افکار ما
وقتی یه موقعیت بحرانی اتفاق میفته
در ما تولید فکر میکنه
این فکر / افکار احساسات ما رو تحت تاثیر قرار میده
بر اساس این احساسات رفتاری از ما سر می زنه
می خوام قدری راجع به این افکار صحبت کنم. مثلا:
تنها تو خونه نشستید ، صدای پنجره میاد ، فکر می کنید دزد اومده ، می ترسید ، می رید آشپزخونه و یه چاقوی بزرگ دستتون می گیرید
موقعیت --- فکر ---- احساس ---- رفتار
تنها تو خونه نشستید ، صدای پنجره میاد ، فکر می کنید باد میاد ، حس کنجکاوی ، می رید پنجره رو چک می کنید.
چاقو بدست گرفتن و یا چک کردن پنجره (رفتار ها) منشاش همان فکر تولید شده بوده.
حالا در زندگی مشترک ،
در یه موقعیت قرار گرفتید (مثلا همسرتون براتون یه هدیه خریده ، یه موقعیت خوب خوب) ----- افکار خودآیند منفی به سراغتون میاد (مقصر بوده ، میخواد منت کشی کنه) ----- مواجه با احساس میشید ، مثلا حس تنفر ------ رفتار سر زده ، اخم ، قهر
ما باید راهی برای رسیدن به این فکر ها بیابیم ، باید شواهد رو بررسی کنیم. تا برسیم به "واقعیت"
اگر فکر منفی رو مساوی با "واقعیت" بگیریم نتیجه اش میشه .... رفتار منفی
این مواردی که گفته شد به معنای "خوش بینی" نیست اگر چه مرتبط هست ، این بمعنی "مثبت اندیشی " و " خوش خیالی" نیست .
بمعنای دیدن "واقعیات" است. باید منشا این فکرها را جستجو کرد ، و افکار را بر اساس واقعیات تنظیم کرد.
و برای دیدن واقعیات نباید ، ذهن خوانی کرد ، نباید تعمیم افراطی کرد، .... تاپیک های خطاهای شناختی را ببینید.
«خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
تو ای والاترین مهمان دنیایم،
بدان آغوش من باز است،
شروع کن، یک قدم با تو،
تمام گامهای مانده اش با من…»
علاقه مندی ها (Bookmarks)