره و هیچکی ایده آل نیست.
اما قسمت دوم:
یااینکه به بعضی ازخواسته های من اصلااهمیت نمیده وبراش مهم نیست من نیازبه محبت وتوجه زیادی ازطرف اون دارم ولی اون اکثراتوی خونه یا جلوتی وی میخوابه موقعی هم که بخوادبیاد کنارم فقط بخاطر...
احساس کمبودزیادی دارم مخصوصا وقتی توی دوست وفامیل رفتار مردها باهمسراشونو میبینم واقعابه حال خودم وانتخابم افسوس میخورم
مثلا تاحالانشده بگه اگه دلت گرفته پاشوببرمت بیرون بگردیم
یاچی احتیاج داری برات بگیرم یااگه حال نداری امروزونریم خونه بابام یا اگه مریض شم پاشه یدونه استکان توخونه جابه جاکنه
عزیزم خودت رفتارت با همسرت چطوره؟همسرت از زندگیتون راضیه ؟
تابحال سعی کردی خودتو تغییر بدی؟خلاقیت عاشقانه داشته باشی؟
تاپیکهای رفتار جرئتمندانه رو دنبال کن و سعی کن خواسته هاتو ازش بخوای.شاید اون درجریان خواسته هات نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)