به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 93 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-5-26
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    736
    سطح
    14
    Points: 736, Level: 14
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    نه من نگفتم مثل مادرت رفتار کنی. باید مثل خودت باشی اما نگویی
    من هنوز در واقع یک بچه ام و خوب رفتار های بچه گانه هم دارم .

    شما الان یک دانشجو هستید در یک رشته خوب و یک دانشگاه خوب. الان بیست و یک سال دارید . پس شما یک
    خانم بالغ هستید نه یک بچه. در مورد کودک درون باید بگویم معنی اش این نیست که مثل بچه ها رفتار کنیم. بلکه معنی اش این است که مثل بچه ها از زندگی و کارهایمان لذت ببریم. همان اندازه که یک بچه از عروسکش غرق لذت می شود ما هم از داشته هایمان همان حس لذت را داشته باشیم. بحث کودک درون البته مفصل است. اما این برداشتی که شما از این مبحث دارید نیست.

    مادرتان می خواهد شما
    یکخانم بیست و یک ساله باشید نه یک بچه که می خواهد بچگی کند.
    عزیزم الان هیچ کس شما را بچه نمی داند و جامعه از شما انتظار دارد در این سن توانایی مسئولیت پذیری را داشته باشید. شما باید بتوانید در این سن نسبت به نوجوانی خودتان مسئولیت پذیرتر باشید. فکرتان پخته تر باشد و به طرف یک هویت ثابت حرکت کنید. هویتی که یک انسان بالغ ( که شما هم بالغ هستید ) برای خودش تعریف می کند.
    مادرتان می خواهد شما به او اتکا نداشته باشید و وابسته او نباشید. برای همین می گوید علاوه بر درس خواندن باید کارهای خانه و آشپزی هم انجام دهید و وابسته به او نباشید. برای همین می گوید در محیط های بیرون از خانه که دیگر او کنارتان نیست تا از شما حمایت و محافظت کند باید سنجیده تر رفتار کنید تا پیامد سوئی متوجه شما نباشد. برای همین سعی می کند شما را به سمت پذیرش بالغ بودن و گذر از سن بی مسئولیتی و بچگی کردن سوق دهد.



    - - - Updated - - -

    نه من نگفتم مثل مادرت رفتار کنی. باید مثل خودت باشی اما نگویی
    من هنوز در واقع یک بچه ام و خوب رفتار های بچه گانه هم دارم .

    شما الان یک دانشجو هستید در یک رشته خوب و یک دانشگاه خوب. الان بیست و یک سال دارید . پس شما یک
    خانم بالغ هستید نه یک بچه. در مورد کودک درون باید بگویم معنی اش این نیست که مثل بچه ها رفتار کنیم. بلکه معنی اش این است که مثل بچه ها از زندگی و کارهایمان لذت ببریم. همان اندازه که یک بچه از عروسکش غرق لذت می شود ما هم از داشته هایمان همان حس لذت را داشته باشیم. بحث کودک درون البته مفصل است. اما این برداشتی که شما از این مبحث دارید نیست.

    مادرتان می خواهد شما
    یکخانم بیست و یک ساله باشید نه یک بچه که می خواهد بچگی کند.
    عزیزم الان هیچ کس شما را بچه نمی داند و جامعه از شما انتظار دارد در این سن توانایی مسئولیت پذیری را داشته باشید. شما باید بتوانید در این سن نسبت به نوجوانی خودتان مسئولیت پذیرتر باشید. فکرتان پخته تر باشد و به طرف یک هویت ثابت حرکت کنید. هویتی که یک انسان بالغ ( که شما هم بالغ هستید ) برای خودش تعریف می کند.
    مادرتان می خواهد شما به او اتکا نداشته باشید و وابسته او نباشید. برای همین می گوید علاوه بر درس خواندن باید کارهای خانه و آشپزی هم انجام دهید و وابسته به او نباشید. برای همین می گوید در محیط های بیرون از خانه که دیگر او کنارتان نیست تا از شما حمایت و محافظت کند باید سنجیده تر رفتار کنید تا پیامد سوئی متوجه شما نباشد. برای همین سعی می کند شما را به سمت پذیرش بالغ بودن و گذر از سن بی مسئولیتی و بچگی کردن سوق دهد.
    سلام میدونم دیر دارم جواب میدم چون نبودم یک مدت
    این جوابتون واقعا برام عالی بود یعنی میدونستم یجورایی اما اینکه یکی بهم گفت باعث شد که بفهمم بهتره بیشتر فکر کنم یکم در مورد خودم ذهنم بهم ریخته است احساسم بهم داره میگه این ذهن بهم ریخته از سناخت ناکافی از خودمه خودمو میشناسم ولی نه کامل ...
    ممنون نوپو عزیز واقعا ممنون
    در واقع دوستام همیشه بهم میگن بیشتر از سنت میفهمی و رفتار میکنی فکر میکنم باید اینو به مامانم نشون بدم و ثابت کنم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    نه من نگفتم مثل مادرت رفتار کنی. باید مثل خودت باشی اما نگویی
    من هنوز در واقع یک بچه ام و خوب رفتار های بچه گانه هم دارم .

    شما الان یک دانشجو هستید در یک رشته خوب و یک دانشگاه خوب. الان بیست و یک سال دارید . پس شما یک
    خانم بالغ هستید نه یک بچه. در مورد کودک درون باید بگویم معنی اش این نیست که مثل بچه ها رفتار کنیم. بلکه معنی اش این است که مثل بچه ها از زندگی و کارهایمان لذت ببریم. همان اندازه که یک بچه از عروسکش غرق لذت می شود ما هم از داشته هایمان همان حس لذت را داشته باشیم. بحث کودک درون البته مفصل است. اما این برداشتی که شما از این مبحث دارید نیست.

    مادرتان می خواهد شما
    یکخانم بیست و یک ساله باشید نه یک بچه که می خواهد بچگی کند.
    عزیزم الان هیچ کس شما را بچه نمی داند و جامعه از شما انتظار دارد در این سن توانایی مسئولیت پذیری را داشته باشید. شما باید بتوانید در این سن نسبت به نوجوانی خودتان مسئولیت پذیرتر باشید. فکرتان پخته تر باشد و به طرف یک هویت ثابت حرکت کنید. هویتی که یک انسان بالغ ( که شما هم بالغ هستید ) برای خودش تعریف می کند.
    مادرتان می خواهد شما به او اتکا نداشته باشید و وابسته او نباشید. برای همین می گوید علاوه بر درس خواندن باید کارهای خانه و آشپزی هم انجام دهید و وابسته به او نباشید. برای همین می گوید در محیط های بیرون از خانه که دیگر او کنارتان نیست تا از شما حمایت و محافظت کند باید سنجیده تر رفتار کنید تا پیامد سوئی متوجه شما نباشد. برای همین سعی می کند شما را به سمت پذیرش بالغ بودن و گذر از سن بی مسئولیتی و بچگی کردن سوق دهد.



    - - - Updated - - -

    نه من نگفتم مثل مادرت رفتار کنی. باید مثل خودت باشی اما نگویی
    من هنوز در واقع یک بچه ام و خوب رفتار های بچه گانه هم دارم .

    شما الان یک دانشجو هستید در یک رشته خوب و یک دانشگاه خوب. الان بیست و یک سال دارید . پس شما یک
    خانم بالغ هستید نه یک بچه. در مورد کودک درون باید بگویم معنی اش این نیست که مثل بچه ها رفتار کنیم. بلکه معنی اش این است که مثل بچه ها از زندگی و کارهایمان لذت ببریم. همان اندازه که یک بچه از عروسکش غرق لذت می شود ما هم از داشته هایمان همان حس لذت را داشته باشیم. بحث کودک درون البته مفصل است. اما این برداشتی که شما از این مبحث دارید نیست.

    مادرتان می خواهد شما
    یکخانم بیست و یک ساله باشید نه یک بچه که می خواهد بچگی کند.
    عزیزم الان هیچ کس شما را بچه نمی داند و جامعه از شما انتظار دارد در این سن توانایی مسئولیت پذیری را داشته باشید. شما باید بتوانید در این سن نسبت به نوجوانی خودتان مسئولیت پذیرتر باشید. فکرتان پخته تر باشد و به طرف یک هویت ثابت حرکت کنید. هویتی که یک انسان بالغ ( که شما هم بالغ هستید ) برای خودش تعریف می کند.
    مادرتان می خواهد شما به او اتکا نداشته باشید و وابسته او نباشید. برای همین می گوید علاوه بر درس خواندن باید کارهای خانه و آشپزی هم انجام دهید و وابسته به او نباشید. برای همین می گوید در محیط های بیرون از خانه که دیگر او کنارتان نیست تا از شما حمایت و محافظت کند باید سنجیده تر رفتار کنید تا پیامد سوئی متوجه شما نباشد. برای همین سعی می کند شما را به سمت پذیرش بالغ بودن و گذر از سن بی مسئولیتی و بچگی کردن سوق دهد.
    سلام میدونم دیر دارم جواب میدم چون نبودم یک مدت
    این جوابتون واقعا برام عالی بود یعنی میدونستم یجورایی اما اینکه یکی بهم گفت باعث شد که بفهمم بهتره بیشتر فکر کنم یکم در مورد خودم ذهنم بهم ریخته است احساسم بهم داره میگه این ذهن بهم ریخته از سناخت ناکافی از خودمه خودمو میشناسم ولی نه کامل ...
    ممنون نوپو عزیز واقعا ممنون
    در واقع دوستام همیشه بهم میگن بیشتر از سنت میفهمی و رفتار میکنی فکر میکنم باید اینو به مامانم نشون بدم و ثابت کنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید genre تشکرکرده است .

    نوروزیان. (جمعه 26 مهر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.