به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 59
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 مهر 92 [ 00:47]
    تاریخ عضویت
    1392-6-31
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    188
    سطح
    3
    Points: 188, Level: 3
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان. از راهنماییهاتون ممنونم
    ولی از موضوع بحث منحرف شدیم
    من می خوام راهکار ارائه بدین که چه جوری به این آقا فکر نکنم. تمام مدت توی ذهنمه...وقتی می بینمش یا صداشو می شنوم تپش قلب می گیرم...وقتی یه سوال ساده ازم می پرسه اونقدر دستپاچه می شم که جوابشو یادم نمیاد....
    من خیلی می ترسم

    من اگه با حجاب کامل جلوی این آقا ظاهر شم، تمام شرعیات و عرفیات رو رعایت کنم و... باز مشکلم حل نمی شه

  2. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 98 [ 13:14]
    تاریخ عضویت
    1392-4-28
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    5,299
    سطح
    46
    Points: 5,299, Level: 46
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    109

    تشکرشده 177 در 70 پست

    Rep Power
    25
    Array
    دوست عزیزپیرو نظرات دوستان.. برای خلاصی از این وضعیت باید ،باید و باید اون آقا رو از زندگیت حذف کنی و تماس و دیدارهاتون با ایشون در جمعهای خانوادگی رو به صفر برسونین...تنها بودنت با ایشون به احساساتتون بیشتر دامن میزنه..اگه همین الان جلوی این احساست رو نگیری شاید ده روز دیگه اینقدر درگیرش شده باشی که جبران کردن و بازگشت ازش به قیمت از دست دادن شوهر و زندگیت تموم بشه...

  3. کاربر روبرو از پست مفید پسرایرونی تشکرکرده است .

    del (چهارشنبه 17 مهر 92)

  4. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 12 بهمن 92 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1390-11-16
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    4,421
    سطح
    42
    Points: 4,421, Level: 42
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    182

    تشکرشده 174 در 86 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    من يه سئوال دارم.با شوهرت چطوري ازدواج كردي؟ سنتي؟
    عزيزم خانم فرشته مهربون كه بهت گفتن بايد از تكنيك توقف فكر و بستر زدايي استفاده كني.راهش همينه.مطمئن باش كه اگه يه ورد جادوگري بود كه ميشد بخوني و از اين حال و هوا بياي بيرون بهت ميگفتن.
    بعضي مواقع توي زندگي مواردي پيش مياد كه احتياج به همت كردن زياد داره.اگه حضور نداشتن توي جمع دوستان همسرت برات فعلا راحت نيست.ميتوني توي جمع حاضر بشي ولي يه جورايي خودتو مشغول كني با بقيه دوستان.سعي كني موردايي پيش نياد كه طرف صحبت اين آقا بشي.هر وقتم كه فكر و ذهنت خواست بره سمت اين آقا موقعيتت را عوض كن مثلا يه اتاق ديگه يا آشپزخونه برو و به خودت بگو من شوهرمو دوس دارم به خودم احترام ميزارم و فكراي خيانت آميز نميكنم.
    اميدوارم تونسته باشم كمكي كرده باشم.

  5. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 مهر 92 [ 00:47]
    تاریخ عضویت
    1392-6-31
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    188
    سطح
    3
    Points: 188, Level: 3
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ازدواجمون سنتی نبود. تو دانشگاه آشنا شدیم. بعد هم اومد خواستگاریم.... هیچ وقت احساساتی که الان نسبت به این اقا دارم رو بهش نداشتم ولی دوستش دارم ... الانم اصلا دلم نمی خواد بهش خیانت کنم یا اذیتش کنم ولی دست خودم نیست

  6. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 96 [ 13:33]
    تاریخ عضویت
    1392-5-22
    نوشته ها
    132
    امتیاز
    4,107
    سطح
    40
    Points: 4,107, Level: 40
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    157

    تشکرشده 216 در 94 پست

    Rep Power
    28
    Array
    سبک زندگی این خانم با شوهرش همینطوری بوده ما که نمیتوانیم و نباید تلاش کنیم سبک زندگی آنان را تغییر دهیم .
    به نظر من شما باید این احساس را درون خود بکشید راه حل آن هم این است که سعی کنید او را کمتر ببینید توجه خود را معطوف همسرتان کنید. بدانید که عشقهای در یک نگاه عشقهایی زود گذر و نا فرجام هستند. باید تلاش کنید سر خود را با امورات دیگر گرم کنید تا فرصت فکر کردن به او را نداشته باشید . مطمئن باشید این احساس موقتی است و با مرور زمان از بین خواهد رفت .

  7. 2 کاربر از پست مفید Aras تشکرکرده اند .

    razieh.sss3000 (چهارشنبه 17 مهر 92), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  8. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 شهریور 93 [ 17:24]
    تاریخ عضویت
    1392-6-25
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    246

    تشکرشده 257 در 104 پست

    Rep Power
    28
    Array
    سلام راضیه جان
    همه فرمایشات دوستان متین. امتحانشون کن اگر احیاناً جواب نگرفتی و از میزان توجهت به این اقا کم نشد و باز از این ترسیدی که نکنه من عاشق این اقا بشم و شوهرم بفهمه و زندگیم به هم بریزه و آخرش همونی سرم بیاد که ازش می ترسیدم... ، این کاری که من می گم را انجام بده :
    دوست من دست از این فرایند ذهنی منع کردن خودت از فکر کردن به این اقا بردار، و به خودت بگو " می خوام عاشق این اقا بشم و نهایت تلاشمو هم می کنم که علاقه ام بهش ثابت بشه و اتفاقاً خیلی خیلی دوست دارم همسرم از این وضعیت مطلع بشه و زندگی مشترکم با همسرم تمام بشه". ببین تو هیچ اقدام عملی انجام ندادیا اینجا فقط توی ذهنت این اصرار به تکرار این منع را برداشتی. فقط همین

    این یک روش بی پایه و اساس و غیر علمی نیست راضیه جان و مطمئن باش هدف درمانی داره که اگر لازم شد بعد من برات فلسفه این را توضیح می دهم که چرا در این مقطع زمانی این طرز فکر می تونه زندگی زناشویی تو رو نجات بده و باعث مستحکم تر شدن بنیان خانواده تو بشه و تو رو بیش از پیش به همسرت نزدیک کنه نه به اون آقا. برات آرزوی موفقیت می کنم و میدونم در نهایت بهترین راه و شیوه زندگی را برای خودت انتخاب خواهی کرد و یک طوری زندگی می کنی که زندگی از تو انتظار داره اونطوری زندگی کنی و اصلاً تو افریده شده ای که به اون نقطه برسی
    دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی
    چون خمشان بی گنه روی بر اسمان مکن
    ویرایش توسط Opal : چهارشنبه 17 مهر 92 در ساعت 00:47

  9. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 26 مهر 92 [ 00:47]
    تاریخ عضویت
    1392-6-31
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    188
    سطح
    3
    Points: 188, Level: 3
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Opal نمایش پست ها

    دوست من دست از این فرایند ذهنی منع کردن خودت از فکر کردن به این اقا بردار، و به خودت بگو می خوام عاشق این اقا بشم
    راستش یه وقتایی اینقدر تو لحظه هام حضور داره که دیگه جلوی خودمو نمی گیرم و بدون محدودیت بهش فکر می کنم ولی خوب نتیجه بدتر می شه.... حسم بهش بیشتر می شه... لطفا راجع به تکنیکت بیشتر توضیح بده

  10. کاربر روبرو از پست مفید razieh.sss3000 تشکرکرده است .

    Opal (چهارشنبه 17 مهر 92)

  11. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    راضیه جان فضای رشد شما و همسرت متفاوت بوده و در نتیجه توانایی هاتون متفاوت هست. شما باید خودت رو به شوهرت برسونی. در ظاهر نه، در باطن.

    البته روی سبک زندگیتون هم باید اصلاحاتی صورت بدی و در نظر داشته باشی که حتی همسرت هم با وجود قابلیت های فعلی، نسبت به نفوذ احساسی و جنسی عایق نیست.

    هممون انسانیم، و احساسات و امیال مختلف داریم.

    باید مطالعاتت رو راجع به این موضوعات بالا ببری، و بتونی نگرش همسرت رو ارتقا بدی.

    هیچوقت از این در صحبت نکن که من نسبت به شخص خاصی احساس دارم، این امواجی تو زندگیتون ایجاد میکنه که ممکنه نتونی مدیریتشون کنی. یعنی نتونی احساسات همسرت و نگرشش نسبت به خودت رو مدیریت کنی. اما بصورت کلی راجع به این موضوعات صحبت کنید (بعد از اینکه به اندازه کافی مطالعه کردی و نگرش درست رو پیدا کردی و اعتماد به نفس کافی در این مورد داشتی).

    در مجموع اتفاقی که در مورد این پسر افتاده و اثری که روت گذاشته، میتونه باعث بشه قابلیت هایی رو در خودت ایجاد کنی که در مسیر زندگی با همسرت بهشون احتیاج داری. یعنی آستانه تحریک پذیری احساسی و جنسیت رو بالاتر ببری.

    اینکه چطور باید این قابلیت ها رو ایجاد کنی رو نمیدونم. اما میدونم که امکان پذیر هست، چون خودم چنین توانایی ای دارم که قابلیت ها و آستانه های احساسی و فکریم رو ارتقا بدم.

    موفق باشی.

    - - - Updated - - -

    یه نکته هم اینکه همسر شما با وجود اینکه شخص فهیم و روشنفکری هستن، اما در این مورد دارن سنتی زندگی میکنن. یعنی دقیقا طبق اون سنتی که درش پرورش پیدا کردن. و دقیقا طبق چیزیکه دلشون میخواد. اینجا نیاز به همراهی همسرش داره که بتونه این موضوع رو درک و بررسی مجدد کنه. این میشه یه زندگی پویا که هر دو نفر رو به سمت تعالی میبره.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  12. 3 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 17 مهر 92), she (چهارشنبه 17 مهر 92), ویدا@ (شنبه 20 مهر 92)

  13. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها

    در مجموع اتفاقی که در مورد این پسر افتاده و اثری که روت گذاشته، میتونه باعث بشه قابلیت هایی رو در خودت ایجاد کنی که در مسیر زندگی با همسرت بهشون احتیاج داری. یعنی آستانه تحریک پذیری احساسی و جنسیت رو بالاتر ببری.
    این جمله ات رو و نگاهت رو دوست داشتم کلن!

  14. 2 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    میشل (چهارشنبه 17 مهر 92), شیدا. (چهارشنبه 17 مهر 92)

  15. #40
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    اون دو روز متوالی مسافرت را با کی رفتی؟
    چطور شد؟

    با شلوار زیر زانو چطوری شنا می کنید؟


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.