یکی ازاندیشمندان میگه:قدیسی که درمعبد زندگی میکنه تصاویر دختران وزنان زیبامیادبه ذهنش و هرزه ای که درخیابون زندگی میکنه تصویرمعبدو قداست بودن(اینو با دستکاری خودم گفتم چون عین جمله یادم نیست)دلیلش اینه که قدیس به خاطرمحدودیت برخودش_الان کاری باجامعه وآزادومحدود بودنش ندارم_تمایل ونیازبیشتربه عکس آن دارد وهرزه وگناهکاربه خاطرآلودگی ومنع قداست ازخودش تمایل به عکس آن پیدامیکند.این جمله به من اثبات شد یه زمانی به شدت خودمو منع میکردم که هیچ تصویری ازجنس مخالف به ذهنم نیاد واوناروکمترببینم اگه کاری داشتم ویه دختربزک کرده پشت میز نشسته بود به خاطراین منع قبلی بعدش همش تصویرش میومدبه ذهنم.تنهاراه رو در آزادکردن ذهن دیدم یعنی همین که من قصد گناه ندارم کافیه واینکه خودمو درشرایط گناه قرارندهم.این تجربه باعث شد برام معمولی بشه.بنابراین من فکرمیکنم این نگرانی برای شما مسأله سازشده.ولی نگاه دوم وخیره شدن بی دلیل میتونه آسیب زاباشه.نگاه خیره به دیگران سوای جنسی بودن یاغیرجنسی بودنش تجاوزبه حریم خصوصیه اوناست ونامتناسب هست مگراینکه کسی اون موقع حواسش جای دیگه باشه ومتوجه نباشه به کجا نگاه میکنه
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)