من هم مجرد هستم. اما خانواده داشتن را به معنی ( ازدواج ) نمی دانم. من ( مجرد ) هستم اما ( خانواده دارم ). من مجرد بودن را به معنی زندگی تنها و تنها بودن در یک خانه نمی دانم. خوب من پدر و مادر دارم و با هم یک ( خانواده ) هستیم. برای همین حس تنهایی ندارم و خوشبختانه مشکلاتی که می گویند مجردها دارند من ندارم.
( زندگی مجردی ) هم ندارم. کاملا به خانواده ام مقید هستم. پس مجرد بودن وقتی مشکل زا است که از قالب خانواده بیرون بیایی.
اما اگر کسی خدای نکرده پدر یا مادر نداشت باید چه کند؟ چنین کسی باید اولا با خواهر و برادرش رابطه محکمی داشته باشد و حتی اگر می تواند در همسایگی یا حداقل نزدیک آنها باشد. درست است که همسر خواهر یا برادر دوست ندارند او قاطی زندگی شود اما هیچ کس از یک رابطه معقول و بدون دخالت ، جلوگیری نمی کند. حتی اگر کمی سیاست داشته باشد می تواند حمایت همسر خواهر یا برادر را هم به دست آورد.
دومین کاری که چنین کسی باید بکند این است که خیلی مطابق با هنجارها رفتار کند و کاری نکند که کسی به او شک کند. مثلا یک دختر مجرد که تنها در خانه ای زندگی می کند باید بیشتر از دختران معمولی در روابطش با مردان همسایه دقت کند. به هر حال چنین کسی باید بیشتر از افراد معمولی در روابط ، مسایل امنیتی ، سلامت و... محتاط باشند و امکان ریسکشان بسیار کمتر است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)