سلام دوست من
ممنونم شما لطف داری من صرفاً دارم حرفای شما را دسته بندی می کنم و به خودت بر می گردونم و این تو هستی که باهوشی و داری با کشف این ربطهای احتمالی راه را برای خودت و زندگیت روشن می کنی. وای من عاشق این یه تیکه نوشتت شدم : " گاهی اوقات به خاطر داشتن همسرم هزاران بار خدا رو شکر میکنم ولی خوب خیلی اوقات هم میخوام از وسط نصفش کنم". کلی خندیدم دستت درد نکنه، آخه واقعاً همینطوره به نظرم فقط تفاوت سر دو تا قید توی این جمله هست که توی زندگی هر کسی این مسئله پررنگتر یا کمرنگتره " گاهی اوقات به خاطر داشتن همسرم هزاران بار خدا رو شکر میکنم ولی خوب خیلی اوقات هم میخوام از وسط نصفش کنم". می تونی طوری زندگی کنی که جای این دو تا با هم عوض بشه؟ یعنی " خیلی اوقات به خاطر داشتن همسرم هزاران بار خدا رو شکر میکنم ولی خوب گاهی اوقات هم میخوام از وسط نصفش کنم".
خیلی خوشحال شدم که تو تونستی این حلقه پنهان را کشف کنی چون کلید موفقیتت در این مسئله همین آگاهی پیدا کردن هست. یعنی اینکه بدونی این احساس تو ناشی از کوتاهی کردنت در حق بچه ها در زمان حال نیست الزاماً و به میزان زیادی تحت تأثیر تجارب بچگی خودت می تونه باشه. شما برادر هم داری؟ رفتار خانواده با برادرت و فاصله سنی شما با هم چقدر بود؟
عزیزم می دونی mmba کوچولو هنوز همراهته و هنوز هم داره مورد بی مهری و بی توجهی قرار می گیره؟! اون دختر کوچولوی درونت هیچ جا نرفته ها، اون هنوز هم تنها هست و مظلوم واقع شده چون اینبار تو اینقدر سرت شلوغه که بهش توجه نمی کنی، دوستش نداری، بهش نمیرسی، موهاشو نوازش نمی کنی. برو جلوی آینه یه نگاهی به عمق چشمات بنداز حتماً می بینیش. سعی کن خودتو دوست داشته باشی و به خودت توجه و محبت کنی. تو یه مادری و یه همسر و یه زن، منبع محبت و انرژی مثبتی به اندازه کافی محبت واسه بچه ها و شوهرت هست یه کم از اون محبت را صرف خودت کن، در حق اون دختر کوچولوی درونتم مادری کن![]()
خوشحالم که خوشحالی بچه ها تو رو مامان کردن. خودت چی بچه بودی مورد خشونت یا سوء استفاده قرار نگرفتی؟
آیا خواب خاصی هست که به صورت تکراری ببینی؟ مثلاً هفته گذشته یا قبلاً؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)