به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 65
  1. #41
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این نکته را همیشه در ذهنتان داشته باشید : طرف آدمی که مقید نیست حالا یا از نظر اخلاقی یا عرفی یا مذهبی نروید. چنین آدم هایی با این حیله وارد می شوند : محبت که حد و مرز ندارد و دو تا ادم که همو دوست دارند با هم یکی هستند!
    اما توصیه من به شما این است که هر جا دیدی کسی دارد محبتی را در حق شما انجام می دهد که متعلق به جایگاه او نیست ، مثل همین کاری که این خانم کرد و وظایف یک همسر را انجام می داد در حالی که در آن جایگاه نبود ، به دورترین نقطه ممکن پرتابش کنید. اینها محبت نیست بلکه فریب و حیله ای است برای اینکه شما را تحت تسلطش بگیرد و از شما استفاده کند. یا حس قدرت طلبی و بزرگنمایی ( که البته اینها خیلی آدم های کوچکی اند) را ارضا کند. باور کن بعضی ها از این کار لذت می برند.
    نه تنها این خانم بلکه هر کس دیگر محبتی به شما کرد که متعلق به جایگاهش نبود و برای این جایگاه تعریف نشده بود سریعا از او جدا شوید و برخورد قاطع کنید.
    به نظر من بیشتر از اینکه خوشایند باشد تهوع آور است این کارهایی که می کنند.
    یک نشانه دیگر این آدم ها این است که برای توجیه خودشان می گویند : دوست داشتن حد و مرز ندارد و همه می توانند با هم رابطه دوستانه داشته باشند و هزارتا فلسفه می بافند. بله واقعا سفسطه گران ماهری اند.
    نشانه سومشان این است که اگر اشتباهی کنند و شما به او تذکر دهید خودش را مظلوم جلوه می دهد مثلا می گوید : تو من را سه روز است افسرده کرده ای . بعد خیلی ماهرانه تقصیری را که به حق متوجه آنها است به سمت شما برمی گردانند . باور کن طوری می پیچانند شما را که اگر زرنگ نباشی واقعا فکر می کنی شما اشتباه کرده ای که تذکر داده ای و حتی گناهکاری که فکر کرده ای آنها اشتباه می کنند. این طور بلدند حقایق را قلب کنند و بپیچانند.
    نشانه چهارمشان این است : شما را تشویق به پنهان کاری می کنند و می گویند باید رازدار باشید. وجدانتان را هدف می گیرند. بعد شروع می کنند حرف هایی به شما
    می زنند که نباید بزنند و کارهایی می کنند که نباید بکنند. سعی می کنند با این کار مخ زنی کنند و دائما هم وجدان شما را هدف می گیرند که باید رازدار و امانت دار باشی! بله باید رازدار باشی تا آنها هر بلایی خواستند سر شما بیاورند.

    آقا سبحان نه در رابطه با این خانم بلکه حتی اگر فامیل شما هم این کارها را کرد از او دور شوید.

    - - - Updated - - -

    راستی علت فریب خوردن این پسرهایی که شما می گویید این است : تازگی ها مد شده که همه می گویند ما کمبود محبت داریم ! و خودشان هم باور می کنند. این باور غلط معیارهای غلط از محبت در ذهنشان می آورد و معیارشان می شود همین کارهایی که خانم های مذبور می کنند.
    در حالی که محبت واقعی در شرایطی خاص به وجود می آید مثل خانواده و نیز به معنی خیرخواهی واقعی است نه به معنی لوس بازی هایی که این خانم های نامحترم دارند.!
    سعی کنید به طور جدی در این زمینه اطلاعات از منابع معتبر کسب کنید و تفکر و معیارهایتان را اصلاح کنید.
    همچنین همیشه به خاطر همان قدر محبتی که خانواده شما دارند ( که کم هم نیست) شاکر واقعی خداوند باشید تا ذهنتان به راه درست برود. ناشکری و شکایت که امروزه مد شده همین عواقب را دارد.

  2. 4 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 26 مهر 92), sobhan13 (جمعه 26 مهر 92), یزدانی (جمعه 26 مهر 92), اشنای قدیمی (جمعه 26 مهر 92)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    این نکته را همیشه در ذهنتان داشته باشید : طرف آدمی که مقید نیست حالا یا از نظر اخلاقی یا عرفی یا مذهبی نروید. چنین آدم هایی با این حیله وارد می شوند : محبت که حد و مرز ندارد و دو تا ادم که همو دوست دارند با هم یکی هستند!
    اما توصیه من به شما این است که هر جا دیدی کسی دارد محبتی را در حق شما انجام می دهد که متعلق به جایگاه او نیست ، مثل همین کاری که این خانم کرد و وظایف یک همسر را انجام می داد در حالی که در آن جایگاه نبود ، به دورترین نقطه ممکن پرتابش کنید. اینها محبت نیست بلکه فریب و حیله ای است برای اینکه شما را تحت تسلطش بگیرد و از شما استفاده کند. یا حس قدرت طلبی و بزرگنمایی ( که البته اینها خیلی آدم های کوچکی اند) را ارضا کند. باور کن بعضی ها از این کار لذت می برند.
    نه تنها این خانم بلکه هر کس دیگر محبتی به شما کرد که متعلق به جایگاهش نبود و برای این جایگاه تعریف نشده بود سریعا از او جدا شوید و برخورد قاطع کنید.
    به نظر من بیشتر از اینکه خوشایند باشد تهوع آور است این کارهایی که می کنند.
    یک نشانه دیگر این آدم ها این است که برای توجیه خودشان می گویند : دوست داشتن حد و مرز ندارد و همه می توانند با هم رابطه دوستانه داشته باشند و هزارتا فلسفه می بافند. بله واقعا سفسطه گران ماهری اند.
    نشانه سومشان این است که اگر اشتباهی کنند و شما به او تذکر دهید خودش را مظلوم جلوه می دهد مثلا می گوید : تو من را سه روز است افسرده کرده ای . بعد خیلی ماهرانه تقصیری را که به حق متوجه آنها است به سمت شما برمی گردانند . باور کن طوری می پیچانند شما را که اگر زرنگ نباشی واقعا فکر می کنی شما اشتباه کرده ای که تذکر داده ای و حتی گناهکاری که فکر کرده ای آنها اشتباه می کنند. این طور بلدند حقایق را قلب کنند و بپیچانند.
    نشانه چهارمشان این است : شما را تشویق به پنهان کاری می کنند و می گویند باید رازدار باشید. وجدانتان را هدف می گیرند. بعد شروع می کنند حرف هایی به شما
    می زنند که نباید بزنند و کارهایی می کنند که نباید بکنند. سعی می کنند با این کار مخ زنی کنند و دائما هم وجدان شما را هدف می گیرند که باید رازدار و امانت دار باشی! بله باید رازدار باشی تا آنها هر بلایی خواستند سر شما بیاورند.

    آقا سبحان نه در رابطه با این خانم بلکه حتی اگر فامیل شما هم این کارها را کرد از او دور شوید.

    - - - Updated - - -

    راستی علت فریب خوردن این پسرهایی که شما می گویید این است : تازگی ها مد شده که همه می گویند ما کمبود محبت داریم ! و خودشان هم باور می کنند. این باور غلط معیارهای غلط از محبت در ذهنشان می آورد و معیارشان می شود همین کارهایی که خانم های مذبور می کنند.
    در حالی که محبت واقعی در شرایطی خاص به وجود می آید مثل خانواده و نیز به معنی خیرخواهی واقعی است نه به معنی لوس بازی هایی که این خانم های نامحترم دارند.!
    سعی کنید به طور جدی در این زمینه اطلاعات از منابع معتبر کسب کنید و تفکر و معیارهایتان را اصلاح کنید.
    همچنین همیشه به خاطر همان قدر محبتی که خانواده شما دارند ( که کم هم نیست) شاکر واقعی خداوند باشید تا ذهنتان به راه درست برود. ناشکری و شکایت که امروزه مد شده همین عواقب را دارد.
    مرسی نوپو

    نکاتی که اشاره شد همش درسته ، خدارو شکر حداقل من هیچ وقت نه کمبود محبت داشتم نه این طور فکر میکردم ، و دلیله گیر افتادنم در این دام سادگی و بی تجربه گی ، ترحم و احساس مسئولیت بی جا و در اواخر رابطه کشش های جنسی بود .

    مخصوصا بی تجربه گی و این که اوایل احساس کردم چون این دختر به سمت من اومده حتما قسمتم بوده که خدا اونو به من علاقه مند کرده !!!!!!!!!! این همون چیزی بود که من گولشو خوردم و در مقطعی هم بعد از شاید 1 ماه فهمیدم مشکلاته اساسی داره چه فردی و چه خانوادگی اما به خودم گفتم باید کمکش کنم !!!!!!! اینم یه احساس مسئولیت بی جا بود از سمت من .

    ممنون

  4. 2 کاربر از پست مفید sobhan13 تشکرکرده اند .

    یزدانی (جمعه 26 مهر 92), نوروزیان. (جمعه 26 مهر 92)

  5. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 آبان 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 36 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من تاپیک شما رو کامل نخوندم،ولی خوشحالم که شما تونستین الان بهترین تصمیم رو بگیرینو از دختری که هیچ سنخیتی با شما نداره، دوری کنید.انشالله که اون دخترخانم هم به زودی متوجه اشتباهاتش بشن و بدونن که راه زندگیشون از شما جداست...

    تو پست 40 نوشتین که اینجور دخترا زیاد شدن و....!! و همچنین گفتین که هدفتون از ایجاد تاپیک درس گرفتن دیگران از زندگی شما باشه...

    ببخشید میدونم این تاپیک باید در مورد موضوع شما صحبت بشه،ولی اگه ناراحت نمیشین من از شما یه راهنمایی بگیرم....

    اگه دختری از پسری خوشش اومده باشه، ولی اون دختر پاک باشه و هدفش هم فقط ازدواج باشه، و اصلا با اون خانمی که شما دیدین خیلی متفاوت باشه... این حق رو داره به نظر شما که خودش رو به پسر نزدیک کنه؟
    منظورم این ارتباط از حدش خارج نشه البته!

    شما پسرها این موارد رو میذارید به حساب بی حیایی و....؟
    یعنی از نظر شما بهتره دختر هیچوقت هیچوقت خودش رو به پسر نزدیک نکنه؟ اگر هر دو طرف تشابه زیادی داشته باشن...

    ببخشید نوپو شما هم به چند مواردی اشاره کردین،که باید از همچین افرادی دوری کرد، این موردی هم که من گفتم میشه جزو همون دخترهایی که به پسرها پیشنهاد میدین ازشون دوری کنن؟

    پسری که میگن شما میتونین همسر خوبی برای شوهرتون باشین، و از طرفی بهت بگه خواهرم!! به نظر شما چه رفتاری باید داشت؟
    ویرایش توسط یزدانی : جمعه 26 مهر 92 در ساعت 19:08

  6. #44
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدانی نمایش پست ها
    من تاپیک شما رو کامل نخوندم،ولی خوشحالم که شما تونستین الان بهترین تصمیم رو بگیرینو از دختری که هیچ سنخیتی با شما نداره، دوری کنید.انشالله که اون دخترخانم هم به زودی متوجه اشتباهاتش بشن و بدونن که راه زندگیشون از شما جداست...

    تو پست 40 نوشتین که اینجور دخترا زیاد شدن و....!! و همچنین گفتین که هدفتون از ایجاد تاپیک درس گرفتن دیگران از زندگی شما باشه...

    ببخشید میدونم این تاپیک باید در مورد موضوع شما صحبت بشه،ولی اگه ناراحت نمیشین من از شما یه راهنمایی بگیرم....

    اگه دختری از پسری خوشش اومده باشه، ولی اون دختر پاک باشه و هدفش هم فقط ازدواج باشه، و اصلا با اون خانمی که شما دیدین خیلی متفاوت باشه... این حق رو داره به نظر شما که خودش رو به پسر نزدیک کنه؟
    منظورم این ارتباط از حدش خارج نشه البته!

    شما پسرها این موارد رو میذارید به حساب بی حیایی و....؟
    یعنی از نظر شما بهتره دختر هیچوقت هیچوقت خودش رو به پسر نزدیک نکنه؟ اگر هر دو طرف تشابه زیادی داشته باشن...

    ببخشید نوپو شما هم به چند مواردی اشاره کردین،که باید از همچین افرادی دوری کرد، این موردی هم که من گفتم میشه جزو همون دخترهایی که به پسرها پیشنهاد میدین ازشون دوری کنن؟

    پسری که میگن شما میتونین همسر خوبی برای شوهرتون باشین، و از طرفی بهت بگه خواهرم!! به نظر شما چه رفتاری باید داشت؟
    ممنونم ، خواهش میکنم هیچ اشکالی نداره .

    ببینید خیلی از پسرها شاید جنبشو نداشته باشن و پیشنهاد شما باعث تخریب شخصیتی شما بشه .
    من خودم حتی یک بار هم به روی این دختر نیوردم که تو اول اومدی جلو ، اولش واسم خیلی جالب بود که یک دختر اومده و رسما داره بهم میگه بهت علاقه دارم و بیا با هم بیشتر آشنا بشیم ! اما با خودم گفتم خب خدیجه هم به پیامبر ابراز علاقه کرد و ازدواج کردن پس نمیشه این کارو به طور کلی رد کرد !

    اما میگم خیلی خیلی خیلی به جنبه ی پسر بستگی داره ، فردا روز تو محل کار یا دانشگاه رو پر نکنه که آره فلانی بهش پیشنهاد داده ! یا به هر شکل دیگه ازتون سو استفاده کنه .

    واسه همین از نظره من اگر به طور مستقیم و شفاف نباشه بهتره ! یعنی اگرم به جایی رسیدین که تصمیم به همچین کاری گرفتین به هیچ عنوان بی گدار به آب نزنید ، شاید همین که هم صحبت بشین یا بیشتر از دیگران به فردی توجه داشته باشین کافیه ! اگر این احساس دو طرفه باشه قطعا اون پسر میاد جلو ولی اگر نیومد بدونید خبری نیست .

    اینم که از نظر یک پسر این کار بی حیایی هست یا نه به طرز تفکر بستگی داره و نمیشه به همه تعمیم داد .
    ولی از همه چی که بگذریم آن چیزی که طبیعته این دنیا هست اینه که مرد به زن اظهار نیاز و علاقه میکنه ، زن از نظر سنی و جثته از مرد کوچکتر باید باشه ، اینا قانون نیست اما یک عرف یا عادت هم نیست چون در پشتش کلی دلایل و منطق وجود داره .
    بازم این نظره منه شاید اشتباه باشه !

  7. 2 کاربر از پست مفید sobhan13 تشکرکرده اند .

    sanjab (جمعه 26 مهر 92), یزدانی (جمعه 10 آبان 92)

  8. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    چه کاریه؟

    من تا نصفش خوندم ترجیح دادم نخونم

    چرا؟ چون کاملا مشخصه ماجرا چیه

    چرا وقت و انرزی تو برا همچی ادمی صرف میکنی تازه داری میپرسی چیکار کنم؟
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  9. کاربر روبرو از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده است .

    sobhan13 (دوشنبه 29 مهر 92)

  10. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1392-2-30
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    728
    سطح
    14
    Points: 728, Level: 14
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان

    sobhan13 جان ، ماجرای تو هم مثل من هست
    ای کاش واسه منم اینجوری نمیشد
    1 بار بازیچه یه دختر شدم ، دوسش داشتم ولی هیچ وقت بهش هیچی نگفتم تا نفهمه
    ولی بهش رسوندن ، خودشو بهم نزدیک کرد ، تو 6 ماه 5 ماهش همش دعوا داشتیم
    قهر میکردیم ، من میکشیدم کنار اون به کنار، چند روز بعدش یا خودش میومد یا یکی رو میفرستاد برای آشتی ، با اینکه ازش کلی قول میگرفتم که دیگه تکرار نشه کارای مسخرشريال ولی باز هم همین آش و همین کاسه
    تا اینکه چند روز پیش باز هم شروع کرد ، بهش میگفتم خوشم نمیاد با پسر همکلاسی شوخی کنی یا حرف زیاد بزنی ، تو گوشش نمیرفت
    منم تحملش رو نمیتونستم بکنم ، گفتم اتمام حجت میکنم
    خانواده من میدونستن با این دختر در ارتباطم ، پنهان کاری نداشتم واسه ازدواج انتخاب کرده بودمش ، ولی ایشون فقط خواهرش و شوهر خواهرش میدونست
    به مادرش نمیگفت
    یه بار تو اول های رابطه ، یهویی بهش خواستگار اومد ، گفت همه جیز تمام ، نمیتونم پای تو بشینم وقتمو تلف کنم
    خدا اون بالا شاهدِ چندین روز اشک میریختم ، فکرش که میومد به سرم اشک میریختم
    بعد چند مدت ، خواستگار منتفی شد ، این دختر با کلی واسطه دوباره خودشو بهم رسوند ، ولی من دیگه مثل قبل نبودم ، دوسش داشتم ولی نه مثل قبل
    باز هم 10 بار به یه بهونه ای بایه دعوا تمام کردیم ، یه بار بهش گفتم اذیتم کنی میرم منحرف میشم ، برگش بهم گفت مررررررررد نیستی منحرف نشی ، رابطه رو تموم کردم ، گفتم مردونگی رو بهت نشون میدم - با اینکه دوسش داشتم ولی کاری نکردم ، بعد از 1 هفته دوباره پیام داد و دست پیش گرفت تا پس نیوفته و شروع ارتباط
    هر بار تصمیم میگرفتم دیگه تمام کنم کلا ، نمیتونستم این اخلاقش رو تحمل کنم
    الان نزدیک 6 روزه که تموم کردیم ، کلی براش هدیه میگرفتم ، ولی تنها هدیه اون فکر کنم 5 تومن هم نمیشد
    بهش گفتم اون کفش کوچیکه رو بهم برگردون خیلی برام ارزش داره ( یه هدیه کفش چینی داشتم از بچگی باهاش خاطره دارم ) گفت همشو پس میدم ، گفتم نمیخوام بنداز دور ، گفتم فقط کفش رو بده بهم
    حالا هم شرط میبندم بازم چند روز یا چند هفته دیگه بر میکرده دوباره
    ولی اینبار دیگه نمیخوام بریدم کلا از هر چی دختر
    میخوام دختر دیگه که باهاش آشنا میشم ، فقط و فقط همسرم باشه ، ابراز علاقه رو به همسرم بکنم
    تنهای رو ترجیح میدم دیگه به این بشر های آدم نمااااااا . . .
    حالا بعضی از دخترا میگن این پسرا هستن نامردن فلانن بهمانن
    ببینید خوشتون میاد ما هم همین بلا رو سرتون بیاریم ؟؟
    دلم واسه مادرم میسوزه که هنوز نمیدونه باهاش تموم کردم و نمیخوامش دیگه ، بفهمه غصه میخوره

    - - - Updated - - -

    سلام دوستان

    sobhan13 جان ، ماجرای تو هم مثل من هست
    ای کاش واسه منم اینجوری نمیشد
    1 بار بازیچه یه دختر شدم ، دوسش داشتم ولی هیچ وقت بهش هیچی نگفتم تا نفهمه
    ولی بهش رسوندن ، خودشو بهم نزدیک کرد ، تو 6 ماه 5 ماهش همش دعوا داشتیم
    قهر میکردیم ، من میکشیدم کنار اون به کنار، چند روز بعدش یا خودش میومد یا یکی رو میفرستاد برای آشتی ، با اینکه ازش کلی قول میگرفتم که دیگه تکرار نشه کارای مسخرشريال ولی باز هم همین آش و همین کاسه
    تا اینکه چند روز پیش باز هم شروع کرد ، بهش میگفتم خوشم نمیاد با پسر همکلاسی شوخی کنی یا حرف زیاد بزنی ، تو گوشش نمیرفت
    منم تحملش رو نمیتونستم بکنم ، گفتم اتمام حجت میکنم
    خانواده من میدونستن با این دختر در ارتباطم ، پنهان کاری نداشتم واسه ازدواج انتخاب کرده بودمش ، ولی ایشون فقط خواهرش و شوهر خواهرش میدونست
    به مادرش نمیگفت
    یه بار تو اول های رابطه ، یهویی بهش خواستگار اومد ، گفت همه جیز تمام ، نمیتونم پای تو بشینم وقتمو تلف کنم
    خدا اون بالا شاهدِ چندین روز اشک میریختم ، فکرش که میومد به سرم اشک میریختم
    بعد چند مدت ، خواستگار منتفی شد ، این دختر با کلی واسطه دوباره خودشو بهم رسوند ، ولی من دیگه مثل قبل نبودم ، دوسش داشتم ولی نه مثل قبل
    باز هم 10 بار به یه بهونه ای بایه دعوا تمام کردیم ، یه بار بهش گفتم اذیتم کنی میرم منحرف میشم ، برگش بهم گفت مررررررررد نیستی منحرف نشی ، رابطه رو تموم کردم ، گفتم مردونگی رو بهت نشون میدم - با اینکه دوسش داشتم ولی کاری نکردم ، بعد از 1 هفته دوباره پیام داد و دست پیش گرفت تا پس نیوفته و شروع ارتباط
    هر بار تصمیم میگرفتم دیگه تمام کنم کلا ، نمیتونستم این اخلاقش رو تحمل کنم
    الان نزدیک 6 روزه که تموم کردیم ، کلی براش هدیه میگرفتم ، ولی تنها هدیه اون فکر کنم 5 تومن هم نمیشد
    بهش گفتم اون کفش کوچیکه رو بهم برگردون خیلی برام ارزش داره ( یه هدیه کفش چینی داشتم از بچگی باهاش خاطره دارم ) گفت همشو پس میدم ، گفتم نمیخوام بنداز دور ، گفتم فقط کفش رو بده بهم
    حالا هم شرط میبندم بازم چند روز یا چند هفته دیگه بر میکرده دوباره
    ولی اینبار دیگه نمیخوام بریدم کلا از هر چی دختر
    میخوام دختر دیگه که باهاش آشنا میشم ، فقط و فقط همسرم باشه ، ابراز علاقه رو به همسرم بکنم
    تنهای رو ترجیح میدم دیگه به این بشر های آدم نمااااااا . . .
    حالا بعضی از دخترا میگن این پسرا هستن نامردن فلانن بهمانن
    ببینید خوشتون میاد ما هم همین بلا رو سرتون بیاریم ؟؟
    دلم واسه مادرم میسوزه که هنوز نمیدونه باهاش تموم کردم و نمیخوامش دیگه ، بفهمه غصه میخوره

  11. 2 کاربر از پست مفید محمدم تشکرکرده اند .

    sobhan13 (دوشنبه 29 مهر 92), دختر مهربون (دوشنبه 29 مهر 92)

  12. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    تو این چند روز که نبودم خیلی اتفاقات افتاد ، بعد از این که گفت دست رو قرآن میذارم جلو همه که عوض شدم من دیگه جواب ندادم ! تا این که پری روز یه دفعه اس ام اس دادکه جوابم چی شد منم گفتم نه !
    گفت الان پشته دره کلاستم ( من سره کلاس بودم ) و جواب میخوام بیا صحبت کنیم ! منم نرفتم کلاس هم که تموم شد سری رفتم سمت خونه !
    که با اس داد که بگو کجایی بیام حرف بزنم و مشکلاتو حل کنم جواب ندادم ، گفت حالم خیلی بده و کارم به دکتر میکشه ، من دیگه خونه بودم که اس داد تو مشکلت چیه من حاضرم بیام جلو بابات تعهد بدم که پات هستم !!!!
    بعد اس داد که دارم میام سمت خونتون تا جواب بگیرم !
    منم دیگه جواب دادم که الکی نیا من کاری از دستم بر نمیاد .
    گفت نه میام تا بفهمی عاشقتم .
    واقعا هم اومد !!!!!!!!
    امود رو به رو خونمون تو خیابون بود ، گفت بیا پایین حرف بزنیم ، من اگه تو نباشی نمیتونم با کسه دیگه باشم چون فقط بهتو حس دارم و کارم به دکتر میکشه .
    منم جواب ندادم و بعد مدتی رفت !
    تا شبم کلی اس ام اس داد .

    اما من یه حس بد گرفتم ! تا به حال این قدر بی رحم نبودم ، خدا میدونه هیچ وقت دوست نداشتم کسی به خطر من اشکش در بیاد اما دیروز کلی این دخترو به گریه انداختم . نمیدونم فکر میکنم خیلی بی رحمی کردم ، خیلی التماسم کرد و قسم داد اما من محل ندادم .

    من واقعا نمیتونم دیگه با اون باشم ، از طرفی دارم از التماس خا و گریه های اون و بی محلی و بی رحمی خودم عذاب میکشم .

    واقعا روزای بدیه این روزا .
    ویرایش توسط sobhan13 : دوشنبه 29 مهر 92 در ساعت 13:25

  13. #48
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این فکر های شما آقا سبحان نشانه خوبی نیست. اصلا نشانه خوبی نیست. قبلا هم این دختر همین کارها را کرده بود و شما هم به خاطر همین کارهایش دوباره به این رابطه بازگشته بودید. اصلا این فکرهایتان نشانه خوبی نیست.

    این خانم را شما ناراحت نکردید. این خانم خودش تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفته تا به این نقطه برسد . بله او طوری زندگی کرده است و طوری تلاش کرده است که به این سمت بیاید و مسئولش خود او است نه شما. هر کس مسئول سرنوشت خویش است و افرادی که دیگران را مقصر می دانند می خواهند گناهان خود را بپوشانند.

    اتفاقا خیلی خیلی هم خوب است که این آدم به دکتر برود. او باید تحت درمان قرار گیرد و از این وضعیت نجات پیدا کند.

    کمی منطقی باشید. خوب نیست یک مرد این قدر احساس مدار باشد.

    - - - Updated - - -

    این فکر های شما آقا سبحان نشانه خوبی نیست. اصلا نشانه خوبی نیست. قبلا هم این دختر همین کارها را کرده بود و شما هم به خاطر همین کارهایش دوباره به این رابطه بازگشته بودید. اصلا این فکرهایتان نشانه خوبی نیست.

    این خانم را شما ناراحت نکردید. این خانم خودش تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفته تا به این نقطه برسد . بله او طوری زندگی کرده است و طوری تلاش کرده است که به این سمت بیاید و مسئولش خود او است نه شما. هر کس مسئول سرنوشت خویش است و افرادی که دیگران را مقصر می دانند می خواهند گناهان خود را بپوشانند.

    اتفاقا خیلی خیلی هم خوب است که این آدم به دکتر برود. او باید تحت درمان قرار گیرد و از این وضعیت نجات پیدا کند.

    کمی منطقی باشید. خوب نیست یک مرد این قدر احساس مدار باشد.

  14. 3 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    sanjab (دوشنبه 29 مهر 92), sobhan13 (دوشنبه 29 مهر 92), یزدانی (جمعه 10 آبان 92)

  15. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    مرسی نوپو ، آره میدونم ولی اینم بگم من اصلا به برگشت به این رابطه فکر نمیکنم ، تمام این حالت هایی که گفتم فقط بخاطر نوعه احساسات و اخلاقیات منه که نمیتونم ناراحتی و غمه کسی ببینم و حتما دوست دارم کمکش کنم .
    ولی واقعا دیگه نمیتونم تو این مورد کمکی بکنم و اینه که داره عذابم میده و احساس میکنم خیلی بی رحم و سنگدل شدم اما خدا میدونه که ناراحتم اما نمیتونم کمکی بهش بکنم اون خودش این سرنوشتو رقم زد .

    امروز باز سره کلاس بودیم و اواخر کلاس شروع به گریه کردن کرد ، حالا استاد هم سره کلاس !!!!
    من که سریع از کلاس زدم بیرون و خیلی هم احساس بدی پیدا کردم .

    شرایط خیلی سخته .

  16. #50
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگر می خواهی دست از سر شما بردارد و همچنین تحریک نشوی به رابطه برگردی اولا :

    - شماره اش را بلاک کن
    - نگرشت را به مقوله همدردی و کمک به دیگران تغییر بده. شما باید درست از این حس استفاده کنید. ببینید دکتر فرهنگ یک حرف درستی در دانشگاه سابق من زد. گفت اگر می خواهید به کسی کمک کنید به خصوص در زمینه روحی باید همجنس شما باشد. وگرنه از شما انتظار ازدواج خواهد داشت و اگر ازدواج نکنید ضربه شدیدتر از اولی به او می زنید.
    بعد هم شما در همه زمینه ها نمی توانید به دیگران کمک کنید. خیلی وقت ها یک آدم باتجربه یا یک متخصص باید این کار را انجام دهد. شما در این موارد فقط می توانید به آنها پیشنهاد کمک گرفتن از این افراد را بدهید.

    - نگرشت را به مقوله غم و غصه تغییر بده. اتفاقا اگر غم و غصه بد بود خداوند این حس را در انسان نمی آفرید. اما خدا توی قرآن از این هم فراتر رفته و گفته انسان در رنج و سختی آفریده شده است! لازم است انسان سختی بکشد تا زندگی را دریابد. گو اینکه من اعتبار چندانی برای گریه ها و غصه این خانم با توجه به سابقه اش قایل نیستم.
    اما باز هم تاکید می کنم تنها راه اینکه این خانم دست از شما بردارد و نیز به راه درست برود شکست در این رابطه ها است. خیلی از دخترهای این تالار به خاطر شکست در رابطه گفتند دیگر از این به بعد اصولی زندگی می کنند.

    - - - Updated - - -

    - عکس العملی در برابر این کارهای دخترخانم نشان نده. او مخصوصا سرکلاس آمده گریه کرده که شما را عصبی کند. شما هم متاسفانه عصبی شده اید و کلاس را ترک کردید. اشتباه کردید و باید منتظر باشید که کارهایش را شدت ببخشد. اما دیگر خواهش می کنم عکس العمل نشان ندهید. فوقش این بود که استاد به او تذکر می داد و او را بیرون می فرستاد یا دانشجویان دیگر اعتراض می کردند. پس باز هم تاکید می کنم عکس العملی نشان نده .

  17. 5 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    sanjab (دوشنبه 29 مهر 92), sobhan13 (دوشنبه 29 مهر 92), فرشته اردیبهشت (شنبه 25 آبان 92), یزدانی (جمعه 10 آبان 92), دختر مهربون (دوشنبه 29 مهر 92)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.