ببین دایان جان استاد راهنما اولاً که مجری طرح تحقیقاتی پایان نامه شما هست. یعنی درسته اسمش پایان نامه دانشجویی هست اما در واقع در دانشگاه به اسم ایشون ثبت میشه و به ازای راهنمایی پایان نامه شما که حالا هرچقدر سطح تحصیلاتت بالاتر باشه یک مبلغی پول به ایشون می دن و امتیاز این کار ثبت در کارنامه پژوهشی ایشون میشه و بعدم حق التالیف مقاله هم معمولاً استادا وقتی دریافتش کردن بر می گردونن به دانشجو. حتی اگر این کارای تحقیقاتی و پژوهشی یک تک تومان هم برای ایشون ارزش مالی نداشته باشه باز هم ثبت در سابقه فعالیتهای پزوهشی این ادم هست و واسه ارتقای خودش مورد استفاده قرار می گیره. ببین این روند رایج کار هستش دایان جان منی که از بیرون دارم نگاه می کنم نشانه ای از علاقه توش نمی بینم پس این تعبیر تو از رفتار این اقا بوده. چون که امتیاز محسوب میشه اگر تو جزء بچه های باهوش هم هستی خواه ناخواه بقیه استادا هم بدشون نمی امد با شما پایان نامه داشته باشن برای همین این زنگ زده و اس ام اس داده که بتونه از این فرصت استفاده کنه قبل از بقیه استادا. خوب کردی عزیزم که بروز ندادی چیزی. یه مدتی هم با کمک تخصصی سعی کن این فکرش از سرت بره بیرون. حیف تو نیست؟ حواست جمع کار خودت کن از کجا معلوم خودت فردا همکار این ادم نباشی توی جایگاه همین ادم. الان فرصت داری انتخاب کنی و به خودت فکر کنی به اینده ات به اینکه چطور قدرتمند بشی و توی رشته تحصیلی خودت شناخته شده بشی. ادم بشینه وقت مفیدش را صرف فکر کردن به چی بکنه! به عزیز یکی دیگه فکر کنه؟!! دایان جان شاید این آقا که میگی همسر یکی همجنس من و خودته عزیزم ما زنها باید پشت هم باشیم همین که می دونیم یکی هم جنس ما یه جایی چشم به راه مردش هست چشم به راه پدر بچه اش هست به نظر من کافی هست برای چشم پوشی از بعضی افکار. ما زنها هممون با هم خواهریم باید با هم مهربون باشیم که من مطمئنم تو هم فهمیده هستی هم مهربان. برات ارزو می کنم یه روزی خودت در جایگاه اجتماعی اون ادم قرار بگیری و مثل اون نباشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)