ای وای من فکر میکردم من فقط واسه بچه دار شدن ترس وجودم رو میگیره نگو که من تنها نیستم ...
البته ترسهای من از بچه دار شدن چیزهای دیگه ای بود و یه تاپیک هم باز کردم به نام http://www.hamdardi.net/thread-30187.html و دوستان خیلی بهم کمک کردن
ولی چیزی که جالب بود واسم که بهش اشاره کردی همون بیدار شدن حس مادرانه در وجودت بود چون دقیقا من هم تمام حس های تو رو تجربه کردم از حس بدی که اوایل ازدواجم از بچه دار شدن بهم دست میداد و اینکه به افرادی که بچه دار میشدن مخصوصا بچه دوم کلی غر میزدم که چه بیکارن چه حوصله ای دارن و .... و از گریه کردن و التماس کردن به همسرم که یکسال دیگه بهم فرصت بده و بیدار شدن همون حس مادرانه در عمق وجودم و گاهی به وجد اومدن از دیدن عکس یه بچه توپل و موپل و قربون صدقه رفتنش در حال حاضر ...
ولی ترسهای من به خاطر از دست دادن توجه همسرم و تقسیم کردن محبتش بین من و فرزندمون نیست تو تاپیکم توضیح دادم میتونیم بخونیش
- - - Updated - - -
نمیدونم شاید وقتی خودش اومد حتی باعث بشه از نظر عاطفی تو و همسرت بهم نزدیکتر و علاقه مندتر باشید
چون این کوچولو حاصل عشق و علاقه شما دو نفر به همدیگست و وقتی لمسش میکنید و میبینید یکی که از وجود تو و همسرت تو آغوشتونه بیشتر به هم نزدیکتر بشید ... و حتی باعث بشه همدیگرو به همراه نی نی تون محکمتر بغل کنید .... (خیلی رمانتیک شد)









علاقه مندی ها (Bookmarks)