جوانه من حرفی از اینترنت نزدم. من دقیقا کلمه ( دوستی مجازی ) را به کار بردم. و توضیح مفصلی دادم. من هم تمام کارهایم با اینترنت است. من هم از چهارده سالگی ام ( حدود یازده سال پیش ) که اینترنت تازگی داشت ، دست گروه های خاصی بود و فیلترینگ نبود این کاره بودم. من خیلی چیزها به دست آوردم اما هیچ گاه روی به ارتباط مجازی ، دوستی مجازی و آشنایی مجازی نیاوردم. الان هم اشتباه شما همین است
از دنیای مجازی ذهنت بیرون بیا و ارتباط واقعی در دنیای واقعی داشته باش. ارتباط شما از مبنا اشکال دارد. شما خودت گفتی و البته تحقیقات هم ثابت کرده است که چرا در اینترنت ارتباط برقرار می کردی.
عزیزم مبنای ارتباط برای ازدواج کاملا جدی است. کسی که می خواهد ازدواج کند مجازی این کار را نمی کند. در دنیای واقعی انسانی را می یابد ، واقعیتش را می بیند ( نه کادوها ، نه محبت ها و نه حرف شنوی هایش را ) بلکه واقعیت وجودش ، خانواده ، سنش ، تناسبش و.... .
شما اگر می خواهی ازدواج کنی بدان باید یک ارتباط جدی داشته باشی. کسی که ارتباط جدی دارد نمی گوید برایم هر کاری می کند یا خیلی محبت آمیز صحبت می کند.
بازی ذهنی که گفتم همین است. ذهنت دوست دارد به جای دنیای واقعی در دنیای مجازی باشد و اگر عنصری از دنیای مجازی را به دنیای واقعی آوردی ( مثل همین آقا ) دوست دارد او را خیلی خوب نشان دهد ، خیلی خیالهای محبت آمیز راجع به او درست کند و.... . و جلوی هر چیزی را که بخواهد کوچکترین خدشه ای به این بازی وارد کند می گیرد.
اینکه همه زندگی با اینترنت است بهانه ذهنت است همان طور که بار اول هم گفتم. از نظر منطقی هم یک ابزار هر چه قدر کامل باشد برای همه کارها کاربرد ندارد.
در دنیای واقعی زندگی کن.
شما می خواهی از یک ارتباط مجازی با توصیفاتی که گفتم و خودت هم تایید کردی ، از ارتباطی که برای پر کردن خلاء است و هدف خاصی را دنبال نمی کند ، یک رابطه متعهدانه ، هدفمند و جدی بیرون بکشی. البته ذهنت می گوید ازدواج رابطه ای محبت آمیز و رمانتیک و آرامش بخش است و اصلا نمی خواهد تو به تعهد ، به کفویت ، به هدفمندی و... فکر کنی.
ازدواج راه میانبر ندارد. ازدواج جدای از تصاویر ذهنی پررنگ و لعاب است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)