ببخشید افسردگی و انفعال رو چجوری از هم تشخیص میدیم؟؟
مثلا من الان دیگه دوس ندارم خواسته هامو یا افکارمو بیان کنم.چون مطمین شدم واسه شوهرم مهم نیس.
یا اینکه من سر هر چیزی راحت ترین کار واسم این شده که گریه کنم واسه شوهرم و التماس کنم و خودمو کوچیک کنم و... دیگه واسم مهم نیس چی راجع بهم فک میکنه.(اصن زود.سر هر چیزی اشکم میاد جدیدا)
شدیدا تشنه توجه شوهرمم.تا حدی که خودم دیگه به خودم توجه نمیکنم و خودمو دوس ندارم بدتر از همه از خودم متنفرم.
دیگه انگیزه ای واسه اینکه بجنگم واسه زندگی ندارم.احساسمیکنم همه راههارو رفتم و بی نتیجه بوده.مخصوصا وقتی رفتارهای بد شوهرم یادم میاد حسابی نا امید میشم.ترجیح میدم بذارم همه چی بگذره خودشو من خودمو ازار بدم و زجر بکشم.
.
.
.
و کلی چیزای بد دیگه.
که هم دلیل افسردگی میتونه باشه هم انفعال.
یه چیز دیگه.شما همیشه میگین انفعال بعد یه مدت ادمو پرخاشگر میکنه.امکان نداره ادم افسرده بشه بعد از یه مدت طولانی انفعال؟
اخه من فک میکنم از شدت انفعال افسرده شدم.اینطور نیس؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)