می دانم این بحث هم برای خود من و برای همه همه دوستان تمام شده است.
اما خواستم نکته ای را برایتان بازگو کنم.
همان طور که گفتم اتاقمان از هم جدا شده است. اما هنوز مدتی باید طول بکشد تا بتوانم خودم را از او جدا کنم.
الان احساس می کنم بهتر است از فاز بهت و حیرت خارج شده و دست به اقدامی عملی بزنم
می دانید الان که ساعت دارد به 2 نیمه شب نزدیک می شود کجا هستم؟ شاید باورتان نشود الان در اداره و پشت میز کارم نشسته ام و در سکوت آرامشبخش و عجیب نیمه شب مشغول انجام کارهای عقب افتاده خود هستم.
احتمال خیلی زیاد ظرف دو هفته آینده قرار است برایمان بازرس بیاید. این قدر کار دارم که نمی توانم کدامشان را به سرانجام برسانم. قرار است در این بازرسی به واحدهای مختلف سازمان نمره داده شود. نمره آن خانم در بازرسی موشکفانه قبلی 95 از 100 شده بود!!!! مطمئنم نمی توانم نمره ای را که او گرفت بگیرم. او همچنان که بازرسین در گزارش خود نوشته بودند پدیده ای ویژه است و من انسانی معمولی با هوش و استعداد و توانی متوسط و معمولی. اما هدفم آن است که امتیازم خیلی پایین نشود. اگر 90 هم بگیرم برایم کافی است. (مطمئنم که لو رفته ام و آن خانم اگر به این سایت مراجعه کند حتما مرا خواهد شناخت) در این صورت می توانم اگر بخواهم با خیال راحت حتی کارم را هم عوض کنم. در این صورت رییس و سایر کارمندان و حتی مافوق های مرکز نخواهند توانست گفت آن خانم توانست و این آقا نتوانست و کمرش زیر بار کار شکست و فرار کرد.
همسر عزیز تر از جانم الان در خانه خوابیده است. من هم خیلی خسته ام و الان به منزل رفته و به او ملحق می شوم.
برایم دعا کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)