
نوشته اصلی توسط
hate of
مرسی میشل عزیزم.امیدوارم واقعا خدا کمکم کنه اما از همه چیز خیلیی ناامیدم .. من دو سال تمام لحظه ای نبوده که اشک نریختم و خدارو صدا نزدم .نمازم و میخوندم و دائم ذکر میگفتم و از خدا کمک میخواستم اما بهم کمکی نکرد ... روزهای سختی و باهاش گذروندم و به خاطر عشقم بهش تحمل کردم ...اما بازم دارم روزهای سختی رو تحمل میکنم ...راستش همش میگم نکنه بازم همینطوری باید حسرت چیزایی که دوست دارم و بخورم .نکنه خدا واقعا دیگه دوستم نداره ( وقتی دو سال تمام هر روز و هر شب بازم صداش زدم اما بازم تنهام گذاشته )..
علاقه مندی ها (Bookmarks)