تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
ammin (جمعه 08 شهریور 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 07 شهریور 92)
تشکرشده 5,967 در 1,568 پست
نیلا جون اینم لینکش (در مورد خویشتنداریت) http://www.hamdardi.net/thread29852-6.html راستش مطمئنی آخر کل کلی؟ توی پست قبلی که با خودت داشتی کل کل می کردی؟ عیب نداره تازه شدی مثل خودم. یک مدت باید بریم پیش پیشکسوتهای کل کل، کل کل کردن یاد بگیریم. چقدر کل کل شد تو هم.![]()
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
ammin (جمعه 08 شهریور 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 07 شهریور 92)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
سلاملکم
راستش از وقتی خانوم بی دل تشریف بردن قهر، ما هی میخواستیم بیایم عریضه بنویسم و آسیب شناسی کنیم منتها وقت نمیشد.
از اونجایی که هر وقت کار واجبی داری (شایدم "دارم" چون ممکنه این اصل فقط در مورد اینجانب باشه) ، سراغ کارات نمیری و درست در همون لحظه که کار واجبی مثل ذرت روی آتیش جلوی چشمت داره بالا پایین میپره، همه ی کارای عقب افتاده رو دوس داری به پایان برسونی (و دقیقا در همون حین، اون ذرت رو تبدیل کنی به یه کار عقب افتاده ی جدید در آینده(شایدم دیگه بسوزه رو آتیش!))، بنده در این شب میمون که فردا صبح امتحان دارم، و درس هم نخوندم، به سرم زد عریضه ی آسیب شناسی خودم رو اینجا بنگارم!
القصه،
خانم بی دل جان (که لابد هر روز به تالار سری میزنند برای ارزیابی درجه معرفت دوستان اسبق، پس سلام عرض میکنم خدمتشون!) از آن نور چشمی های روزگار بود که فرت و فورت تشویقی میگرفتند از مقامات بالا. و از چپ و راست اعتراض و ناله و فغان که چرا بی دل!
توجه شما رو جلب میکنم به پاره ای از مکالمات معترضان با نامبرده:
گفتند:
و گفتند:
اینجوری میشود که نور چشمی مقامات بالا، غصه دار میشود اگر بابت سلامش، کفی، دستی، سوتی نبیند و یاکریم هایش بُق میکنند و خودش هم میرود در افق محو میشود! (مثل بی دل)
تعبیر و تفسیر هایی بدست ما رسیده که چشمان شور، عاقبت دامن بی دل را گرفت و رابطه میان ایشان و مقامات بالا را شکر آب کرد!
که ما همه انها را تکذیب میکنیم و میگوییم ایراد از چشمان ما نبوده و در ضمن چشم خودتان شور است.
بررسی های بیش از حد ما نشان داد که بیدل عزیز دل، از این روزگار خسته بود و به خاطر همین از همدردی پر کشیدند تا استراحت بفرمایند.
به محض رفع خستگی چشم به راه تولد دوباره ایشان هستیم.
خلاصه برادر عزیز، خواهر عزیز، انقدر تبغیض نذارید.
برادر عزیز، خواهر عزیز، انقدر به تبعیض هایی که جهت مثبتی به سمت شما دارد دل نبندید.
هیچ کس از تبعیض خیری ندیده. نه جهت مثبت بُردار تبعیض، نه جهت منفی بُردار تبعیض.
----------------------
پای نبشت:
بنده اکثر پست های بی دل را قبل از ویرایش دیده بودم.
چند جایی به ایشان حق میدهم.
متن بالا هم که مشخص بود مزاح هست.
امیدوارم زودتر بیای بی دل جان.
جا در تالار خالی است...
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
ammin (شنبه 30 شهریور 92), asemani (جمعه 15 شهریور 92), deljoo_deltang (جمعه 15 شهریور 92), فکور (شنبه 30 شهریور 92), ویدا@ (شنبه 16 شهریور 92), میشل (چهارشنبه 11 دی 92), بهار.زندگی (جمعه 15 شهریور 92)
تشکرشده 5,967 در 1,568 پست
دختر مهربون نگران دختر بابا نباش. فعلا به فکر این غیر سوگولی ها باشیم. امتحانت پاس میشه؟
- - - Updated - - -
راستی یه مدت بود توی تالار مد شده بود تاپیکها توی مایه های خیانت و این حرفها بود الانم مد شده در مورد خدا تاپیک زیاد شده. میشه یکی به من بگه این مشاهدات ربطی به مد توی ایران و سریالهایی که ایرانی ها میبینن داره؟
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
ammin (شنبه 30 شهریور 92), asemani (جمعه 15 شهریور 92), فرهنگ 27 (جمعه 15 شهریور 92), دختر مهربون (شنبه 16 شهریور 92)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
امتحان خیلی مهمی نبود.
ولی در هر حال نخونده رفتم!
برگه ها به خودمون تحویل داده شد
الانم احتمالا دارم کارای دقیقه نودی برای روز مبادا جور میکنم!
نمیدونم این اخلاق مزخرف از کی به من به ارث رسیده!
جهش ژنتیکی باشه لابد. آخه هیچ کس در نسل ما در حد من (در عین خونسرد بودن) دقیقه نودی نیست
دلجو جان شما یه تاپیکی داشتی باحال بود. تهدید جانی، تلفن مشکوک و ... داشتی که دیگه ادامه ندادی؟
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
تشکرشده 5,967 در 1,568 پست
من کی تلفن مشکوک و تهدید جانی داشتم؟ یادم نمیاد؟ منظورت اون تاپیکیه که دوست همسرم مزاحمم میشد؟ نه دیگه در حد تهدید حانی نبود. در جد مزاحمت های ناموسی بود.دختر مهربون امیدوارم حافظه ات توی دنیای حقیقی بهتر باشه. دختر خوب نیست در این حد حافظه داشته باشه. راستی من می خوام تاپیک شوخی با همدردیم رو به زودی به روز کنم البته اول باید برم یک کامپیوتر گیر بیارم که بشه تنظیمات رو روش پیاده کرد و اینطور نباشه که هیچ فاصله ای بین سطرها نباشه و نشه توش رنگی متن نوشت. من هنوزم نفهمیدم مشکل چیه. حضور شما رو هم در اون تاپیک گرامی می دارم البته اگر افتحار بدبد و پستی اونجا بگذارید.
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
ammin (شنبه 30 شهریور 92), asemani (جمعه 15 شهریور 92), مهرااد (شنبه 30 شهریور 92), دختر مهربون (شنبه 16 شهریور 92)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
نه!
من همون شوخی با همدردی رو میگفتم.
حافظه م زیاد روبراه نیست ولی خیلیم مشکل نداره. باهاش کنار میام!
فقط اسم تاپیکت یادم نمیومد! حال هم نداشتم برم از توی یوزرت نگاه کنم:p
فکر کردم از طرف مسئولین تهدید شدی که دیگه تاپیکت رو ادامه ندی![]()
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
ammin (شنبه 30 شهریور 92), deljoo_deltang (دوشنبه 01 مهر 92)
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
یعنی اگه شیشه مانیتورا نبود این خانم مهرااد چش وچال کاربرا رو با انگشت درمی آوردخانم بهار.زندگی هم که چند روزی بود داشت معجون سندرم روتبلیغ میکردوکلی سروصدا که حرف نداره من دارم ازش مصرف میکنم ولی ازموقع خوردن معجون تاحالا نیومده همدردی
خداخودش بخیرکنه.خوب شد اول روی خودش امتحانش کرد نزدیک بودمنم
![]()
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : شنبه 30 شهریور 92 در ساعت 12:48
deljoo_deltang (دوشنبه 01 مهر 92), مهرااد (شنبه 30 شهریور 92)
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
almasss (دوشنبه 01 مهر 92), deljoo_deltang (دوشنبه 01 مهر 92), rozaneh (شنبه 23 آذر 92), میشل (چهارشنبه 11 دی 92), مهرااد (سه شنبه 02 مهر 92)
تشکرشده 5,967 در 1,568 پست
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
ammin (پنجشنبه 11 مهر 92), مهرااد (سه شنبه 02 مهر 92), مسافر زمان (پنجشنبه 21 آذر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)