باشه.منم نمیخوام جای تاپیک ایشونو تنگ کنم.
امیدوارم شما وبقیه بهره ببرید.
من نخواستم کسی واسه من کاری کنه چون هیچکسجز خدا نمیتونه.
خودم ننشستم یه جا بگم هیچ کار نمیکنم اما از خدا طلب دارم.
از وقتی خودمو اشتباهاتمو شناختم دارم با نفسم مبارزه میکنم.
بارها قرآن خوندم ووقتی به این جمله میرسمکه خدا همه چیز را جفت آفریده ناخودآگاه اشکم سرازیر میشه.
تا کی میتونم خودمو زیر تمام اعتقاداتم حبس کنم وکار اشتباهی انجام ندم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا کی به هرکی کوچیکتر از منه نگاه کنم که بچش تو بغلمه وحسرت بخورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از خوبی کردن خسته نیستم چون اگر خوبی نکنم مردم.
اما ............
بهتره بیخود وقت کسی گرفته نشه وشما به مقاله بچسبید شاید چیزی ازش یاد گرفتید که به دردتون بخوره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)