به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 73 نخستنخست 12345678910111213141525354555 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 730
  1. #41
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    خیلی خوب و شادم درحین اینکه حالم داغونه

    فک کنم چند نفر داخل من زندگی میکنن که هرکدوم حال خودشونو دارن یکی میزنه می رقصه یکی داره گریه میکنه یکی ...

    من کدومم؟!
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  2. 4 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    del (شنبه 27 مهر 92), heaven65 (جمعه 26 مهر 92), میشل (شنبه 27 مهر 92), شیدا. (یکشنبه 28 مهر 92)

  3. #42
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این ترم بیست واحد برداشتم و دلم می خواهد معدلم بیست یا نوزده شود. نه به خاطر نمره . دلم می خواد آنقدر درس را خوب یاد بگیرم که هیچ سوالی برایم سخت نباشد. دلم می خواهد واقعا یک کارشناس واقعی بشوم نه کسی که صرفا واحد پاس کرده است.
    دوستان سایتی یا مقاله ای را می شناسید که بتواند به من کمک کند؟ مثلا یک تالار گفتمان که بشود یک همدرس خوب پیدا کرد یا سایتی که روش های خوب یادگیری را معرفی کند یا تالاری گفتمانی که مال بچه درسخوانها باشد و از این قبیل ؟
    اگر کمکم کنید ممنون می شوم.

    - - - Updated - - -

  4. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    میشل (شنبه 27 مهر 92)

  5. #43
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    نوپو جان،تو یکی از تاپیک هات گفتم نوپو پرستار بیمارستان نظامیه.ولی اونجا هیچ جوابی ندادی.

    اگر احیانن اشتباه می کنم بگو.

    اونجا که اون مردی که دوستش داشتی هلت داد آرنجت خورد به دیوار.

    اونجا که گفتی یه عمل لیزری داشتم دکتر بیهوشی دست رو سرم گذاشت

    دلداریم داد.اینها هم مثالن؟

    تو دانشگاه اگر می خوای معدلت 19بشه باید سطح هوشیت از حد معمول بالاتر باشه.

    ویرایش توسط فرهنگ 27 : جمعه 26 مهر 92 در ساعت 14:05

  6. #44
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیروز رفتیم بازار مبل که یک دست مبل راحتی بخریم. نزدیک بازار رسیدیم من که صبحانه درست و حسابی نخورده بودم هوس کباب کردم. آخر همیشه رستوران های بازار کباب های خوبی دارند. اصلا معتقدم اصل خرید در بازار یعنی خوردن این غذا بعد از چند ساعت گشتن

    البته خانواده من اصلا اهل رستوران رفتن نیستند و همه غذای خانگی دوست دارند. وقتی درخواستم را گفتم با این برخورد مواجه شدم

    دیگر چیزی نگفتم. بعد رفتیم چند ساعتی گشتیم. دوباره به مامانم گفتم : مامان من دارم از گشنگی عصبی می شوم. واقعا دارم بیقرار میشم. یک فکری بکن.
    شاید تعجب کنید این دفعه با این برخورد مواجه شدم
    مامانم از خانم فروشنده آدرس رستوران را گرفت و...

    دوستان دیروز واقعا به اهمیت زمان مطرح کردن خواسته ها پی بردم. و نیز به اهمیت برانگیختن حس فرزند دوستی پدر و مادر

    - - - Updated - - -

    آهان ببخشید آقای فرهنگ. آن را اگر اشتباه نکنم در تاپیک سنجاب به عنوان مثال مطرح کردم . من دانشجوی مترجمی زبان هستم

  7. 7 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 27 مهر 92), del (شنبه 27 مهر 92), فرهنگ 27 (جمعه 26 مهر 92), ویدا@ (جمعه 26 مهر 92), میشل (شنبه 27 مهر 92), باران13 (شنبه 27 مهر 92), شیدا. (یکشنبه 28 مهر 92)

  8. #45
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    خیلی خوب و شادم درحین اینکه حالم داغونهفک کنم چند نفر داخل من زندگی میکنن که هرکدوم حال خودشونو دارن یکی میزنه می رقصه یکی داره گریه میکنه یکی ...من کدومم؟!
    شما اونی که داری تماشاشون میکنی.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  9. 3 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    فرشته اردیبهشت (شنبه 27 مهر 92), میشل (شنبه 27 مهر 92), شیدا. (یکشنبه 28 مهر 92)

  10. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    چقد دوست دارم یه روز بتونم بیام اینجا بنویسم:

    خیلی خوشحالم.خیلی حالم خوبه.یه عالمه از مشکلام حل شد و من دیگه هیییچچیی از خدا نمیخوام.

  11. 5 کاربر از پست مفید الهام20 تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 27 مهر 92), del (شنبه 27 مهر 92), majid_k (شنبه 27 مهر 92), malakeh (یکشنبه 05 آبان 92), میشل (شنبه 27 مهر 92)

  12. #47
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    ... یا تالاری گفتمانی که مال بچه درسخوانها باشد و از این قبیل ؟
    نوپو جان، فکر کنم بچه درسخوان ها به جای تالار گفتمان پای درس و مشقشون باشن :)

    شوخی کردما. به دل نگیری.
    اگر جایی پیدا شد لطفا ما را هم در جریان بذار.

    -------------------

    چقد دوست دارم یه روز بتونم بیام اینجا بنویسم:

    خیلی خوشحالم.خیلی حالم خوبه.یه عالمه از مشکلام حل شد و من دیگه هیییچچیی از خدا نمیخوام.
    الهام جان، همه ما به اینکه یه روزی از شر مشکلات الانمون آزاد بشیم فکر میکنیم.
    اما به محض اینکه آزاد بشیم، باز یه سری مسائل جدید میاد و مشکلات قبلیمون که حل شدن رو یادمون میره برامون چه مسائل بغرنجی بودن.

    یادته قبلا که مدرسه میرفتیم یه نمره پایین چقدر برامون استرس به بار میاورد؟ الان برامون خنده داره. اما قبلا بزرگترین مسائلمون بود. نمره کم دیگه مشکل نیست برامون. اما هزار تا چیز دیگه شدن مشکل. چند وقت بعد اینا هم میشن همون نمره پایین مدرسه.

    یه بنده خدایی میگفت که آدم بعضی وقتا یادش میره دیگه توی بهشت نیست. و هی منتظره که بهترین شرایط بدون تنش براش رقم بخوره.
    اگه خدا اینجوری میخواست که همه رو برمیگردوند بهشت انقدرم علاف نمیموندیم:)


    ----------------------
    بسه دیگه نصفه شبی رفتم نشستم بالا منبر!

    با حرفای بالا خواستم بگم ما هم همدردیم خواهر جان.

    - - - Updated - - -

    راستی تا اینجام از دوست خوبم هدیه هم یادی کنم

    سلام هدیه جان. خوبی؟

    میبینمت که تقریبا هر شب هستی. ولی مثل قبلا کم حرفی:)
    امیدوارم که خوب باشی و سلامت.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  13. 13 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 27 مهر 92), del (شنبه 27 مهر 92), hadieh (شنبه 27 مهر 92), kamr (یکشنبه 12 آبان 92), reihane_b (شنبه 27 مهر 92), فرشته اردیبهشت (شنبه 27 مهر 92), پرنده غريب (یکشنبه 28 مهر 92), ویدا@ (شنبه 27 مهر 92), میشل (شنبه 27 مهر 92), veis (شنبه 27 مهر 92), الهام20 (شنبه 27 مهر 92), سرافراز (شنبه 27 مهر 92), شیدا. (یکشنبه 28 مهر 92)

  14. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    مرسی دختر مهربون.نمیدونم اگه اینجارو پیدا نمیکردم.اگه این همه همدردی نداشتم کنارم الان به چه سرنوشتی دچار شده بودم
    ممنونم

  15. 4 کاربر از پست مفید الهام20 تشکرکرده اند .

    reihane_b (شنبه 27 مهر 92), میشل (شنبه 27 مهر 92), دختر مهربون (شنبه 27 مهر 92), شیدا. (یکشنبه 28 مهر 92)

  16. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    بعضی مواقع آدم یک مطلبی رو به نیت دوستی، میگه و یا می نویسه و فکر هم میکنه که این نیتش رو تونسته به طرف مقابلش منتقل کنه اما بعدا میبینه که اون شخص برداشتی متضاد با اون چیزی که تو براش تلاش کردی داره ، این چند خط مختصری که در پست قبلیم برای آقای فرهنگ27 نوشتم هم ظاهرا شامل همین قضیه شده!

    دوست گرامی! از پاسخ های تندت کاملا پیداست که ذهنت خیلی آرام نیست! و از مطالبی که بهت میگند برداشت های خودت رو داری و به اصل موضوع زیاد توجهت جلب نمیشه!
    تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد.
    پسر خوب! شما تا الان حدود سه سال از عضویتت در این تالار میگذره و ایجاد کننده نزدیک به سی تاپیک بودی که در همه اونها به بعضی از خطوط فکریت اشاره داشتی ، حدود دو هزار تا پست نوشتی که میشه به طور متوسط روزی یک و نیم پست از خود به یادگار گذاشتی ، فکر نمیکنم فهمیدن اطلاعاتی در مورد شما خیلی کار پیچیده ای باشه!(البته بر فرض درستی نوشته هاتون!) چند تا فلش بک به تاپیکهاتون که میزنم این صحنه ها مرور میشه :
    - سال 89 به گفته خودش 27 سالش بوده پس الان سی رو داره
    - تک فرزنده
    - عشقش آکواریوم و حال کردن با ماهی هاشه
    - مدرک ICDL داره!
    - چند باری تلاش کرده دخترهای مورد نظرش رو جرات کنه و بره جلو تا باهاشون حرف بزنه اما همیشه یک مشکلی به نظرش مانع این کار شده
    - کسب و کار مشخصی نداره
    - جراتمندیش نسبت به سنش کمه (مثال ماجرای گفتن به مامانش که من آکواریوم جدید میخوام!)
    - فشار تنهایی و نیاز ج.ن.س.ی. براش داره مشکل ساز میشه که باعث شده از همکلاسی بگیر تا دختر فروشنده فروشگاه ، در سیبل درخواستهای ذهنیش قرار بگیرند!
    - خیلی کوتاه مینویسه (بر خلاف من) سعی میکنه کم بگه و گزیده ، اما بعضی مواقع چون درّ نمیگه! (کم گوی و گزیده گوی چون درّ)(خودم به این بندش بیشتر نیاز دارم)
    .
    .
    .
    بگذریم ...
    اینکه شما فکر کردی کسی داره بهت درس خواستگاری میده ، این اصلا در ذهن نویسنده نبوده بلکه به اشتراک گذاری افکار و تجربیاتش برای شما بوده (اصلا علت آمدن و نوشتن من و شما در این تالار مگه جز این هست!؟)

    شاید بیانم در اینجا کمی تلخ باشه اما بدون که نوشتن این پست برای من اگه زیان نداشته باشه سودی هم نخواهد داشت! پس از نوشته هام ناراحت نشو.

    بذار آخرش رو اولش بگم : به نظر میاد برای سن سی سالگی بعضی فلش بک هایی که در بالا گفتم (و بعضی هاش رو هم نگفتم و در نوشته هات محسوسه) نیاز به تجدید نظر داره! این رو بعنوان یک هم تالاری که حدود ده سال زودتر از شما a , b , c , d رو یاد گرفته و ده تا پاییز رو بیشتر از شما دیده ، میگم. هر چند پختگی همیشه به سن نیست به سختی ها و امتحاناتی هست که در جنبه های مختلف زندگی ، آدمها تجربه میکنند.

    با توجه به تعریف و موضوع این تاپیک ، از همگی عذر میخوام که درتاپیک حال و احوال این پست رو گذاشتم ، ولی شاید بودن این سطور در اینجا بهتر از نبودنش باشه!

    سعه صدر "مدیر همدردی" هم واقعا درسی بود برام ، شاید من جای ایشون بودم از کوره در میرفتم!

    راستی خانم "سرافراز" رو که دیدم بعد از مدتها به تالار تشریف آوردند یاد "بی دل" افتادم ، چون ماهها قبل از اینکه عضو تالار بشم ، نوشته های این دو نفر رو زیاد میدیدم. امیدوارم که مثل گذشته فعال بشند و ما رو از نظراتشون بهره مند نمایند.

    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا

  17. 4 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    sanjab (شنبه 27 مهر 92), پرنده غريب (یکشنبه 28 مهر 92), ویدا@ (شنبه 27 مهر 92), شیدا. (یکشنبه 28 مهر 92)

  18. #50
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    من تماشاچیم؟ خوبه به این فک نکرده بودم

    پس چند روزه اون بدا خلاقه رو بهش توجه نمیکنم که حالم بهتر شده بازم لبخند میزنم تو دلم یه حالی میشم

    نمیدونم خاصیت فصل پاییزه ادم دلش میگیره ؟ شمام اینطوری شدین؟

    بعد تابستوون و اون همه شلوغیو بزن و بکوب یهو از یه پرتگاهی می افتی تو یه دره مه گرفته و اروم به اسم پاییز شاید طبیعیه که اولش یکم

    دلگیر باشه

    ولی نه قبلا خیلی دوست داشتم پاییزو اما حالا ...

    مخصوصا امروز ساعت 6 صبح رفتم بیرون هوا یه سوز عجیبی داشت و برگا اروم میریختن و زیر چشمی نگاشون میکردم میترسیدم ازینکه مستقیم ریختنشونو ببینم اخه من عاشق شکوفه هاش بودم

    اینه دیگه ...
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  19. 4 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 27 مهر 92), ویدا@ (یکشنبه 28 مهر 92), میشل (دوشنبه 29 مهر 92), شیدا. (یکشنبه 28 مهر 92)


 
صفحه 5 از 73 نخستنخست 12345678910111213141525354555 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.