درباره موضوعی که شما مطرح کردید در سایت دکتر شیری مطلبی دیدم که قسمتی از آنرا اینجا میگذارم :
*
چقدر سخته عشقی به این سهمگینی ، پر باشد از نگرانی و ابهام و بی آیندگی
عشق ، جان انسان را سمباده میکشد
این اکسیر،
این شراب اینقدر عزیز است که باید در جام زرین نوشید نه آفتابه حلبی
*
آشفتگی های زندگی زناشویی یعنی بهانه های مرد متاهل رابطه و ایرادهایی که از خانمش میگیره مثل سرد مزاجی خانم یا رفتار نامناسب یا تحقیر شدن توسط خانواده همسرش یا حتی خود همسرش یا حتی بی عرضه بودن در کسب درامد و مدیریت کردن خانواده ش و همه مواردی که توی زندگی همه زوج های در شرف طلاق دیده میشه منتها این یکی حتی عرضه طلاق گرفتن هم نداره و ترجیح میده همینطوری کج دار و مریز ادامه بده .
*
عشق راهزنان خودشو داره ، راهزنانی پر فریب که باید ازشون عبور کنی واز خلوت وتنهایی بپرهیزی وعملت را در گرو عقل وصبرنگه داری
مواظب روحت باش عظمت روحت را در عشق خواهی دید
دیدی چطور یه برف سریع چهره طبیعت رو عوض میکنه احساست هم همینطور عوض میشه شک نکن
*
من نمیدونم آدمای متاهل که میخوان وقت بگذرونن و دنبال زنگ تفریح میگردن چرا نمیرن سراغ امثال خودشون؟ چرا دخترای خوب و محجوب رو هدف میگیرن؟!
یاد جمله خانم گلچهره سجادیه می افتم توی فیلم (حوالی اتوبان) که میگفت: من و زن هایی مثل من برای مرد ها حکم مسافرخونه رو داریم; میان، اما نمیمونن.
*
من هم تجربه ی این چنینی داشتم به مدت هفت سال،لطفا به حرف های دکتر شیری عمل کن،من حدود دو سالی میشه که از اون رابطه فاصله گرفتم و مردی بسیار شایسته و دوست داشتی وارد زندگیم شد و با هم ازدواج کردیم،دوست عزیزم ممکن که رنج زیادی رو متحمل بشی ،اما بعد از اون انشاا…با یک تصمیم درست به گنج میرسی ،برات بهترین ها رو آرزو می کنم.
*
این روابط به شدت عزت نفس انسان رو کاهش میده وباعث میشه توی یه برزخ دائمی با خودت کلنجار میری و همه وقت وتوانت رو توی قشنگترین بخش زندگیت(عشق)که باید برای کسی که لایقشی صرف بشه میگیره
*
منم دو سال از بهترین سال های عمرم درگیر همچین توهمی بودم اینکه میگم توهم چون این رابطه فقط پوسته زیبایی داره مثل یک دندان کرم خورده که از داخل پوسیده باشه و شما فقط بری و روکش کنی و جرم گیری کنی . بالاخره یه روز می رسه که گندش در میاد و باید کندش و انداختش دور در صورتی که همون اول با یه پر کردن ساده مشکل حل می شد.
این رابطه فقط ظاهرش زیباست . البته فقط به نظر شما
فقط یک جمله از دکتر شیری عزیز باعث شد که من این ظاهر زیبا رو برای همیشه بذارم کنار و الان با وجودی که هنوز ازدواج نکردم و دوست پسری ندارم و تنها هستم آرامش عجیبی دارم .
اون جمله هم این بود که : شما شدی مایه اعتماد به نفس یه مرد زن دار !
همین جمله کافیه که درک کنم من یه زنگ تفریحم صرفا .
زنگ تفریحی که مرد رابطه از نهایت عشق و علاقه دخترانه و زلال من استفاده می کنه و نیرو میگیره برای آشفتگی های زندگی زناشویی خودش !
به نظرم همین یک جمله کافی اومد برای تموم کردن اون رابطه .
یکساله که از اون رابطه اومدم بیرون و تمومش کردم تا چند ماه پیش هم ایمیل های عاشقانه و پیامک های دلسوز می فرستاد که البته بی جواب می موند و الان این ارتباط کاملا قطع شده و خدا میدونه که چه آرامشی توی این قطع این رابطه نهفته بود و من الان درک میکنم . به امید خداوند داره اتفاق های خوبی در زندگیم می افته و من مطمئنم که با حذف مرد نامناسب خیلی زود انشاالله مردی مناسب سر راهم قرار خواهد مطمئنم .
اینو هم بگم که من با تمام احساسات دخترانه ام توی اون رابطه وارد شده بودم و همه عشق و علاقه م رو گذاشته بودم و الحمدلله که کار به جاهای باریک نکشید اما اتمام رابطه سختی ها و دلتنگی های مزخرف خودش رو داشت . منتها خدا رو شکر که تسلیم نشدم و خدا کمک کرد و تموم شد.
زهره من قول میدم اگر این رابطه رو تموم کنی اونوقته که تازه متوجه میشی آرامش یعنی چی . اینو من بهت قول میدم .
- - - Updated - - -
......








علاقه مندی ها (Bookmarks)