
نوشته اصلی توسط
abi.bikaran
سلام
خیلی جالبه شما دوسال دوست بودین وهمدیگرو شناختین و شاید خیلی از خصوصیات اخلاقی و شخصیتی همدیگرو هم زیر نظر داشتین..
و حتما شناختتون نسبت به همدیگه اونقدر زیاد بوده که تصمیم گرفتین ازدواج کنید!
خوب چجور شما طول دو سال دوستی باهم مشکلی نداشتین دقیقا بعد از رسمی شدن رابطه سر ناسازگاری شروع شده؟!
چجور دقیقا وقتی نامزد کردین بایدفرد دیگری در زندگی اون دختر خانم پیدا شده باشه؟البته اگه واقعا همچین چیزی هست!
اگه علاقه ای نبود چجور به سمت ازدواج کشیده شده؟
یه چیز دیگه ای هم شاید باشه البته حدس منه..
شاید اونقدر بهش توجه دارین و وابسته اش شدین و به قول دوستان همدردی منفعل عمل کردین تا اون از محبت شما اشباع شده ویه جورایی زده شده!
به نظر من خیلی راحت و با ارامش و بدون هیچ شک و بی اعتمادی باهاش صحبت کنید ! اگه واقعا علاقه اون به شما کم شده یا اصلا نباشه بهتره تا زیر یک سقف نرفتین جدی در موردش فکر کنید!
علاقه مندی ها (Bookmarks)