به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 88 [ 10:04]
    تاریخ عضویت
    1387-5-31
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    4,198
    سطح
    41
    Points: 4,198, Level: 41
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 152
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: برام شرط گذاشتن

    gole orkideh سلام , این مشکل تو منو یاد یکی از فیلمها که چند وقت پیش شبکه Gem پخش کرد انداخت که خیلی ازش خوشم اومد , اسمشو درست یادم نیست اگر یادم اومد اسمشو براتون میزارم , دیدنش بهت خیلی چیزا یاد میده, توی این فیلم یک گروه با کشتی میرن توی یک جزیره که سرخ پوستا توی اون زندگی میکنن فرمانده اونها وقتی که برای پیدا کردن راهی به درون جزیره گشت میزنه توسط سرخ پوستها به دام میوفته و میبرنش پیش رئیس قبیله اما زمانی که میخوان مجازاتش کنن دختر رئیس قبیله از پدرش برای اون مرد طلب بخشش میکنه و تنها مجازات اون فرمانده این میشه که تا یک مدتی باید توی قبیله باشه و اجازه نداره از قبیله خارج بشه و در این جریان هست که این دو نفر از هم خیلی خوششون میاد و خیلی با هم عشق بازی میکنن اما رئیس قبیله از موضوع با خبر میشه و دستور میده که اونو رهاش کنن تا به سرزمینه خودش برگرده , اونم به طرف افرادش میره که در ساحل حالا دیگه برای خودشون دهکده ای رو ساخته بودن , اما داشتن از گرسنگی میمردن , دختر رئیس قبیله با یک گروه سرخ پوست و مقدار زیادی غذا به دهکدهشون میره و براشون غذا میبره به بهونه دیدنه مرد مورد علاقش , بعد از مدتی رئیس قبیله دیگه خشمگین میشه و به دهکده اونها حمله میکنه اما برای سفید پوستها نیروی کمکی میاد و سرخ پوستها عقب نشینی میکنن و در همین هنگامه که فرمانده گروه عوض میشه و اون مرد مورد نظر دختر رئیس قبیله محکوم به مجازات میشه و دختره قبیله , قبیلشو ترک میکنه (جالبه که پدر قبیله که خیلی دخترشو دوست داره میگه که اگر یکی دیگه از دخترانم بودی تا الان زنده نمیموندی و به دخترش میگه یا من یا اون ) اما دختر قبیله پدرش رو ترک میکنه و به دهکده سفید پوستها میاد تا اون مرد رو ببینه و باهاش ازدواج کنه اما فرمانده قبلی برای انجام اموری به جزیره دیگه ای میره و خبر کشته شدن مرد مورد علاقه اش رو از مردم دهکده میشنوه و خیلی افسرده میشه و با نا امیدی زندگی میکنه اما در همین جریانها , مرد دیگه ای عاشقش میشه و درموردش تحقیق میکنه و یک روز کنارش راه میره وبهش میگه که من شما رو دوست دارم اما دختر جوابی نمیده و اون دختر میره با زنی که رسم ورسوم زندگی کردن در این دهکده رو بهش یاد داده بود, مشورت میکنه و اون زن بهش میگه اون مرد رو فراموش کن اون دیگه زنده نیست تا کی میخوای اینجوری زندگی کنی و اون دختر به این مرد جواب مثبت میده و زندگیشونو با هم شروع میکنن , اما اون دختر خاطراتش رو با اون مرده قبلی رو فراموش نکرده و دائم به فکرش بود , اما این مرد درکش میکرد و داستانشو میدونست و خیلی باهاش مهربون بود که بعد از مدتی اون دختر از این مرد جدید تعریف میکنه و میگه :( این مرد مثل یک درخته که میتونم بهش تکیه کنم و ....) , بعد از مدتی در دهکده خبر زنده بودن فرمانده قبلی به گوش میرسید و اون دختر شوکه شده بود نمیدونست باید چیکار کنه اما میدونست که این مردی که داره باهاش زندگی میکنه درکش میکنه و یک روز رفت پیشش و بهش گفت که من با اون ازدواج کردم نمیتونم بهش بی محلی کنم و این مرد با تمام وجودش جلوی غرورش رو گرفت و گفت این حق تو هست که همسرت رو انتخاب کنی ( راستی این دو نفر حالا یک پسر بچه هم داشتن که تقریبا 3 سالش بود ) و اونها به انگلستان رفته بودند که فرمانده قبلی سوار بر اسب اومد و اون مرد دومی داشت از توی باغ اون دوتا رو میدید , البته اون دختر قصد داشت با اون فرمانده بره اما نتونست اینکارو انجام بده و برگشت به طرف همسر دومش , این فیلم گریه آدم هایی مثل من رو که به سختی گریه میکنم رو هم در اورد , خیلی قشنگ بود, این فیلم قصد داشت فرق بین عشق و دوست داشتن رو نشون بده و بگه که عشق آدم رو کور میکنه و آدم همه چیزشو فدای عشق میکنه و عیب و ایراد های فرد مقابلش رو نمیبینه اما معشوقه اش اونو ترک میکنه اما دوست داشتن با عشق فرق میکنه دوست داشتنی که دو طرفه باشه همه قبولش دارن و کسی باهاش مخالفت نمیکنه ( البته عیب و ایراد فرمانده مرد قبلی این بود که نمیخواست کارش رو فدای همسرش کنه و میخواست که به دنبال خواسته ها و آرزوهاش باشه که مطمئنا با بودن اون دختر در کنارش نمیتونه به اون خواسته هاش برسه , gole orkideh از کجا میدونی خدا تو رو دوست نداره شاید این خواستگارت از اون پسری که قبلا دوسش داشتی بهتر باشه , از کجا میدونی بهتر نیست ؟
    موفق باشید .

  2. کاربر روبرو از پست مفید HadiRock تشکرکرده است .

    HadiRock (دوشنبه 25 شهریور 87)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.