سلام دوستم چشم من که حرفمو رک می زنم که با عرض معذرت:) مهم اینه تو فکر کنی و برامون بنویسی ببینیم به چیا فکر کردی به چه نتیجه هایی رسیدی
من وقتی کامنت آقای امیر 64 را خوندم یاد برادرم افتادم که 33 ساله است و میگه هرگز ازدواج نمیکنه چون قادر است در عرض 3 دقیقه هر زن و دختری را از راه به در کنه... می خواد سالها خودشو از نعمت داشتن خانواده محروم کنه یا نهایتش با بغض و کینه و بددلی وارد یه زندگی زناشویی بشه... من نهایت آرزوم اینه که یه خانمی بر خلاف این باورش رفتار کنه و بهش بزرگترین و باارزشترین درس زندگیشو بده که شاید بنیان زندگی خانوادگی این آدم را زیر و رو کنه... همین اقای امیر از سر ناراحتی صرف یه چیزی ننوشته و بره... یا همون آقاهه... کی میدونه روزگار بازیش چی هست؟!
در جواب آقای امیر: حتی اگر یک خانمی رابطه واقعی هم با کسی داشته باشه خدای به اون بزرگی که از نهان آشکار اون و تک تک لحظه های اون خبر داشته می گه تا شاهد نداشته باشید نباید مجازات کنید اون زن را... می دونید چرا؟! چون اون خدا از گذشته اون زن آگاهه، می دونه دختری که یه پدر و مادر طرد کننده داشته توی بزرگسالی مدام تشنه محبت هست و ناخودآگاه به دنبال یه آغوش امن و یک پناهگاه، یه تکیه گاه می گرده درست مثل یه دختر بچه که آغوش محبت پدر و مادرش را می طلبه! میگه شاید اگر خطایی کرد به خاطر اون تجربیاتش باشه صبر می کنه، نه تنبیه میکنه نه سرزنش می کنه. خدا میدونه انسان جایط الخطا هست واسه همینه عیبای ما رو روی پیشونیمون نمایش نمیده و هیچ کس خبر نمی شه مگر اینکه دیگه واقعاً لغزیده باشیم و از حد گذرونده باشیم اونوقت میگه برو مجازاتش کن ولی تا قبلش هیچ نمیگه! فقط صبر می کنه و وسیله های مختلف سر راه آدم می ذاره و تلنگر میزنه شاید آدم فکر کنه و حتی اگر مشکلاتی توی زندگیش هست خیلی قشنگ حلشون کنه و عبرت بگیره و محکم بشه برای آزمایشات سختتر زندگی. خدا توی کل قرآن و کتابهای الهی و همه این ادیان الهی هیچی جز یه خواسته از ادم نداره: "بشین فکر کن".

- - - Updated - - -

سلام دوستم چشم من که حرفمو رک می زنم که با عرض معذرت:) مهم اینه تو فکر کنی و برامون بنویسی ببینیم به چیا فکر کردی به چه نتیجه هایی رسیدی
من وقتی کامنت آقای امیر 64 را خوندم یاد برادرم افتادم که 33 ساله است و میگه هرگز ازدواج نمیکنه چون قادر است در عرض 3 دقیقه هر زن و دختری را از راه به در کنه... می خواد سالها خودشو از نعمت داشتن خانواده محروم کنه یا نهایتش با بغض و کینه و بددلی وارد یه زندگی زناشویی بشه... من نهایت آرزوم اینه که یه خانمی بر خلاف این باورش رفتار کنه و بهش بزرگترین و باارزشترین درس زندگیشو بده که شاید بنیان زندگی خانوادگی این آدم را زیر و رو کنه... همین اقای امیر از سر ناراحتی صرف یه چیزی ننوشته و بره... یا همون آقاهه... کی میدونه روزگار بازیش چی هست؟!
در جواب آقای امیر: حتی اگر یک خانمی رابطه واقعی هم با کسی داشته باشه خدای به اون بزرگی که از نهان آشکار اون و تک تک لحظه های اون خبر داشته می گه تا شاهد نداشته باشید نباید مجازات کنید اون زن را... می دونید چرا؟! چون اون خدا از گذشته اون زن آگاهه، می دونه دختری که یه پدر و مادر طرد کننده داشته توی بزرگسالی مدام تشنه محبت هست و ناخودآگاه به دنبال یه آغوش امن و یک پناهگاه، یه تکیه گاه می گرده درست مثل یه دختر بچه که آغوش محبت پدر و مادرش را می طلبه! میگه شاید اگر خطایی کرد به خاطر اون تجربیاتش باشه صبر می کنه، نه تنبیه میکنه نه سرزنش می کنه. خدا میدونه انسان جایط الخطا هست واسه همینه عیبای ما رو روی پیشونیمون نمایش نمیده و هیچ کس خبر نمی شه مگر اینکه دیگه واقعاً لغزیده باشیم و از حد گذرونده باشیم اونوقت میگه برو مجازاتش کن ولی تا قبلش هیچ نمیگه! فقط صبر می کنه و وسیله های مختلف سر راه آدم می ذاره و تلنگر میزنه شاید آدم فکر کنه و حتی اگر مشکلاتی توی زندگیش هست خیلی قشنگ حلشون کنه و عبرت بگیره و محکم بشه برای آزمایشات سختتر زندگی. خدا توی کل قرآن و کتابهای الهی و همه این ادیان الهی هیچی جز یه خواسته از ادم نداره: "بشین فکر کن".