ممنونم دوستان. اما خیلی داغون تر از این حرفام. هیچ انگیزه ای هم برای اصلاح امور ندارم از چند ماه پیش به این ور خیلی سعی کردم همه چی در ارامش باشه و محبتم رو بهش زیاد کردم اما الان که میبینم هیچ فایده ای نداشته حالم بد میشه. بهش هم گفتم دیگه هیچ محبتی بهش ندارم. صرفا وجود این بچه است که ما رو به هم ربط داده . کاش منم خیانت میکردم کاش منم با کسی بودم دلم انقدر نمیسوخت. آخه من به کی حرف دلم رو بگم؟به کدوم دادگاه پناه ببرم ؟ کاش خدا مرگ من رو زودتر میرسوند نمیدونید چقدر سخته. بارداری به اندازه کافی اذیت میکنه آدم رو. اونایی که مادر شدن می فهمن چی میگم. اضافه وزن درد کمر مشکلات داخلی همه و همه در حالت عادیش آدم رو اذیت میکنه حالا روحت هم به بازی گرفته بشه. حالا فکر کنید بچه چنین آدمی رو تو دلتون دارید . به همه کس و همه چیز ناله نمیکنید. به کجا چنگ بزنم به کجا پناه ببرم .خسته و درمونده ام. اشکام امانم نمیده. این بچه چه گناهی داشت ؟ چرا پس دوسال که داشتیم اقدام میکردیم مخالفت نکرد. چرا انقدر دروغ میگه.
فقط دارم دردل میکنم. قط دارم اشک میریزم. به خدای محمد قسم به خدای علی قسم بریدم. خسته ام از این همه بی وفایی خسته ام از این همه تحقیر. زن که باشی مادر که بشی چقدر باید تحمل داشته باشی چقدر باید بکشی؟تا کجا باید بکشی که بگن بسه دیگه. این بسشه. یکی که پیش خدا اعتبار داره به خدا بگه این بسشه. به خدا قسم کم آوردم به جد پسرم قسم بریدم. تاوان دل شکسته من رو کی میده؟ کی میده؟ من واگذارش کردم به خدا. به خدا. دیگه امید دیگه ای برام نمونده. تو سخت ترین شرایط زندگیم بدترین اتفاقا افتاد. نمیگم چرا من؟ حتما صلاح و حکمتش بوده. یه ماه دیگه پسرم به دنیا میاد و من تمام دلخوشیم رو محبتم رو بهش میدم. اما دیگه شوهر همسر برام معنی نداره که بخوام برای این زندگی تلاشی کنم.
اقایونی که اینجا رو میخونید قسمتون میدم به فاطمه زهرا اگه همسر بارداری دارید نذارید آب تو دلش تکون بخوره . اون بهانه میگیره. اون لوس میکنه خودش رو اون همه بدنش بهم ریخته است اون اعتماد به نفس میخواد ازتون. تورو به خدا قسم مراعاتشو بکنید . توروخدا انقدر دل خانماتون رو خون نکنید. توکلم فقط به خداست و بس








علاقه مندی ها (Bookmarks)