به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 73
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 بهمن 94 [ 13:54]
    تاریخ عضویت
    1392-4-01
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    85

    تشکرشده 129 در 66 پست

    Rep Power
    27
    Array
    حرف ازفراموش کردن راحته درعمل سخته نمیشه فردی روکه تمام ایندت روبااون میدیدی برنامه ریخته بودی چیکارمیکنم چیکارنمیکنم همه فکروذکرت شده بود براحتی فراموش کنی
    فکرمیکردم هیچ کس روبااون مقایسه نمیکنم الان فکراینکه کنارم نباشه عذابم میده ایندم روبااون تصورکرده وساخته بودم چطوربه فکرخواستگارجدیدباشم درحالیکه دلم پیش اونه هرلحظه هرجادرهرحال به فکرشم

    - - - Updated - - -

    درسته نبودنش ،بی خبرگذاشتنش ذره ذره ابم میکنه همه فهمیدن یه چیزیم شده
    غرورم رونمیشکنم وزنگ نمیزنم

  2. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    خانم متين به نظر من مشكل شما الان اينه كه مدام ميخواي ازش خبر داشته باشي و بهت توجه كنه و اونم اين كار رو انجام نميده
    علائمش واضحه
    يا ميخواد جلب توجه كنه و از اذيت شدن شما لذت ميبره
    يا پشيمونشده و از ا ين طريق ميخواد جدا بشه كه
    هر دو روش خيلي غير انسانيه و بهتره رك و راست حرفشو بزنه
    اگر مشكل تلفن داري و زجر ميكشي
    بهتره بهت بگم معتادش شدي
    من تجربه شو دارم اصلا از دستش خون گريه مي كردم
    جدي ميگم
    مال من روش دوم بود
    والان كه چند بار تو خيابون ديدمش حالم ازش بهم خورده الان كه ميگم زجر ميكشم كه راجبش حرف ميزنم بس كه بي ارزش بود و قدرمو ندونست
    خدايا شكرت كه اونو قسمتم نكردي . خدايا شكرت كه حواست بهم بود. منو تنها نذاشتي . دعاهايي كه كردمو از رو حكمت قبول نكردي.
    شككككككككككككككككككككككر
    بعدش تو كه مادرت ميدونه رك و راست بهش بگو و مثلا برا يك هفته گوشيت رو خاموش كن وو بده دستش. بگو تحت هيچ شرايطي بهم نده اونو. حت اگه واقعا بهش احتياج داشتي.
    برات مهم نباشه كه زنگ بزنه
    ميزنه
    خوبشم ميزنه
    بزار دو روز ازت بي خبر باشه بشه سه روز بشه 4 روز
    بالاخره برا فضولي هم كه شده ميزنه
    اصلا نزد
    به درك به جهنم
    بره بميره
    بعد يه هفته گوشيت رو پس بگير. باور كن. ميشي يه آدم ديگه. اون موقع كلا عوض شدي. فقط يه زخم برات باقي ميمونه..و ديگه نمي خوايش.اون يه هفته هم اصلا خونه نباش. مثلا برو خونه خواهرت. برو دانشگاه. برو هر جايي كه به فكرش نباشي. صبح تا ظهر برو بازار بعد برگرد بخواب بعد دوباره برو پارك. من ميرفتم كتابخونه .حالا كه شاغلي صبح تا ظهر سركاري . بعدشم خودتو سرگرم كن.به موبايلتم كاري نداشته باش فك كن نداري
    بره پيش اون كسي كه لايقشه
    فك كردي اينططور آدما رو ح و روان سالمي دارن ؟
    مثالش رو تو اجتماع و اطرافم ديدم
    به خدا رواني ان. خود شيفته ان.و مشكل اعصاب دارن مشكل خانوادگي دارن.
    اين تجربه من
    زن شوهردار
    عاشق همسر. خونه و زندگيشه.
    هيچ كس برا آدم خونوادش و بعد ازدواج همسرش نميشه.
    بزار ازدواج كني. خودت ميفهمي. فقط دعا كن مرد خوبي نصيبت بشه. قلبت پاكه .نجيبي. خدا خودش كمكت ميكنه .مثل الان كه حواسش بهت هست

    - - - Updated - - -

    اين روزام ميگذره و كم كم به آرامش ميرسي
    توكل كن به خدا
    خواهر گلم به توصيه هام عمل كن. خدا تنهات نميزاره

  3. 3 کاربر از پست مفید paria_22 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (چهارشنبه 03 مهر 92), unknown girl (چهارشنبه 03 مهر 92), yasi_20 (پنجشنبه 04 مهر 92)

  4. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 بهمن 94 [ 13:54]
    تاریخ عضویت
    1392-4-01
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    85

    تشکرشده 129 در 66 پست

    Rep Power
    27
    Array
    اخه ازاین لجم میگیره همش میگفت ادم بایداجتماعی باشه من اجتماعیم ادم مهمیم
    اخه ادم اجتماعی بدون اینکه چیزی بگه تصمیم میگیره وگوشی روخاموش میکنه
    ادمی که فهم وشعورداره همچین رفتاری داره
    ادمی که خودش روعقل کل میدونه درحالیکه درعمل هیچ کدوم نیست بی خبرمیره
    یه باربهم گفته بود همچین کارهایی میکنم ومن هم یه باربهش گفتم منتظرم تااین روزبرسه وبعدش یه دعوای مفصل دستت دردنکنه و...فکر کردی من همچین ادمیم
    اخه فکرنمیخواست عمل نشون میده
    خداجوابشون روبده هم خودشون هم خانوادشون که بااحساسات دختربیچاره بازی میکنند مامانش زنگ میزدمیگفت دخترم چطوری به خانواده سلام برسون بگومیایم عجله نکن
    خودش هم دخترداره خداجوابش روبده

  5. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    ببین عزیزم هیچیکی نمیگه فراموش کردن سخت نیست! همه دارن میگن منم میگم سخته خیلی هم سخته!
    ببین اون اقا تعهدی به شما داشت؟ خوب نداشت حتی خواستگاری رسمی هم نیومده بود! اومده بود؟
    پس بدون برای شما اینقدر هم ارزش قائل نبوده که رسما یک بار اقدام کنه!چون قصد و نیتش چیز دیگه ای بوده!
    اخه دست شما رو بگیره راه بیفته تو اداره و پیش دوست اشنا بگه این نامزدمه همین کافی بود؟! یه بار شک نکردی این دیگه چجور نامزدی؟اینو میگن نامردی!!!
    اخه کسی که یک بار خانه شما نیومده چجور بهش اعتماد کردین؟
    اونایی که چند سال زیر یک سقف زندگی میکنن بعد جدا میشن چجوری میتونن فراموش کنن؟
    دوباره میرن ازدواج میکنن خیلی خوش و خرم به زندگیشون ادامه میدن.
    بلاخره این اتفاق هم تو زندگی شما اتفاق افتاده کاریش هم نمیتونی بکنی فقط این میشه یک تجربه و درس عبرت که به هر کسی و ناکسی دل نبندی و سلام هر بی سرو پایی رو علیک نگی!
    الان شما هم به جز یه وعده تو خالی از طرف این اقا که قصدش فقط سرگرمی بوده هیچ تعهدی به هم ندارین چیز خاصی هم بینتون نبود
    هر چی بوده هم تا اینجا همش از طرف خودت بوده هر تلاشی بوده هر ابراز علاقه و احساساتی بوده از طرف شما بوده اخه به نظرتون این رابطه یک طرفه میتونست سرانجام خوبی داشته باشه!
    پاشو یه تکونی به خودت بده و واسه اینده و زندگی بهتر برنامه ریزی کن اخه هنوز که سنی هم ندارین که اینقدر خودت ببازی!
    از این اتفاقا واسه همه دختر پسرها پیش اومده فقط تو نیستی اولیش نیستی اخریش هم نیستی!

  6. 2 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    m_eros (چهارشنبه 03 مهر 92), unknown girl (چهارشنبه 03 مهر 92)

  7. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 بهمن 94 [ 13:54]
    تاریخ عضویت
    1392-4-01
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    85

    تشکرشده 129 در 66 پست

    Rep Power
    27
    Array
    ابی بیکران ابرازعلاقه ازطرف من نبود حدودیه سال من اصلاعلاقه ای به ایشون نداشتم کم کم خودشون باحرفهایی که زدند دلم رابه دست اوردند ووابستم کردند بعدمن ابرازعلاقه کردم اون هم چندباربه تعدادانگشتهای دست نه بیشتر.
    ازاین که بازیچه شدم ناراحتم ازاینکه غرورم رابه پای این فردگذاشتم ناراحتم
    الان من رااحمق فرض میکنه دق میکنم درحالیکه نمیدونه اعتمادبیش ازحدداشتم احمق نبودم
    ازاینکه من راساده فرض کردوبازیچه شدم میسوزم ساده بودم تجربه ای هم نداشتم اینهاداغونم میکنه

  8. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط matinalone نمایش پست ها
    ابی بیکران ابرازعلاقه ازطرف من نبود حدودیه سال من اصلاعلاقه ای به ایشون نداشتم کم کم خودشون باحرفهایی که زدند دلم رابه دست اوردند ووابستم کردند بعدمن ابرازعلاقه کردم اون هم چندباربه تعدادانگشتهای دست نه بیشتر.بله خوب این شگردشون برای وابسته کردن شما بوده اول خودشو عاشق
    دلبسته شما نشون میده همون که مطمئن شد به مقصدش رسیده ایندفعه شرو کرده به بی محلی و بی اعتنایی
    اون خوب شما رو شناخت میدونست که وابستگس پیدا کردی به همین راحتی ول کنش نیستی و اون هم از این توجه تو لذت میبرده
    چون میدیده هر بهت بی اعتنایی کنه تو بیشتر جذبش میشی! کلا این ادم مریض بوده!

    ازاین که بازیچه شدم ناراحتم ازاینکه غرورم رابه پای این فردگذاشتم ناراحتم درسته اشتباه کردی ولی تو هم یه ادمی اونم یه دختر پر از احساس وساده و معصوم که گول خوردی .....ولی جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته! اصلا خودتو سرزنش نکن به نظرم اون ادم لیاقتشو نداشته به خودت بقبولون که این وسط اون بوده که ضرر کرده
    چون دختر پاک و مهربونی مثل تو رو از دست داده ودیگه شانسی نباید داشته باشه تو زندگی کسی مثل تو سر راهش قرار بگیره!

    مطمئن باش مطمئن!!!!!!!! باش...... حتما یه روزی حسرت اینو میخوره که چرا تو رو راحت از دست داده و جواب این دلشکستنش رو هم حتما میبینه شک نکن!
    الان من رااحمق فرض میکنه دق میکنم درحالیکه نمیدونه اعتمادبیش ازحدداشتم احمق نبودم . همون که تو مقاومت کنی و به هیچ عنوان دیگه طرفش نری و شمارتو عوض کنی وبه زندگیت برسی خودش متوجه میشه که احمق اون بوده نه تو!!! چون تو راحت گذاشتیش کنار...اون خودش میدونه که تو نیتت خیر بوده ...خودش بوده که نامردی کرده!!!

    ازاینکه من راساده فرض کردوبازیچه شدم میسوزم ساده بودم تجربه ای هم نداشتم اینهاداغونم میکنه
    گفتم دیگه سرزنش نکن خودتو عزیزم همه همچین تجربه های حالا با شدت بیشتر یا کمتر داشتن ....
    از این به عنوان یه فرصت استفاده کن!!!
    شاید خدا خواست تو همچین رابطه ای قرار بگیری تا بتونی در اینده بیشتر از خودت مواظبت کنی این یه تجربه خیلی خوب بوده برات هر چند اذیت شدی ولی الان دیگه راحت میتونی و میدونی در مواجهه با همچین افرادی تو زندگیت باید چجور بر خوردی داشته باشی!!!

    دیگه متین بی تجربه و ساده قبل نیستی!!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط matinalone نمایش پست ها
    ابی بیکران ابرازعلاقه ازطرف من نبود حدودیه سال من اصلاعلاقه ای به ایشون نداشتم کم کم خودشون باحرفهایی که زدند دلم رابه دست اوردند ووابستم کردند بعدمن ابرازعلاقه کردم اون هم چندباربه تعدادانگشتهای دست نه بیشتر.بله خوب این شگردشون برای وابسته کردن شما بوده اول خودشو عاشق
    دلبسته شما نشون میده همون که مطمئن شد به مقصدش رسیده ایندفعه شرو کرده به بی محلی و بی اعتنایی
    اون خوب شما رو شناخت میدونست که وابستگس پیدا کردی به همین راحتی ول کنش نیستی و اون هم از این توجه تو لذت میبرده
    چون میدیده هر بهت بی اعتنایی کنه تو بیشتر جذبش میشی! کلا این ادم مریض بوده!

    ازاین که بازیچه شدم ناراحتم ازاینکه غرورم رابه پای این فردگذاشتم ناراحتم درسته اشتباه کردی ولی تو هم یه ادمی اونم یه دختر پر از احساس وساده و معصوم که گول خوردی .....ولی جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته! اصلا خودتو سرزنش نکن به نظرم اون ادم لیاقتشو نداشته به خودت بقبولون که این وسط اون بوده که ضرر کرده
    چون دختر پاک و مهربونی مثل تو رو از دست داده ودیگه شانسی نباید داشته باشه تو زندگی کسی مثل تو سر راهش قرار بگیره!

    مطمئن باش مطمئن!!!!!!!! باش...... حتما یه روزی حسرت اینو میخوره که چرا تو رو راحت از دست داده و جواب این دلشکستنش رو هم حتما میبینه شک نکن!
    الان من رااحمق فرض میکنه دق میکنم درحالیکه نمیدونه اعتمادبیش ازحدداشتم احمق نبودم . همون که تو مقاومت کنی و به هیچ عنوان دیگه طرفش نری و شمارتو عوض کنی وبه زندگیت برسی خودش متوجه میشه که احمق اون بوده نه تو!!! چون تو راحت گذاشتیش کنار...اون خودش میدونه که تو نیتت خیر بوده ...خودش بوده که نامردی کرده!!!

    ازاینکه من راساده فرض کردوبازیچه شدم میسوزم ساده بودم تجربه ای هم نداشتم اینهاداغونم میکنه
    گفتم دیگه سرزنش نکن خودتو عزیزم همه همچین تجربه های حالا با شدت بیشتر یا کمتر داشتن ....
    از این به عنوان یه فرصت استفاده کن!!!
    شاید خدا خواست تو همچین رابطه ای قرار بگیری تا بتونی در اینده بیشتر از خودت مواظبت کنی این یه تجربه خیلی خوب بوده برات هر چند اذیت شدی ولی الان دیگه راحت میتونی و میدونی در مواجهه با همچین افرادی تو زندگیت باید چجور بر خوردی داشته باشی!!!

    دیگه متین بی تجربه و ساده قبل نیستی!!

  9. کاربر روبرو از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده است .

    matinalone (چهارشنبه 03 مهر 92)

  10. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 بهمن 94 [ 13:54]
    تاریخ عضویت
    1392-4-01
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    85

    تشکرشده 129 در 66 پست

    Rep Power
    27
    Array
    نمی‌دانم دلم تنگ است

    دلم در آرزوی یک نگاه پاک وبی رنگ است





    نمیدانم گناهم چیست

    ازاین تشویش می‌لرزم

    خداوندا درونم کیست

    چرا یک لحظه آرامش فراهم نیست

    چرا شادی وغم همسنگ گردیده





    خداوندا

    کجا ماها خطا کردیم

    کجا برخود جفا کردیم

    نمی دانم نمی‌دانم

    وازین تشویش چون دریای نا آرام

    به خود می پیچم وبر خویش می‌غُرم

    تباه گشته چرا عمرم .....

  11. 2 کاربر از پست مفید matinalone تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (یکشنبه 07 مهر 92), roze sepid (چهارشنبه 03 مهر 92)

  12. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 مهر 92 [ 17:15]
    تاریخ عضویت
    1388-8-12
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    5,458
    سطح
    47
    Points: 5,458, Level: 47
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    509

    تشکرشده 478 در 87 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    این نکات منفی رابطه شماست:
    1-نخریدن شارژ توسط اون اقا
    2-کم توجهی به شما
    3- نیامدن به خواستگاری و نگه داشتن شما میان زمین و هوا
    4- بازیچه کردن شما ،که نه میاد خواستگاری نه قطع رابطه میکنه

    ==============================================
    این هم نکات مثبت:
    1- معرفی کردن شما به دیگران به عنوان نامزد
    2- انجام دادن سریع کار شما

    ==============================================
    به این نکات منفی و مثبت توجه کنید
    حال ببنید که نکات منفی بیش تر است یا نکات مثبت؟
    شما فقط به این دلیل که شما را به عنوان نامزد اعلام کرده و کار شما را سریع راه انداخته از نکات منفی(که بیش تر هم هست)چشم پوشی میکنید و به عبارتی احساساتی شدید
    به خودتان بیایید و دوباره از اول شروع به دوره کردن رابطه تان کنید
    ایا واقعا ارزش این را دارد که میان زمین و هوا معلق باشید و تکلیف خود را ندانید؟!
    شما میخواهید تا ابد منتظر خواستگاری ایشان باشید؟

    در کمال احترام: من اگر جای شما بودم در گوش مرده میزنم و میگویم:این چه وضعیه؟حق نداری به خواستگاری من بیایی!!
    [size=large]در اوج رنجها چنین بگویید:
    پروردگارا میدانم که گره از کارم باز میکنی ،
    تورا شکر میگویم[/size]


    [size=large]زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است[/size]

  13. کاربر روبرو از پست مفید مو طلایی تشکرکرده است .

    m_eros (چهارشنبه 03 مهر 92)

  14. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 بهمن 94 [ 13:54]
    تاریخ عضویت
    1392-4-01
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    85

    تشکرشده 129 در 66 پست

    Rep Power
    27
    Array
    موطلایی جان درحال حاضرایشون هستندکه رفتندوپشت سرشون روهم نگاه نکردند گوشی هم که فکرکنم خاموش باشه
    این همه وعده وعید بعدش هیچی به هیچی

  15. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 مهر 92 [ 17:15]
    تاریخ عضویت
    1388-8-12
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    5,458
    سطح
    47
    Points: 5,458, Level: 47
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    509

    تشکرشده 478 در 87 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خوب منم همینو دارم به شما میگم!
    الان فکرکنید که"شما منتظر چی هستید؟"
    فراموش نکنید که " شما دختری،شما باید ناز کنید تا او بیاید ناز شما را بکشد!!"
    نه این شما پیگیر باشید که او به شما زنگ میزد یانه !
    نه این که او به خواستگاری شما میاید یانه!
    اگر پسری دختری را واقعا دوست داشته باشد اول از همه به خواستگاری اون میاد!
    [size=large]در اوج رنجها چنین بگویید:
    پروردگارا میدانم که گره از کارم باز میکنی ،
    تورا شکر میگویم[/size]


    [size=large]زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است[/size]

  16. کاربر روبرو از پست مفید مو طلایی تشکرکرده است .

    roze sepid (چهارشنبه 03 مهر 92)


 
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيا طلاق بهترين راه حل براي من هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 79
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 مرداد 91, 16:33
  2. چطور دو نام کاربری مشابه ممکن است؟!
    توسط هستی در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 16:24
  3. من نذاشتم یا خدا نخواست؟ درد های درونم رو چطور درمان کنم؟
    توسط sarshar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 05 فروردین 91, 00:41
  4. X:X اندازه قلب شما چقدر است؟
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 17:12
  5. کمک کردن به دیگران وظیفه ی ماست؟!
    توسط چشم بارانی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آذر 89, 15:57

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.