بیایید در چند خط به این جدال بیهوده نگاهی گذرا بیفکنیم:
آقای غریب آشنا در نخستین نوشتار این گفتار سخن از ترکیبی غریب و البته زیبا بنام:*رمضان درمانی*آوردند و آن را در لابلای سخنان زیبا،احساسی و در لایه رویی خود، قشنگ آوردند که گوشه چشمی به درمان روانی داشت و در همانندی با آن بهره گیری از ماه خدایی رمضان تا همه اخلاق،رفتار شان بهتر شود و مشکلاتشات کمتر و اینهمه را در سایه نیایش ها و آداب دینی و عبادی دیدند . . . .
یکی از دوستان با احساسی برانگیخته و به شکل نقل قول سخن از وارداتی بودن دانش روانشناسی آورده و آن را تحفه غرب داتسته و بیهوده اش دانستند و افزودند،اگر:------->>به دستورات و درمانهای دین مراجعه گردد که این فرامین دوای درها و رنجهای بشریتند در همه حال و دیگر با این فرامین نیازی به دانش روانشناسی نیست.
و خود بنده سروپا تقصیر با کلامی نیشدار سخن از دین اوضاع جامعه پس از روضان درمانی شدن دوستان آوردم.
در نادرستی سخن دوستی که روانشناسی را وارداتی دانسته و بیهوده شکی نیست و نیز در نیشداری نوشتار بنده که شاید سبب موضع گیری دیگر دوستان جوان احساساتی شد.
آن دوست که روانشناسی را از غرب دانسته و حتی به طور ضمنی کفرآمیز به این نکته آشکار عنایت لازم را نفرمودند که نباید در تأیید سخنان زیبای *غریب آشنا* (که البته سخن او هم گوشه چشمی به روانشناسی داشت و روان درمانی) در رد یا وارادتی بودن دانشی سخن می راندند که بسیاری از پزشکان مسلمان در سده های پیشین و از جمله بوعلی سینا شیخ الرئیس در درمان مرضی از همان علم بنام مالیخولیا می کوشید و سایر اطبای اسلامی . . . .اگر هنگام که ایشان سخن از علم کفرآمیز و غیرکفرآمیز آوردند بنده یا یکی از ریش سفیدان این حدیث معروف را می آورد که:
کل ما حکم به الشرع،کل ما حکم به العقل و حکم به العقل،حکم به الشرع شاید و تنها شاید آتش نزاع های بیهوده فرصت سوز کینه ساز فرو می نشست.اگر کسی بود یا اگر خدا این لطف را بر من ارزانی می داشت که به جناب*خسته و دیگر جوانان برومند*این تالار گوشزد می کردم که دانش روانشناسی ملیت و کشور نمی شناسد که آنها در ماله کشی بر سخن نادرستشان،روانشناسی ایرانی را مردود بشمارند تا این را به یاد آورند که:
آیا یک بیمار مبتلا به اختلال وسواس یا شیزوفرنیک یا شخصیت ضداجتماعی و هزاران گونه بیماری دیگر روانی را که هیچ دخلی و هیچ ربطی به مسلمانی،کافری،ایرانی،فرنگ ی،عبادت،خداباوری،اینکه مال دنیا ارزش ندارد،اینکه همه می میریم یا مسلمان غصه از دست مال را نمی خورد و . . . . ندارند،شاید سوءتعابیر به حسن تعابیر مبدل می شد.جوانان و پسران و دختران گلم:خرد آدمی چه در نگاه دینی و چه در نگاه غیردینی حرف نخست را می زند و ابراز نظر بر پایه احساسات و یا نقل قولها یا تنها برای اینکه حرفی زده باشیم،هیچ ثمری ندارد و هشدار به شما که اینجا البته جایگاهی است چون خانواده و دیگری را رجحانی بر دیگری نیست(جز به خرد)،اما در جهان واقعی چنین تندگویی ها و شتابزدگی هایی را جز پشیمانی نتیجه ای در بر ندارد.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)